Skip to content

circa 970–930 BC

Solomon & The Temple

Solomon builds the great Temple in Jerusalem and rules with unprecedented wisdom and wealth before foreign gods divide his heart.

635 آیه · 2 کتاب پوشش‌داده‌شده

پالایش بر اساس کتاب
  1. اول پادشاهان ۱:۱حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و داود پادشاه‌ پیر و سالخورده‌ شده‌، هر چند او را به‌ لباس‌ می‌پوشانیدند، لیكن‌ گرم‌ نمی‌شد.

  2. اول پادشاهان ۱:۲حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و خادمانش‌ وی‌ را گفتند: «به‌ جهت‌ آقای‌ ما، پادشاه‌، باكره‌ای‌ جوان‌ بطلبند تا به‌ حضور پادشاه‌ بایستد و او را پرستاری‌ نماید، و در آغوش‌ تو بخوابد تا آقای‌ ما، پادشاه‌، گرم‌ بشود.»

  3. اول پادشاهان ۱:۳حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    پس‌ در تمامی‌ حدود اسرائیل‌ دختری‌ نیكو منظر طلبیدند و اَبیشَكِ شونمیه‌ را یافته‌، او را نزد پادشاه‌ آوردند.

  4. اول پادشاهان ۱:۴حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و آن‌ دختر بسیار نیكو منظر بود و پادشاه‌ را پرستاری‌ نموده‌، او را خدمت‌ می‌كرد. امّا پادشاه‌ او را نشناخت‌.

  5. اول پادشاهان ۱:۵حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    آنگاه‌ اَدُنیا پسر حَجِّیت‌، خویشتن‌ را برافراشته‌، گفت‌: «من‌ سلطنت‌ خواهم‌ نمود.» و برای‌ خود ارابه‌ها و سواران‌ و پنجاه‌ نفر را كه‌ پیش‌ روی‌ وی‌ بدوند، مهیا ساخت‌.

  6. اول پادشاهان ۱:۶حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و پدرش‌ او را در تمامی‌ ایام‌ عمرش‌ نرنجانیده‌، و نگفته‌ بود چرا چنین‌ و چنان‌ می‌كنی‌، و او نیز بسیار خوش‌اندام‌ بود و مادرش‌ او را بعد از اَبْشالوم‌ زاییده‌ بود.

  7. اول پادشاهان ۱:۷حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و با یوآب‌ بن‌ صَرُویه‌ و ابیاتار كاهن‌ مشورت‌ كرد و ایشان‌ اَدُنیا را اعانت‌ نمودند.

  8. اول پادشاهان ۱:۸حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و اما صادوق‌ كاهن‌ و بَنایاهُو ابن‌ یهُویاداع‌ و ناتان‌ نبی‌ و شِمْعِی‌ و رِیعی‌ و شجاعانی‌ كه‌ از آن‌ داود بودند، با اَدُنیا نرفتند.

  9. اول پادشاهان ۱:۹حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و اَدُنیا گوسفندان‌ و گاوان‌ و پرواریها نزد سنگ‌ زُوحَلَت‌ كه‌ به‌ جانب‌ عین‌ روجَل‌ است‌، ذبح‌نمود، و تمامی‌ برادرانش‌، پسران‌ پادشاه‌ را با جمیع‌ مردان‌ یهودا كه‌ خادمان‌ پادشاه‌ بودند، دعوت‌ نمود.

  10. اول پادشاهان ۱:۱۰حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    اما ناتان‌ نبی‌ و بَنایاهُو و شجاعان‌ و برادر خود، سلیمان‌ را دعوت‌ نكرد.

  11. اول پادشاهان ۱:۱۱حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و ناتان‌ به‌ بَتْشَبَع‌، مادر سلیمان‌، عرض‌ كرده‌، گفت‌: «آیا نشنیدی‌ كه‌ اَدُنیا، پسر حَجِّیت‌، سلطنت‌ می‌كند و آقای‌ ما داود نمی‌داند.

  12. اول پادشاهان ۱:۱۲حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    پس‌ حال‌ بیا تو را مشورت‌ دهم‌ تا جان‌ خود و جان‌ پسرت‌، سلیمان‌ را برهانی‌.

  13. اول پادشاهان ۱:۱۳حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    برو ونزد داود پادشاه‌ داخل‌ شده‌، وی‌ را بگو كه‌ ای‌ آقایم‌ پادشاه‌، آیا تو برای‌ كنیز خود قسم‌ خورده‌، نگفتی‌ كه‌ پسر تو سلیمان‌، بعد از من‌ پادشاه‌ خواهد شد؟ و او بر كرسی من‌ خواهد نشست‌؟ پس‌ چرا اَدُنیا پادشاه‌ شده‌ است‌؟

  14. اول پادشاهان ۱:۱۴حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    اینك‌ وقتی‌ كه‌ تو هنوز در آنجا با پادشاه‌ سخن‌ گویی‌، من‌ نیز بعد از تو خواهم‌ آمد و كلام‌ تو را ثابت‌ خواهم‌ كرد.»

  15. اول پادشاهان ۱:۱۵حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    پس‌ بَتْشَبَع‌ نزد پادشاه‌ به‌ اطاق‌ درآمد و پادشاه‌ بسیار پیر بود و اَبیشَك‌ شونمیه‌، پادشاه‌ را خدمت‌ می‌نمود.

  16. اول پادشاهان ۱:۱۶حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و بَتْشَبَع‌ خم‌ شده‌، پادشاه‌ را تعظیم‌ نمود و پادشاه‌ گفت‌: «تو را چه‌ شده‌ است‌؟»

  17. اول پادشاهان ۱:۱۷حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    او وی‌ را گفت‌: «ای‌ آقایم‌ تو برای‌ كنیز خود به‌ یهُوَه‌ خدای‌ خویش‌ قسم‌ خوردی‌ كه‌ پسر تو، سلیمان‌ بعد از من‌ پادشاه‌ خواهد شد و او بر كرسی‌ من‌ خواهد نشست‌.

  18. اول پادشاهان ۱:۱۸حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و حال‌ اینك‌ اَدُنیا پادشاه‌ شده‌ است‌ و آقایم‌ پادشاه‌ اطلاع‌ ندارد.

  19. اول پادشاهان ۱:۱۹حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و گاوان‌ و پرواریها و گوسفندان‌ بسیار ذبح‌كرده‌، همۀ پسران‌ پادشاه‌ و ابیاتار كاهن‌ و یوآب‌، سردار لشكر را دعوت‌ كرده‌، اما بنده‌ات‌ سلیمان‌ را دعوت‌ ننموده‌ است‌.

  20. اول پادشاهان ۱:۲۰حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و اما ای‌ آقایم‌ پادشاه‌، چشمان‌ تمامی‌ اسرائیل‌ به‌ سوی‌ توست‌ تا ایشان‌ را خبر دهی‌ كه‌ بعد از آقایم‌، پادشاه‌، كیست‌ كه‌ بر كرسی‌ وی‌ خواهد نشست‌.

  21. اول پادشاهان ۱:۲۱حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    والاّ واقع‌ خواهد شد هنگامی‌ كه‌ آقایم‌ پادشاه‌ با پدران‌ خویش‌ بخوابد كه‌ من‌ و پسرم‌ سلیمان‌ مقصّر خواهیم‌ بود.»

  22. اول پادشاهان ۱:۲۲حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و اینك‌ چون‌ او هنوز با پادشاه‌ سخن‌ می‌گفت‌، ناتان‌ نبی‌ نیز داخل‌ شد.

  23. اول پادشاهان ۱:۲۳حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و پادشاه‌ را خبر داده‌، گفتند كه‌ «اینك‌ ناتان‌ نبی‌ است‌.» و او به‌ حضور پادشاه‌ درآمده‌، رو به‌ زمین‌ خم‌ شده‌، پادشاه‌ را تعظیم‌ نمود.

  24. اول پادشاهان ۱:۲۴حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    و ناتان‌ گفت‌: «ای‌ آقایم‌ پادشاه‌، آیا تو گفته‌ای‌ كه‌ اَدُنیا بعد از من‌ پادشاه‌ خواهد شد و او بر كرسی‌ من‌ خواهد نشست‌؟

  25. اول پادشاهان ۱:۲۵حدود ۱۰۱۵ پ.م.

    زیرا كه‌ امروز او روانه‌ شده‌، گاوان‌ و پرواریها و گوسفندان‌ بسیار ذبح‌ نموده‌، و همۀ پسران‌ پادشاه‌ و سرداران‌ لشكر و ابیاتار كاهن‌ را دعوت‌ كرده‌ است‌، و اینك‌ ایشان‌ به‌ حضورش‌ به‌ اكل‌ و شرب‌ مشغولند و می‌گویند اَدُنیای‌ پادشاه‌ زنده‌ بماند.