- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Jerusalem
همچنین شناختهشده به: Jerusalem's
31.7700, 35.2300 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Jerusalem نام میبرند
و چون اَدُونِی صَدَق، ملك اورشلیمشنید كه یوشع عای را گرفته و آن را تباه كرده، و به طوری كه به اریحا و ملكش عمل نموده بود به عای و ملكش نیز عمل نموده است، و ساكنان جَبَعُون با اسرائیل صلح كرده، در میان ایشان میباشند،
پس اَدُونِی صَدَق، ملك اورشلیم نزد هوهام، ملك حَبْرُون، و فِرْآم، ملك یرْموت، و یافیع، ملك لاخیش، و دَبیرْ، ملك عَجْلُون، فرستاده، گفت:
پس پنج ملك اَموریان یعنی ملك اورشلیم و ملك حَبْرُون و ملك یرْمُوت و ملك لاخیش و ملك عَجْلُون جمع شدند، و با تمام لشكر خود برآمدند، و در مقابل جَبَعُون اردو زده، با آن جنگ كردند.
پس چنین كردند، و آن پنج ملك، یعنی ملك اورشلیم و ملك حَبْرُون و ملك یرْمُوت و ملك لاخیش و ملك عَجْلون را از مغاره نزد وی بیرونآوردند.
و یكی ملك اورشلیم و یكی ملك حَبْرُون.
و این حد از وادی پسر هَنُّوم به جانب یبُوسی، به طرف جنوب كه همان اورشلیم باشد، برآمد. پس این حد به سوی قلۀ كوهی كه به طرف مغرب مقابل وادی هَنُّوم، و به طرف شمال به آخر وادی رفائیم است، گذشت.
و اما یبوسیان كه ساكن اورشلیم بودند، بنییهودا نتوانستند ایشان را بیرون كنند. پس یبوسیان با بنییهودا تا امروز در اورشلیم ساكنند.
و صَیلَه و آلَف و یبوسی كه اورشلیم باشد و جِبْعَه و قِرْیت، چهارده شهر با دهات آنها. این ملك بنیبنیامین به حسب قبایل ایشان بود.
و اَدُونی بازَق گفت: هفتاد مَلِك با شستهای دست و پا بریده زیر سفرۀ من خوردههـا برمیچیدنـد. موافـق آنچه مـن كردم خـدا به من مكافات رسانیـده است. پس او را به اورشلیم آوردند و در آنجـا مـرد.
و بنییهودا با اورشلیم جنگ كرده، آن را گرفتند، و آن را به دم شمشیر زده، شهر را به آتش سوزانیدند.
و بنیبنیامین یبُوسیان را كه در اورشلیمساكن بودند بیرون نكردند، و یبوسیان با بنیبنیامین تا امروز در اورشلیم ساكنند.
اما آن مرد قبول نكرد كه شب را بماند، پس برخاسته، روانه شد و به مقابل یبوس كه اورشلیم باشد، رسید؛ و دو الاغ پالان شده و كنیزش همراه وی بود.
و داود سر فلسطینی را گرفته، به اورشلیم آورد اما اسلحۀ او را در خیمۀ خود گذاشت.
هفت سال و شش ماه در حَبْرُون بر یهودا سلطنت نمود، و سی و سه سال در اورشلیم بر تمامی اسرائیل و یهودا سلطنت نمود.
و پادشاه با مردانش به اورشلیم به مقابلۀ یبوسیان كه ساكنان زمین بودند، رفت. و ایشان به داود متكلّم شده، گفتند: به اینجا داخل نخواهی شد جز اینكه كوران و لنگان را بیرون كنی. زیرا گمان بردند كه داود به اینجا داخل نخواهد شد.
و بعد از آمدن داود از حَبْرُون، كنیزان و زنان دیگر از اورشلیم گرفت، و باز برای داود پسران و دختران زاییده شدند.
و نامهای آنانی كه برای او در اورشلیم زاییده شدند، این است: شَمُّوع و شُوباب و ناتان و سلیمان،
و داود سپرهای طلا را كه بر خادمان هَدَدعَزَر بود گرفته، آنها را به اورشلیم آورد.
پس مفیبوشت در اورشلیم ساكن شد زیرا كه همیشه بر سفرۀ پادشاه میخورد و از هر دو پا لنگ بود.
و چون بنیعَمّون دیدند كه اَرامیان فرار كردند، ایشان نیز از حضور ابیشای گریخته، داخل شهر شدند و یوآب از مقابلۀ بنیعَمّون برگشته، به اورشلیم آمد.
بیرون رفتن پادشاهان، كه داودْ یوآب را با بندگان خویش و تمامی اسرائیل فرستاد، و ایشان بنیعَمّون را خراب كرده، رَبَّه را محاصرهنمودند، اما داود در اورشلیم ماند.
و داود به اوریاگفت: امروز نیز اینجا باش و فردا تو را روانه میكنم. پس اوریا آن روز و فردایش را در اورشلیم ماند.
و خلق آنجا را بیرون آورده، ایشان را زیر ارّهها و چومهای آهنین و تیشههای آهنین گذاشت و ایشان را از كورۀ آجرپزی گذرانید، و به همین طور با جمیع شهرهای بنیعَمّون رفتار نمود. پس داود و تمامی قوم به اورشلیم برگشتند.
پس یوآب برخاسته، به جشور رفت و اَبْشالوم را به اورشلیم بازآورد.
و اَبْشالوم دو سال تمام در اورشلیم مانده، روی پادشاه را ندید.