- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 930–586 BC
The Divided Kingdom
The kingdom splits into Israel and Judah; prophets warn of judgment as both nations slowly drift into idolatry and exile.
آیات این دوره
- دوم تواریخ ۱۰:۱حدود ۹۷۵ پ.م.
و رَحُبْعام به شكیم رفت، زیرا كه تمامی اسرائیل به شكیم آمدند تا او را پادشاه سازند.
- دوم تواریخ ۱۰:۲حدود ۹۷۵ پ.م.
و چون یرُبْعام بن نَباط این را شنید، (و او هنوز در مصر بود كه از حضور سلیمان پادشاه به آنجا فرار كرده بود)، یرُبْعام از مصر مراجعت نمود.
- دوم تواریخ ۱۰:۳حدود ۹۷۵ پ.م.
و ایشان فرستاده، او را خواندند؛ آنگاه یرُبْعام و تمامی اسرائیل آمدند و به رَحُبْعام عرض كرده، گفتند:
- دوم تواریخ ۱۰:۴حدود ۹۷۵ پ.م.
« پدر تو یوغ ما را سخت ساخت؛ اما تو الا´ن بندگی سخت پدر خود را و یوغ سنگین او را كه بر ما نهاد سبك ساز و تو را خدمت خواهیم نمود.»
- دوم تواریخ ۱۰:۵حدود ۹۷۵ پ.م.
او به ایشان گفت: «بعد از سه روز باز نزد من بیایید.» و ایشان رفتند.
- دوم تواریخ ۱۰:۶حدود ۹۷۵ پ.م.
و رَحُبْعام پادشاه با مشایخی كه در حین حیات پدرش سلیمان به حضور وی میایستادند مشورت كرده، گفت: «شما چه صلاح میبینید كهبه این قوم جواب دهم؟»
- دوم تواریخ ۱۰:۷حدود ۹۷۵ پ.م.
ایشان به او عرض كرده، گفتند: «اگر با این قوم مهربانی نمایی و ایشان را راضی كنی و با ایشان سخنان دلاویز گویی، همانا همیشۀ اوقات بندۀ تو خواهند بود.»
- دوم تواریخ ۱۰:۸حدود ۹۷۵ پ.م.
اما او مشورت مشایخ را كه به وی دادند ترك كرد و با جوانانی كه با او تربیت یافته بودند و به حضورش میایستادند مشورت كرد.
- دوم تواریخ ۱۰:۹حدود ۹۷۵ پ.م.
و به ایشان گفت: «شما چه صلاح میبینید كه به این قوم جواب دهیم كه به من عرض كرده، گفتهاند: یوغی را كه پدرت بر ما نهاده است سبك ساز.»
- دوم تواریخ ۱۰:۱۰حدود ۹۷۵ پ.م.
و جوانانی كه با او تربیت یافته بودند، او را خطاب كرده، گفتند: «به این قوم كه به تو عرض كرده، گفتهاند پدرت یوغ ما را سنگین ساخته است و تو آن را برای ما سبك ساز چنین بگو: انگشت كوچك من از كمر پدرم كلفت تر است.
- دوم تواریخ ۱۰:۱۱حدود ۹۷۵ پ.م.
و حال پدرم یوغ سنگینی بر شما نهاده است، اما من یوغ شما را زیاده خواهم گردانید، پدرم شما را با تازیانهها تنبیه مینمود، اما من شما را با عقربها.»
- دوم تواریخ ۱۰:۱۲حدود ۹۷۵ پ.م.
و در روز سوم، یرُبْعام و تمامی قوم به نزد رَحُبْعام بازآمدند، به نحوی كه پادشاه گفته و فرموده بود كه در روز سوم نزد من بازآیید.
- دوم تواریخ ۱۰:۱۳حدود ۹۷۵ پ.م.
و پادشاه قوم را به سختی جواب داد؛ و رَحُبْعام پادشاه مشورت مشایخ را ترك كرد،
- دوم تواریخ ۱۰:۱۴حدود ۹۷۵ پ.م.
و موافق مشورت جوانانْ ایشان را خطاب كرده، گفت: «پدرم یوغ شما را سنگین ساخت، اما من آن را زیاده خواهم گردانید؛ پدرم شما را با تازیانهها تنبیه مینمود، اما من با عقربها.»
- دوم تواریخ ۱۰:۱۵حدود ۹۷۵ پ.م.
پس پادشاه قوم را اجابت نكرد زیرا كه این امر از جانب خدا شده بود تا خداوند كلامی را كه به واسطۀ اَخِیای شیلونی به یرُبْعام بن نَباط گفته بود ثابت گرداند.
- دوم تواریخ ۱۰:۱۶حدود ۹۷۵ پ.م.
و چون تمامی اسرائیل دیدند كه پادشاه ایشان را اجابت نكرد، آنگاه قومْ پادشاه را جواب داده، گفتند: «ما را در داود چه حصه است؟ در پسر یسّی نصیبی نداریم. ای اسرائیل، به خیمههای خود بروید! حال ای داود به خانۀ خود متوجه باش!» پس تمامی اسرائیل به خیمههای خویش رفتند.
- دوم تواریخ ۱۰:۱۷حدود ۹۷۵ پ.م.
اما بنیاسرائیلی كه در شهرهای یهودا ساكن بودند، رَحُبْعام بر ایشان سلطنت مینمود.
- دوم تواریخ ۱۰:۱۸حدود ۹۷۵ پ.م.
پس رَحُبْعام پادشاه هَدُرام را كه رئیس باجگیران بود فرستاد، و بنیاسرائیل او را سنگسار كردند كه مُرد و رَحُبْعام پادشاه تعجیل نموده، بر ارابۀ خود سوار شد و به اورشلیم فرار كرد.
- دوم تواریخ ۱۰:۱۹حدود ۹۷۵ پ.م.
پس اسرائیل تا به امروز بر خاندان داود عاصی شدهاند.
و چون رَحُبْعام وارد اورشلیم شد، صد و هشتاد هزار نفر برگزیدۀ جنگ آزموده را از خاندان یهودا و بنیامین جمع كرد تا با اسرائیل مقاتله نموده، سلطنت را به رحبعام برگرداند.
اما كلام خداوند بر شَمَعْیا مرد خدا نازل شده، گفت:
« به رَحُبْعام بن سلیمان پادشاه یهودا و به تمامی اسرائیلیان كه در یهودا و بنیامین میباشند خطاب كرده، بگو:
خداوند چنین میگوید: برمیایید و با برادران خود جنگ منمایید. هركس به خانۀ خود برگردد زیرا كه این امر از جانب من شده است.» و ایشان كلام خداوند را شنیدند و از رفتن به ضدّ یرُبْعام برگشتند.
- دوم تواریخ ۱۱:۵حدود ۹۷۵ پ.م.
و رَحُبْعام در اورشلیم ساكن شد و شهرهای حصاردار در یهودا ساخت.
- دوم تواریخ ۱۱:۶حدود ۹۷۵ پ.م.
پس بیتلحم وعِیتام و تَقُّوع