- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 930–586 BC
The Divided Kingdom
The kingdom splits into Israel and Judah; prophets warn of judgment as both nations slowly drift into idolatry and exile.
آیات این دوره
- دوم تواریخ ۱۸:۳حدود ۸۹۷ پ.م.
پس اَخاب پادشاه اسرائیل به یهُوشافاط پادشاه یهودا گفت: «آیا همراه من به راموت جِلْعاد خواهی آمد؟» او جواب داد كه «من چون تو و قوم من چون قوم تو هستیم و همراه تو به جنگ خواهیم رفت.»
- دوم تواریخ ۱۸:۴حدود ۸۹۷ پ.م.
و یهُوشافاط به پادشاه اسرائیل گفت: «تمنا آنكه امروز از كلام خداوند مسألت نمایی.»
- دوم تواریخ ۱۸:۵حدود ۸۹۷ پ.م.
و پادشاه اسرائیل چهارصد نفر از انبیا جمع كرده،به ایشان گفت: «آیا به راموت جِلْعاد برای جنگ برویم یا من از آن باز ایستم؟» ایشان جواب دادند: «برآی و خدا آن را به دست پادشاه تسلیم خواهد نمود.»
- دوم تواریخ ۱۸:۶حدود ۸۹۷ پ.م.
اما یهُوشافاط گفت: «آیا در اینجا غیر از اینها، نبیای از جانب یهُوَه نیست تا از او سؤال نماییم؟»
- دوم تواریخ ۱۸:۷حدود ۸۹۷ پ.م.
و پادشاه اسرائیل به یهُوشافاط گفت: «یك مرد دیگر هست كه به واسطۀ او از خداوند مسألت توان كرد؛ لیكن من از او نفرت دارم زیرا كه دربارۀ من به نیكویی هرگز نبوت نمیكند، بلكه همیشه اوقات به بدی؛ و او میكایا ابن یمْلا میباشد.» و یهُوشافاط گفت: «پادشاه چنین نگوید.»
- دوم تواریخ ۱۸:۸حدود ۸۹۷ پ.م.
پس پادشاه اسرائیل یكی از خواجه سرایان خود را خوانده، گفت: «میكایا ابن یمْلا را به زودی حاضر كن.»
- دوم تواریخ ۱۸:۹حدود ۸۹۷ پ.م.
و پادشاه اسرائیل و یهُوشافاط پادشاه یهودا هر یكی لباس خود را پوشیده، بر كرسی خویش در جای وسیع نزد دهنۀ دروازه سامره نشسته بودند و جمیع انبیا به حضور ایشان نبوت میكردند.
- دوم تواریخ ۱۸:۱۰حدود ۸۹۷ پ.م.
و صِدْقیا ابن كَنَعْنَه شاخهای آهنین برای خود ساخته، گفت: «یهُوَه چنین میگوید: اَرامیان را با اینها خواهی زد تا تلف شوند.»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۱حدود ۸۹۷ پ.م.
و جمیع انبیا نبوت كرده، میگفتند: «به راموت جِلْعاد برآی و فیروز شو زیرا كه خداوند آن را به دست پادشاه تسلیم خواهد نمود.»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۲حدود ۸۹۷ پ.م.
و قاصدی كه برای طلبیدن میكایا رفته بود او را خطاب كرده، گفت: «اینك انبیا به یك زبان دربارۀ پادشاه نیكو میگویند؛ پس كلام تو مثل كلام یكی از ایشان باشد و سخن نیكو بگو.»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۳حدود ۸۹۷ پ.م.
میكایا جـواب داد: «به حیـات یهُوَه قَسَـم كه هر آنچه خدای من مرا گوید همان را خواهم گفت.»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۴حدود ۸۹۷ پ.م.
پس چون نزد پادشاه رسید، پادشاه وی را گفت: «ای میكایا، آیا به راموت جِلْعاد برای جنگ برویم یا من از آن بازایستم.» او گفت: «برآیید و فیروز شوید، و به دست شما تسلیم خواهند شد.»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۵حدود ۸۹۷ پ.م.
پادشاه وی را گفت: «من چند مرتبه تو را قسم بدهم كه به اسم یهُوَه غیر از آنچه راست است به من نگویی؟»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۶حدود ۸۹۷ پ.م.
او گفت: «تمامی اسرائیل را مثل گوسفندانی كه شبان ندارند بر كوهها پراكنده دیدم؛ و خداوند گفت اینها صاحب ندارند. پس هر كس به سلامتی به خانۀ خود برگردد.»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۷حدود ۸۹۷ پ.م.
و پادشاه اسرائیل به یهُوشافاط گفت: «آیا تو را نگفتم كه دربارۀ من به نیكویی نبوت نمیكند بلكه به بدی.»
- دوم تواریخ ۱۸:۱۸حدود ۸۹۷ پ.م.
او گفت: «پس كلام یهُوَه را بشنوید: من یهُوَه را بر كرسی خود نشسته دیدم، و تمامی لشكر آسمان را كه به طرف راست و چپ وی ایستاده بودند.
- دوم تواریخ ۱۸:۱۹حدود ۸۹۷ پ.م.
و خداوند گفت: كیست كه اَخاب پادشاه اسرائیل را اغوا نماید تا برود و در راموت جِلْعاد بیفتد؟ یكی جواب داده به اینطور سخن راند و دیگری به آنطور تكلم نمود.
- دوم تواریخ ۱۸:۲۰حدود ۸۹۷ پ.م.
و آن روح (پلید) بیرون آمده، به حضور خداوند بایستاد و گفت: من او را اغوا میكنم و خداوند وی را گفت: به چه چیز؟
- دوم تواریخ ۱۸:۲۱حدود ۸۹۷ پ.م.
او جواب داد كه من بیرون میروم و در دهان جمیع انبیایش روح كاذب خواهم بود. او فرمود: وی را اغوا خواهی كرد و خواهی توانست، پس برو و چنین بكن.
- دوم تواریخ ۱۸:۲۲حدود ۸۹۷ پ.م.
پس الا´ن هان، یهُوَه روحی كاذب در دهان این انبیای تو گذاشته است و خداوند دربارۀ تو سخن بد گفته است.»
- دوم تواریخ ۱۸:۲۳حدود ۸۹۷ پ.م.
آنگاه صدقیا ابنكَنَعنَه نزدیك آمده، بهرخسار میكایا زد و گفت: «به كدام راه روح خداوند از نزد من به سوی تو رفت تا با تو سخن گوید؟»
- دوم تواریخ ۱۸:۲۴حدود ۸۹۷ پ.م.
میكایا جواب داد: «اینك در روزی كه به حجرۀ اندرونی داخل شده، خود را پنهان كنی آن را خواهی دید.»
- دوم تواریخ ۱۸:۲۵حدود ۸۹۷ پ.م.
و پادشاه اسرائیل گفت: «میكایا را بگیرید و او را نزد آمون، حاكم شهر و یوآش، پسر پادشاه ببرید.
- دوم تواریخ ۱۸:۲۶حدود ۸۹۷ پ.م.
و بگویید پادشاه چنین میفرماید: این شخص را در زندان بیندازید و او را به نان تنگی و آب تنگی بپرورانید تا من به سلامتی برگردم.»
- دوم تواریخ ۱۸:۲۷حدود ۸۹۷ پ.م.
میكایا گفت: «اگر فیالواقع به سلامتی مراجعت كنی، یهُوَه با من تكلّم ننموده است؛ و گفت ای قوم همگی شما بشنوید.»