- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Hiram
همچنین شناختهشده به: Huram
آیاتی که از Hiram نام میبرند
و حیرام، پادشاه صور، قاصدان و درخت سرو آزاد و نجاران و سنگتراشان نزد داود فرستاده، برای داود خانهای بنا نمودند.
و حیرام، پادشاه صور، خادمان خود را نزد سلیمان فرستاد، چونكه شنیده بود كه او را به جای پدرش به پادشاهی مسح كردهاند، زیرا كه حیرام همیشه دوست داود بود.
و سلیمان نزدحیرام فرستاده، گفت
پس چون حیرام سخنان سلیمان را شنید، به غایت شادمان شده، گفت: «امروز خداوند متبارك باد كه به داود پسری حكیم بر این قوم عظیم عطا نموده است.»
و حیرام نزد سلیمان فرستاده، گفت: «پیغامی كه نزد من فرستادی اجابت نمودم و من خواهش تو را دربارۀ چوب سرو آزاد و چوب صنوبر بجا خواهم آورد.
پس حیرام چوبهای سرو آزاد و چوبهای صنوبر راموافق تمامی ارادهاش به سلیمان داد.
و سلیمان بیست هزار كُرّ گندم و بیست هزار كُرّ روغن صاف به حیرام به جهت قوّت خانهاش داد، و سلیمان هرساله اینقدر به حیرام میداد.
و خداوند سلیمان را به نوعی كه به او وعده داده بود، حكمت بخشید و در میان حیرام و سلیمان صلح بود و با یكدیگر عهد بستند.
و بنایان سلیمان و بنایان حیرام و جِبْلیان آنها را تراشیدند، پس چوبها و سنگها را به جهت بنای خانه مهیا ساختند.
و حیرام، پادشاه صور، سلیمان را به چوب سرو آزاد و چوب صنوبر و طلا موافق هر چه خواسته بود اعانت كرده بود، آنگاه سلیمان پادشاه بیست شهر در زمین جلیل به حیرام داد.
و حیرام به جهت دیدن شهرهایی كه سلیمان به او داده بود، از صور بیرون آمد، اما آنها به نظرش پسند نیامد.
و حیرام صدو بیست وزنۀ طلا برای پادشاه فرستاد.
و حیرام، بندگان خود را كه مَلاح بودند و در دریا مهارت داشتند، در كشتیها همراه بندگان سلیمان فرستاد.
و به پادشاه صد و بیست وزنۀ طلا و عطریات از حد زیاده و سنگهای گرانبها داد، و مثل این عطریات كه ملكۀ سَبَا به سلیمان پادشاه داد، هرگز به آن فراوانی دیگر نیامد.
زیرا پادشاه كشتیهای ترشیشی با كشتیهای حیرام به روی دریا داشت و كشتیهای ترشیشی هر سه سال یك مرتبه میآمدند و طلا و نقره و عاج و میمونها و طاووسها میآوردند.
و حیرام پادشاه صور، قاصدان با چوب سرو آزاد و بنایان و نجاران نزد داود فرستاد تا خانهای برای او بسازند.
و سلیمان نزد حورام، پادشاه صور فرستاده، گفت: «چنانكه با پدرم داود رفتار نمودی و چوب سرو آزاد برایش فرستادی تا خانهای به جهت سكونت خویش بنا نماید، (همچنین با من رفتار نما).
و حورام پادشاه صور مكتوباً جواب داده، آن را نزد سلیمان فرستاد كه «چون خداوند قوم خود را دوست میدارد، از این جهت تو را به پادشاهی ایشان نصب نموده است.»
و حورام گفت: «متبارك باد یهُوَه خدای اسرائیل كه آفرینندۀ آسمان و زمین میباشد، زیرا كه به داود پادشاه پسری حكیم و صاحب معرفت و فهم بخشیده است تا خانهای برای خداوند و خانهای برای سلطنت خودش بنا نماید.
سلیمان شهرهایی را كه حورام به سلیمان داده بود تعمیر نمود، و بنیاسرائیل را در آنها ساكن گردانید.
و حُورام كشتیها و نوكرانی را كه در دریا مهارت داشتند، به دست خادمان خود برای وی فرستاد و ایشان با بندگان سلیمان به اُوفیر رفتند، و چهارصد و پنجاه وزنۀ طلا از آنجا گرفته، برای سلیمان پادشاه آوردند.
و نیز بندگان حورام و بندگان سلیمان كه طلا از اوفیر میآوردند، چوب صندل و سنگهای گرانبها آوردند.
زیرا كه پادشاه را كشتیها بود كه با بندگان حُورام به ترشیش میرفت، و كشتیهای ترشیشی هر سه سال یك مرتبه میآمد، و طلا و نقره و عاج و میمونها و طاوسها میآورد.