- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1900–1700 BC
Jacob, Joseph & Egypt
Jacob wrestles with God and becomes Israel; Joseph is sold into slavery yet rises to save the world from famine.
آیات این دوره
- پیدایش ۴۲:۱۶حدود ۱۷۰۷ پ.م.
یك نفر را از خودتان بفرستید، تا برادر شما را بیاورد، و شما اسیر بمانید تا سخن شما آزموده شود كه صدق با شماست یا نه، والاّ به حیات فرعون جاسوسانید!»
- پیدایش ۴۲:۱۷حدود ۱۷۰۷ پ.م.
پس ایشان را با هم سه روز در زندان انداخت.
- پیدایش ۴۲:۱۸حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و روز سوم یوسف بدیشان گفت: «این را بكنید و زنده باشید، زیرا من از خدا میترسم:
- پیدایش ۴۲:۱۹حدود ۱۷۰۷ پ.م.
هر گاه شما صادق هستید، یك برادر از شما در زندان شما اسیر باشد، و شما رفته، غله برای گرسنگی خانههای خود ببرید.
- پیدایش ۴۲:۲۰حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و برادر كوچك خود را نزد من آرید، تا سخنان شما تصدیق شود و نمیرید.» پس چنین كردند.
- پیدایش ۴۲:۲۱حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و به یكدیگر گفتند: «هر آینه به برادر خود خطا كردیم، زیرا تنگی جان او را دیدیم وقتی كه به ما استغاثه میكرد، و نشنیدیم. از این رو این تنگی بر ما رسید.»
- پیدایش ۴۲:۲۲حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و رؤبین در جواب ایشان گفت: «آیا به شما نگفتم كه به پسر خطا مورزید؟و نشنیدید! پس اینك خون او بازخواست میشود.»
- پیدایش ۴۲:۲۳حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و ایشان ندانستند كه یوسف میفهمد، زیرا كه ترجمانی در میان ایشان بود.
- پیدایش ۴۲:۲۴حدود ۱۷۰۷ پ.م.
پس از ایشان كناره جسته، بگریست و نزد ایشان برگشته، با ایشان گفتگو كرد، و شمعون را از میان ایشان گرفته، او را روبروی ایشان دربند نهاد.
- پیدایش ۴۲:۲۵حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و یوسف فرمود تا جوالهای ایشان را از غله پر سازند، و نقد ایشان را در عدل هر كس نهند، و زاد سفر بدیشان دهند، و به ایشان چنین كردند.
- پیدایش ۴۲:۲۶حدود ۱۷۰۷ پ.م.
پس غله را بر حماران خود بار كرده، از آنجا روانه شدند.
- پیدایش ۴۲:۲۷حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و چون یكی، عدل خود را در منزل باز كرد، تا خوراك به الاغ خود دهد، نقد خود را دید كه اینك در دهن عدل او بود.
- پیدایش ۴۲:۲۸حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و به برادران خود گفت: «نقد من رد شده است، و اینك در عدل من است.» آنگاه دل ایشان طپیدن گرفت، و به یكدیگر لرزان شده، گفتند: «این چیست كه خدا به ما كرده است؟»
- پیدایش ۴۲:۲۹حدود ۱۷۰۷ پ.م.
پس نزد پدر خود، یعقوب، به زمین كنعان آمدند، و از آنچه بدیشان واقع شده بود، خبر داده، گفتند:
- پیدایش ۴۲:۳۰حدود ۱۷۰۷ پ.م.
«آن مرد كه حاكم زمین است، با ما به سختی سخن گفت، و ما را جاسوسان زمین پنداشت.
- پیدایش ۴۲:۳۱حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و بدو گفتیم ما صادقیم و جاسوس نی.
- پیدایش ۴۲:۳۲حدود ۱۷۰۷ پ.م.
ما دوازده برادر، پسران پدر خود هستیم، یكی نایاب شده است، و كوچكتر، امروز نزد پدر ما در زمین كنعان میباشد.
- پیدایش ۴۲:۳۳حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و آن مرد كه حاكم زمین است، به ما گفت: از این خواهم فهمید كه شما راستگو هستید كه یكی از برادران خود را نزد من گذارید، و برای گرسنگی خانههای خود گرفته، بروید.
- پیدایش ۴۲:۳۴حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و برادر كوچك خود را نزد منآرید، و خواهم یافت كه شما جاسوس نیستید بلكه صادق. آنگاه برادر شما را به شما رد كنم، و در زمین داد و ستد نمایید. »
- پیدایش ۴۲:۳۵حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و واقع شد كه چون عدلهای خود را خالی میكردند، اینك كیسۀ پول هر كس در عدلش بود. و چون ایشان و پدرشان، كیسههای پول را دیدند، بترسیدند.
- پیدایش ۴۲:۳۶حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و پدر ایشان، یعقوب، بدیشان گفت: «مرا بیاولاد ساختید، یوسف نیست و شمعون نیست و بنیامین را میخواهید ببرید. این همه بر من است؟»
- پیدایش ۴۲:۳۷حدود ۱۷۰۷ پ.م.
رؤبین به پدر خود عرض كرده، گفت: «هر دو پسر مرا بكش، اگر او را نزد تو باز نیاورم. او را به دست من بسپار، و من او را نزد تو باز خواهم آورد. »
- پیدایش ۴۲:۳۸حدود ۱۷۰۷ پ.م.
گفت: «پسرم با شما نخواهد آمد زیرا كه برادرش مرده است، و او تنها باقی است. و هر گاه در راهی كه میروید زیانی بدو رسد، همانا مویهای سفید مرا با حزن به گور فرود خواهید برد. »
- پیدایش ۴۳:۱حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و قحط در زمین سخت بود.
- پیدایش ۴۳:۲حدود ۱۷۰۷ پ.م.
و واقعشد چون غلهای را كه از مصر آورده بودند، تماماً خوردند، پدرشان بدیشان گفت: «برگردید و اندك خوراكی برای ما بخرید.»