- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 930–586 BC
The Divided Kingdom
The kingdom splits into Israel and Judah; prophets warn of judgment as both nations slowly drift into idolatry and exile.
آیات این دوره
- اول پادشاهان ۱۹:۱۵حدود ۹۰۶ پ.م.
پس خداوند به او گفت: «روانه شده، به راه خود به بیابان دمشق برگرد. و چون برسی، حَزائیل را به پادشاهی اَرام مسح كن،
- اول پادشاهان ۱۹:۱۶حدود ۹۰۶ پ.م.
و ییهُو ابن نِمْشی را به پادشاهی اسرائیل مسح نما، و اَلِیشَع بن شافاط را كه از آبَل مَحُولَه است، مسح كن تا به جای تو نبی بشود.
- اول پادشاهان ۱۹:۱۷حدود ۹۰۶ پ.م.
و واقع خواهد شد هر كه از شمشیر حَزائیل رهایی یابد، ییهُو او را به قتل خواهد رسانید و هر كه از شمشیر ییهُو رهایی یابد، اَلِیشَع او رابه قتل خواهد رسانید.
- اول پادشاهان ۱۹:۱۸حدود ۹۰۶ پ.م.
اما در اسرائیل هفت هزار نفر را باقی خواهم گذاشت كه تمامی زانوهای ایشان نزد بَعْل خم نشده، و تمامی دهنهای ایشان او را نبوسیده است.»
- اول پادشاهان ۱۹:۱۹حدود ۹۰۶ پ.م.
پس از آنجا روانه شده، الیشع بن شافاط رایافت كه شیار میكرد و دوازده جفت گاو پیش وی و خودش با جفت دوازدهم بود. و چون ایلیا از او میگذشت، ردای خود را بر وی انداخت.
- اول پادشاهان ۱۹:۲۰حدود ۹۰۶ پ.م.
و او گاوها را ترك كرده، از عقب ایلیا دوید و گفت: «بگذار كه پدر و مادر خود را ببوسم و بعد از آن در عقب تو آیم.» او وی را گفت: «برو و برگرد زیرا به تو چه كردهام!»
- اول پادشاهان ۱۹:۲۱حدود ۹۰۶ پ.م.
پس از عقب او برگشته، یك جفت گاو را گرفت و آنها را ذبح كرده، گوشت را با آلات گاوان پخت، و به كسان خود داد كه خوردند و برخاسته، از عقب ایلیا رفت و به خدمت او مشغول شد.
- اول پادشاهان ۲۰:۱حدود ۹۰۱ پ.م.
و بَنْهَدَد، پادشاه اَرام، تمامی لشكر خود را جمع كرد، و سی و دو پادشاه و اسبان و ارابهها همراهش بودند. پس برآمده، سامره را محاصره كرد و با آن جنگ نمود.
- اول پادشاهان ۲۰:۲حدود ۹۰۱ پ.م.
و رسولان نزد اَخاب پادشاه اسرائیل به شهر فرستاده، وی را گفت: «بَنْهَدَد چنین میگوید:
- اول پادشاهان ۲۰:۳حدود ۹۰۱ پ.م.
نقرۀ تو و طلای تو از آن من است و زنان و پسران مقبول تو از آن منند.»
- اول پادشاهان ۲۰:۴حدود ۹۰۱ پ.م.
و پادشاه اسرائیل در جواب گفت: «ای آقایم پادشاه! موافق كلام تو، من و هر چه دارم از آن تو هستیم.»
- اول پادشاهان ۲۰:۵حدود ۹۰۱ پ.م.
و رسولان بار دیگر آمده، گفتند: «بَنْهَدَد چنین امر فرموده، میگوید: به درستی كه من نزد تو فرستاده، گفتم كه نقره و طلا و زنان و پسران خود را به من بدهی.
- اول پادشاهان ۲۰:۶حدود ۹۰۱ پ.م.
پس فردا قریب به این وقت، بندگان خود را نزد تو میفرستم تا خانۀ تو را و خانۀ بندگانت را جستجو نمایند و هر چه در نظر تو پسندیده است به دست خود گرفته، خواهند بُرد.»
- اول پادشاهان ۲۰:۷حدود ۹۰۱ پ.م.
آنگاه پادشاه اسرائیل تمامی مشایخ زمین را خوانده، گفت: «بفهمید و ببینید كه این مرد چگونهبدی را میاندیشد، زیرا كه چون به جهت زنان و پسرانم و نقره و طلایم فرستاده بود، او را انكار نكردم.»
- اول پادشاهان ۲۰:۸حدود ۹۰۱ پ.م.
آنگاه جمیع مشایخ و تمامی قوم وی را گفتند: «او را مشنو و قبول منما.»
- اول پادشاهان ۲۰:۹حدود ۹۰۱ پ.م.
پس به رسولان بَنْهَدَد گفت: «به آقایم، پادشاه بگویید: هر چه بار اول به بندۀ خود فرستادی بجا خواهم آورد؛ اما این كار را نمیتوانم كرد.» پس رسولان مراجعت كرده، جواب را به او رسانیدند.
- اول پادشاهان ۲۰:۱۰حدود ۹۰۱ پ.م.
آنگاه بَنْهَدَد نزد وی فرستاده، گفت: «خدایان، مثل این بلكه زیاده از این به من عمل نمایند اگر گَردِ سامره كفایت مشتهای همۀ مخلوقی را كه همراه من باشند بكند.»
- اول پادشاهان ۲۰:۱۱حدود ۹۰۱ پ.م.
و پادشاه اسرائیل در جواب گفت: «وی را بگویید: آنكه اسلحه میپوشد، مثل آنكه میگشاید فخر نكند.»
- اول پادشاهان ۲۰:۱۲حدود ۹۰۱ پ.م.
و چون این جواب را شنید در حالی كه او و پادشاهان در خیمهها میگساری مینمودند، به بندگان خود گفت: «صفآرایی بنمایید.» پس در برابر شهر صفآرایی نمودند.
- اول پادشاهان ۲۰:۱۳حدود ۹۰۱ پ.م.
و اینك نبیای نزد اَخاب ، پادشاه اسرائیل آمده، گفت: « خداوند چنین میگوید: آیا این گروه عظیم را میبینی؟ همانا من امروز آن را به دست تو تسلیم مینمایم تا بدانی كه من یهُوَه هستم.»
- اول پادشاهان ۲۰:۱۴حدود ۹۰۱ پ.م.
اَخاب گفت: «به واسطۀ كه؟» او در جواب گفت: « خداوند میگوید به واسطۀ خادمانِ سرورانِ كشورها.» گفت: «كیست كه جنگ را شروع كند؟» جواب داد: «تو.»
- اول پادشاهان ۲۰:۱۵حدود ۹۰۱ پ.م.
پس خادمانِ سرورانِ كشورها را سان دید كه ایشان دویست و سی و دو نفر بودند و بعد از ایشان، تمامی قوم، یعنی تمامی بنیاسرائیل را سان دید كه هفت هزار نفر بودند.
- اول پادشاهان ۲۰:۱۶حدود ۹۰۱ پ.م.
و در وقت ظهر بیرون رفتند و بَنْهَدَد با آن پادشاهان یعنی آن سی و سه پادشاه كه مددكار او میبودند، در خیمهها به میگساری مشغول بودند.
- اول پادشاهان ۲۰:۱۷حدود ۹۰۱ پ.م.
و خادمان سروران كشورها اول بیرون رفتند و بَنْهَدَد كسان فرستاد و ایشان او را خبر داده، گفتند كه «مردمان از سامره بیرون میآیند.»
- اول پادشاهان ۲۰:۱۸حدود ۹۰۱ پ.م.
او گفت: «خواه برای صلح بیرون آمده باشند، ایشان را زنده بگیرید، و خواه به جهت جنگ بیرون آمده باشند، ایشان را زنده بگیرید.»