پرش به محتوا

Samaria

113 verses

32.2800, 35.1900 مشاهده در نقشه‌های گوگل

آیاتی که از Samaria نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و پادشاه‌ آشور بر تمامی‌ زمین‌ هجوم‌ آورده‌، به‌ سامره‌ برآمد و آن‌ را سه‌ سال‌ محاصره‌ نمود.

  2. و در سال‌ نهمِ هُوشَع‌، پادشاه‌ آشور، سامره‌ را گرفت‌ و اسرائیل‌ را به‌ آشور به‌ اسیری‌ برد و ایشان‌ را در حَلَحْ و خابور بر نهر جُوزان‌ و در شهرهای‌ مادیان‌ سكونت‌ داد.

  3. و پادشاه‌ آشور، مردمان‌ از بابل‌ و كوت‌ و عِوّا و حَمات‌ و سَفَروایم‌ آورده‌، ایشان‌ را به‌ جای‌بنی‌اسرائیل‌ در شهرهای‌ سامره‌ سكونت‌ داد و ایشان‌ سامره‌ را به‌ تصرف‌ آورده‌، در شهرهایش‌ ساكن‌ شدند.

  4. پس‌ به‌ پادشاه‌ آشور خبر داده‌، گفتند: «طوایفی‌ كه‌ كوچانیدی‌ و ساكن‌ شهرهای‌ سامره‌ گردانیدی‌، قاعدۀ خدای‌ آن‌ زمین‌ را نمی‌دانند و او شیران‌ در میان‌ ایشان‌ فرستاده‌ است‌؛ و اینك‌ ایشان‌ را می‌كشند از این‌ جهت‌ كه‌ قاعدۀ خدای‌ آن‌ زمین‌ را نمی‌دانند.»

  5. پس‌ یكی‌ از كاهنانی‌ كه‌ از سامره‌ كوچانیده‌ بودند، آمد و در بیت‌ئیل‌ ساكن‌ شده‌، ایشان‌ را تعلیم‌ داد كه‌ چگونه‌ خداوند را باید بپرستند.

  6. و در سال‌ چهارمِ حِزْقیا پادشاه‌ كه‌ سال‌ هفتمِ هُوشَع‌ بن‌ اِیلَه‌، پادشاه‌ اسرائیل‌ بود، شَلْمَناسَر، پادشاه‌ آشور به‌ سامره‌ برآمده‌، آن‌ را محاصره‌ كرد.

  7. و در آخر سال‌ سوم‌ در سال‌ ششمِ حِزْقیا، آن‌ را گرفتند، یعنی‌ در سال‌ نهمِ هُوشَع‌، پادشاه‌ اسرائیل‌، سامره‌ گرفته‌ شد.

  8. خدایان‌ حَمات‌ و اَرْفاد كجایند؟ و خدایان‌ سَفَروایم‌ و هِینَع‌ و عِوّا كجا؟ و آیا سامره‌ را از دست‌ من‌ رهانیده‌اند؟

  9. و بر اورشلیم‌، ریسمانِ سامره‌ و ترازوی‌ خانۀ اَخاب‌ را خواهم‌ كشید و اورشلیم‌ را پاك‌ خواهم‌ كرد، به‌ طوری‌ كه‌ كسی‌ بشقاب‌ را زدوده‌ و واژگون‌ ساخته‌، آن‌ را پاك‌ می‌كند.

  10. او گفت‌: «آن‌ را واگذارید و كسی‌ استخوانهای‌ او را حركت‌ ندهد.» پس‌ استخوانهای‌ او را با استخوانهای‌ آن‌ نبی‌ كه‌ از سامره‌ آمده‌ بود، واگذاشتند.

  11. و یوشیا تمامی‌ خانه‌های‌ مكان‌های‌ بلند را نیز كه‌ در شهرهای‌ سامره‌ بود و پادشاهان‌ اسرائیل‌ آنها را ساخته‌، خشم ‌( خداوند ) را به‌ هیجان‌ آورده‌ بودند، برداشت‌ و با آنها موافق‌ تمامی‌ كارهایی‌ كه‌ به‌ بیت‌ئیل‌ كرده‌ بود، عمل‌ نمود.

  12. و بعد از چند سال‌ نزد اَخاب‌ به‌ سامره‌ رفت‌ و اَخاب‌ برای‌ او و قومی‌ كه‌ همراهش‌ بودند گوسفندان‌ و گاوان‌ بسیار ذبح‌ نمود و او را تحریض‌ نمود كه‌ همراه‌ خودش‌ به‌ راموت‌ جِلْعاد برآید.

  13. و پادشاه‌ اسرائیل‌ و یهُوشافاط‌ پادشاه‌ یهودا هر یكی‌ لباس‌ خود را پوشیده‌، بر كرسی‌ خویش‌ در جای‌ وسیع‌ نزد دهنۀ دروازه‌ سامره‌ نشسته‌ بودند و جمیع‌ انبیا به‌ حضور ایشان‌ نبوت‌ می‌كردند.

  14. و اَخَزْیا را طلبید و او را در حالتی‌ كه‌ در سامره‌ پنهان‌ شده‌ بود، دستگیر نموده‌، نزد ییهو آوردند و او را به‌ قتل‌ رسانیده‌، دفن‌ كردند زیرا گفتند: «پسر یهُوشافاط‌ است‌ كه‌ خداوند را به‌ تمامی‌ دل‌ خود طلبید.» پس‌، از خاندان‌ اَخَزْیا، كسی‌ كه‌ قادر بر سلطنت‌ باشد، نماند.

  15. و اما مردان‌ آن‌ فوج‌ كه‌ اَمَصْیا باز فرستاده‌ بود تا همراهش‌ به‌ جنگ‌ نروند، بر شهرهای‌ یهودا از سامره‌ تا بیت‌ حورون‌ تاختند و سه‌ هزار نفر را كشته‌، غنیمت‌ بسیار بردند.

  16. و تمامی‌ طلا و نقره‌ و تمامی‌ ظروفی‌ را كه‌ در خانۀ خدا نزد (بنی‌) عُوْبیدْ اَدُوم‌ و در خزانه‌های‌ خانۀ پادشاه‌ یافت‌ شد و یرْغمالان‌ را گرفته‌، به‌ سامره‌ مراجعت‌ كرد.

  17. پس‌ بنی‌اسرائیل‌ دویست‌ هزار نفر زنان‌ و پسران‌ و دختران‌ از برادران‌ خود به‌ اسیری‌ بردند و نیز غنیمت‌ بسیاری‌ از ایشان‌ گرفتند و غنیمت‌ را به‌ سامره‌ بردند.

  18. و در آنجا نبی‌ از جانب‌ خداوند عُوْدید نام‌ بود كه‌ به‌ استقبال‌ لشكری‌ كه‌ به‌ سامره‌برمی‌گشتند آمده‌، به‌ ایشان‌ گفت‌: «اینك‌ از این‌ جهت‌ كه‌ یهُوَه‌ خدای‌ پدران‌ شما بر یهودا غضبناك‌ می‌باشد، ایشان‌ را به‌ دست‌ شما تسلیم‌ نمود و شما ایشان‌ را با غضبی‌ كه‌ به‌ آسمان‌ رسیده‌ است‌، كشتید.

  19. و آنانی‌ كه‌ اسم‌ ایشان‌ مذكور شد برخاسته‌، اسیران‌ را گرفتند و همۀ برهنگان‌ ایشان‌ را از غنیمت‌ پوشانیده‌، ملبس‌ ساختند و كفش‌ به‌ پای‌ ایشان‌ كرده‌، ایشان‌ را خورانیدند و نوشانیدند و تدهین‌ كرده‌، تمامی‌ ضعیفان‌ را بر الاغها سوار نموده‌، ایشان‌ را به‌ اریحا كه‌ شهر نخل‌ باشد نزد برادرانشان‌ رسانیده‌، خود به‌ سامره‌ مراجعت‌ كردند.

  20. و سایر امّت‌هایی‌ كه‌ اُسْنَفَّر عظیم‌ و شریف‌ ایشان‌ را كوچانیده‌، در شهر سامره‌ ساكن‌ گردانیده‌ است‌ و سایر ساكنان‌ ماورای‌ نهر و اما بعد.

  21. پس‌ پادشاه‌ به‌ رحوم‌ فرمان‌فرما و شمشائی‌ كاتب‌ و سایر رفقای‌ ایشان‌ كه‌ در سامره‌ ساكن‌ بودند و سایر ساكنان‌ ماورای‌ نهر، جواب‌ فرستاد كه‌ «سلامتی‌ و اما بعد.

  22. و در حضور برادرانش‌ و لشكر سامره‌ متكلّم‌ شده‌، گفت‌: «این‌ یهودیانِ ضعیف‌ چه‌ می‌كنند؟ آیا (شهر را) برای‌ خود مستحكم‌ خواهند ساخت‌ و قربانی‌ خواهند گذرانید و در یك‌ روز كار را به‌ انجام‌ خواهند رسانید؟ و سنگها از توده‌های‌ خاكروبه‌، زنده‌ خواهند ساخت‌؟ و حال‌ آنكه‌ سوخته‌ شده‌ است‌.»

  23. و سر افرایم‌ سامره‌ و سر سامره‌ پسر رملیا است‌ و اگر باور نكنید هرآینه‌ ثابت‌ نخواهید ماند.»

  24. زیرا قبل‌ از آنكه‌ طفل‌بتواند ای‌ پدرم‌ و ای‌ مادرم‌ بگوید، اموال‌ دمشق‌ و غنیمت‌ سامره‌ را پیش‌ پادشاه‌ آشور به‌ یغما خواهند برد.»

  25. و تمامی‌ قوم‌ خواهند دانست‌ یعنی‌ افرایم‌ و ساكنان‌ سامره‌ كه‌ از غرور و تكبّر دل‌ خود می‌گویند: