- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Samaria
32.2800, 35.1900 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Samaria نام میبرند
زیرا كلامی را كه دربارۀ مذبحی كه در بیتئیل است و دربارۀ همۀ خانههای مكانهای بلند كه در شهرهای سامره میباشد، به فرمان خداوند گفته بود، البته واقع خواهد شد.»
پس كوه سامره را از سامَر به دو وزنۀ نقره خرید و در آن كوه بنایی ساخت و شهری را كه بناكرد به نام سامَر كه مالك كوه بود، سامره نامید.
پس عُمْری با پدران خویش خوابید و در سامره مدفون شد و پسرش اَخاب در جایش سلطنت نمود.
و اَخاب بن عُمْری در سال سی و هشتم آسا، پادشاه یهودا، بر اسرائیل پادشاه شد، و اَخاب بن عُمْری بر اسرائیل در سامره بیست و دو سال سلطنت نمود.
و مذبحی به جهت بعل در خانۀ بَعل كه در سامره ساخته بود، برپا نمود.
پس ایلیا روانه شد تا خود را به اَخاب بنماید و قحط در سامره سخت بود.
و بَنْهَدَد، پادشاه اَرام، تمامی لشكر خود را جمع كرد، و سی و دو پادشاه و اسبان و ارابهها همراهش بودند. پس برآمده، سامره را محاصره كرد و با آن جنگ نمود.
آنگاه بَنْهَدَد نزد وی فرستاده، گفت: «خدایان، مثل این بلكه زیاده از این به من عمل نمایند اگر گَردِ سامره كفایت مشتهای همۀ مخلوقی را كه همراه من باشند بكند.»
و خادمان سروران كشورها اول بیرون رفتند و بَنْهَدَد كسان فرستاد و ایشان او را خبر داده، گفتند كه «مردمان از سامره بیرون میآیند.»
و (بَنْهَدَد) وی را گفت:«شهرهایی را كه پدر من از پدر تو گرفت، پس میدهم و برای خود در دمشق كوچهها بساز، چنانكه پدر من در سامره ساخت.» (در جواب گفت): «من تو را به این عهد رها میكنم.» پس با او عهد بست و او را رها كرد.
پس پادشاه اسرائیل پریشان حال و مغموم شده، به خانۀ خود رفت و به سامره داخل شد.
و بعد از این امور، واقع شد كه نابوتیزْرَعِیلی، تاكستانی در یزْرَعِیل به پهلوی قصر اَخاب ، پادشاه سامره، داشت.
« برخیز و برای ملاقات اَخاب ، پادشاه اسرائیل كه در سامره است، فرود شو. اینك او درتاكستان نابوت است كه به آنجا فرود شد تا آن را متصرّف شود.
و پادشاه اسرائیل و یهُوْشافاط، پادشاه یهودا، هر یكی لباس خود را پوشیده، بر كرسی خود در جای وسیع، نزد دهنۀ دروازۀ سامره نشسته بودند، و جمیع انبیا به حضور ایشان نبوّت میكردند.
و پادشاه مرد و او را به سامره آوردند و پادشاه را در سامره دفن كردند.
و ارابه را در بركۀ سامره شستند و سگان خونش را لیسیدند و اسلحۀ او را شستند، برحسب كلامی كه خداوند گفته بود.
و اَخَزْیا ابن اَخاب در سال هفدهمِ یهُوْشافاط، پادشاه یهودا بر اسرائیل در سامره پادشاه شد، و دو سال بر اسرائیل پادشاهی نمود.
و اَخَزْیا از پنجرۀ بالاخانۀ خود كه در سامره بود افتاده، بیمار شد. پس رسولان را روانه نموده، به ایشان گفت: «نزد بَعْل زَبُوب، خدای عَقْرُون رفته، بپرسید كه آیا از این مرض شفا خواهم یافت؟»
و فرشتۀ خداوند به ایلیای تِشْبی گفت: «برخیز و به ملاقاتِ رسولانِ پادشاهِ سامره برآمده، به ایشان بگو كه آیا از این جهت كه خدایی در اسرائیل نیست، شما برای سؤال نمودن از بَعْل زَبُوب، خدای عَقْرُون میروید؟
و از آنجا به كوه كَرْمَل رفت و از آنجا به سامره مراجعت نمود.
و یهُورام بن اَخاب در سال هجدهمیهُوشافاط، پادشاه یهودا در سامره بر اسرائیل آغاز سلطنت نمود و دوازده سال پادشاهی كرد.
و در آن وقت یهُورام پادشاه از سامره بیرون شده، تمامی اسرائیل را سان دید.
و به خاتون خود گفت: «كاش كه آقایم در حضور نبیای كه در سامره است، میبود كه او را از برصش شفا میداد.»
و اَلِیشَع، ایشان را گفت: «راه این نیست و شهر این نیست. از عقب من بیایید و شما را به كسی كه میطلبید، خواهم رسانید.» پس ایشان را به سامره آورد.
و هنگامی كه وارد سامره شدند، اَلِیشَع گفت: «ای خداوند چشمان ایشان را بگشا تا ببینند.» پس خداوند چشمان ایشان را گشود و دیدند كه اینك در سامره هستند.