- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Benjamin
آیاتی که از Benjamin نام میبرند
و در حین جان كندن، زیرا كه مُرد، پسر را بناونی نام نهاد، لكن پدرش وی را بنیامین نامید.
و پسران راحیل: یوسف و بنیامین.
و اما بنیامین، برادر یوسف را یعقوب با برادرانش نفرستاد، زیرا گفت مبادا زیانی بدو رسد.
و پدر ایشان، یعقوب، بدیشان گفت: مرا بیاولاد ساختید، یوسف نیست و شمعون نیست و بنیامین را میخواهید ببرید. این همه بر من است؟
و خدای قادر مطلق شما را در نظر آن مرد مكرم دارد، تا برادر دیگر شما و بنیامین را همراه شما بفرستد، و من اگر بیاولاد شدم، بیاولاد شدم. »
پس آن مردان، ارمغان را برداشته، و نقد مضاعف را بدست گرفته، با بنیامین روانه شدند. و به مصر فرود آمده، به حضور یوسف ایستادند.
اما یوسف، چون بنیامین را با ایشان دید، به ناظر خانۀ خود فرمود: این اشخاص را به خانه ببر، و ذبح كرده، تدارك ببین، زیرا كه ایشان وقتظهر با من غذا میخورند.
و چون چشمان خود را باز كرده، برادر خود بنیامین، پسر مادر خویش را دید، گفت: آیا این است برادر كوچك شما كه نزد من، ذكر او را كردید؟ و گفت: ای پسرم، خدا بر تو رحم كناد.
و حِصِّهها از پیش خود برای ایشان گرفت، اما حصّۀ بنیامین پنج چندان حصّۀ دیگران بود، و با وی نوشیدند و كیف كردند.
و او تجسس كرد، و از مهتر شروع نموده، به كهتر ختم كرد. و جام در عدل بنیامین یافته شد.
و اینك چشمان شما و چشمان برادرم بنیامین، میبیند، زبان من است كه با شما سخن میگوید.
پس به گردن برادر خود، بنیامین، آویخته، بگریست و بنیامین بر گردن وی گریست.
و به هر یك از ایشان، یك دست رخت بخشید، اما به بنیامین سیصد مثقال نقره، و پنج دست جامه داد.
و پسران راحیل زن یعقوب: یوسف و بنیامین.
و پسران بنیامین: بالع و باكِر و اَشبیل و جیرا و نَعمان و ایحی و رُش و مُفیم و حُفیم و آرْد.
بنیامین، گرگی است كه میدرد. صبحگاهان شكار را خواهد خورد، و شامگاهان غارت را تقسیم خواهد كرد.
یساكار و زبولون و بنیامین،
از بنیامین، اَبیدان بن جِدعونی.
و انساب بنیبنیامین برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، موافق شمارۀ اسمها، از بیست ساله و بالاتر، هر كه برای جنگ بیرون میرفت.
شمردهشدگان ایشان از سبط بنیامین، سی و پنج هزار و چهارصد نفر بودند.
و سبط بنیامین و رئیس بنیبنیامین، اَبیدان بن جِدعونی باشد.
و در روز نهم، اَبیدان بن جِدعونی سرور بنیبنیامین.
و بر فوج سبط بنیبنیامین، اَبیدان بن جِدعونی.
از سبط بنیامین، فَلطی بن رافو.
و بنیبنیامین برحسب قبایل ایشان: از بالع قبیلۀ بالعیان از اَشبیل قبیلۀ اَشبیلیان و از اَحیرام قبیلۀ اَحیرامیان.