پرش به محتوا

circa 1010–970 BC

The Reign of David

David unites the tribes, conquers Jerusalem, and establishes Israel's golden age—even through deep personal failure.

1,230 آیه · 2 کتاب پوشش‌داده‌شده

پالایش بر اساس کتاب
  1. دوم ساموئل ۱۵:۳۴حدود ۱۰۲۱ پ.م.

    اما اگر به‌ شهر برگردی‌ و به‌ اَبْشالوم‌ بگویی‌: ای‌ پادشاه‌، من‌ بندۀ تو خواهم‌ بود، چنانكه‌ پیشتر بندۀ پدر تو بودم‌، الا´ن‌ بندۀ تو خواهم‌ بود. آنگاه‌ مشورت‌ اَخیتُوفَل‌ را برای‌ من‌ باطل‌ خواهی‌ گردانید.

  2. دوم ساموئل ۱۵:۳۵حدود ۱۰۲۱ پ.م.

    و آیا صادوق‌ و ابیاتار كَهَنَه‌ در آنجا همراه‌ تو نیستند؟ پس‌ هرچیزی‌ را كه‌ از خانۀ پادشاه‌ بشنوی‌، آن‌ را به‌ صادوق‌ و ابیاتار كهنه‌ اعلام‌ نما.

  3. دوم ساموئل ۱۵:۳۶حدود ۱۰۲۱ پ.م.

    و اینك‌ دو پسر ایشان‌ اَخیمَعَص‌، پسر صادوق‌، و یوناتان‌، پسر ابیاتار، در آنجا با ایشانند و هر خبری‌ را كه‌ می‌شنوید، به‌ دست‌ ایشان‌، نزد من‌ خواهید فرستاد.»

  4. دوم ساموئل ۱۵:۳۷حدود ۱۰۲۱ پ.م.

    پس‌ حُوشای‌، دوست‌ داود، به‌ شهر رفت‌ و اَبْشالوم‌ وارد اورشلیم‌ شد.

  5. دوم ساموئل ۱۶:۱حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و چون‌ داود از سر كوه‌ اندكی‌ گذشته بود، اینك‌ صیبا، خادم‌ مَفِیبوشَت‌، با یك‌ جفت‌ الاغ‌ آراسته‌ كه‌ دویست‌ قرص‌ نان‌ و صد قرص‌ كشمش‌ و صد قرص‌ انجیر و یك‌ مشك‌ شراب‌ بر آنها بود، به‌ استقبال‌ وی‌ آمد.

  6. دوم ساموئل ۱۶:۲حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    وپادشاه‌ به‌ صیبا گفت‌: «از این‌ چیزها چه‌ مقصود داری‌؟» صیبا گفت‌: «الاغها به‌ جهت‌ سوار شدن‌ اهل‌ خانۀ پادشاه‌، و نان‌ و انجیر برای‌ خوراك‌ خادمان‌، و شراب‌ به‌ جهت‌ نوشیدن‌ خسته‌ شدگان‌ در بیابان‌ است‌.»

  7. دوم ساموئل ۱۶:۳حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    پادشاه‌ گفت‌: «اما پسر آقایت‌ كجا است‌؟» صیبا به‌ پادشاه‌ عرض‌ كرد: «اینك‌ در اورشلیم‌ مانده‌ است‌، زیرا فكر می‌كند كه‌ امروز خاندان‌ اسرائیل‌ سلطنت‌ پدر مرا به‌ من‌ رد خواهند كرد.»

  8. دوم ساموئل ۱۶:۴حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    پادشاه‌ به‌ صیبا گفت‌: «اینك‌ كل‌ مایملك‌ مفیبوشت‌ از مال‌ توست‌.» پس‌ صیبا گفت‌: «اظهار بندگی‌ می‌نمایم‌ ای‌ آقایم‌ پادشاه‌. تمنّا اینكه‌ در نظر تو التفات‌ یابم‌.»

  9. دوم ساموئل ۱۶:۵حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و چون‌ داود پادشاه‌ به‌ بَحُوریم‌ رسید، اینك‌ شخصی‌ از قبیلۀ خاندان‌ شاؤل‌ مسمی‌ به‌ شِمْعی‌ بن‌ جیرا از آنجا بیرون‌ آمد و چون‌ می‌آمد، دشنام‌ می‌داد.

  10. دوم ساموئل ۱۶:۶حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و به‌ داود و به‌ جمیع‌ خادمان‌ داود پادشاه‌ سنگها می‌انداخت‌، و تمامی‌ قوم‌ و جمیع‌ شجاعان‌ به‌ طرف‌ راست‌ و چپ‌ او بودند.

  11. دوم ساموئل ۱۶:۷حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و شَمْعی‌ دشنام‌ داده‌، چنین‌ می‌گفت‌: «دور شو، دور شو، ای‌ مرد خون‌ ریز و ای‌ مرد بلّیعال‌!

  12. دوم ساموئل ۱۶:۸حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    خداوند تمامی‌ خون‌ خاندان‌ شاؤل‌ را كه‌ در جایش‌ سلطنت‌ نمودی‌ بر تو رد كرده‌، و خداوند سلطنت‌ را به‌ دست‌ پسر تو اَبْشالوم‌، تسلیم‌ نموده‌ است‌؛ و اینك‌ چونكه‌ مردی‌ خون‌ریز هستی‌، به‌ شرارت‌ خود گرفتار شده‌ای‌.»

  13. دوم ساموئل ۱۶:۹حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و ابیشای‌ ابن‌ صَرُویه‌ به‌ پادشاه‌ گفت‌ كه‌ «چرا این‌ سگ‌ مرده‌، آقایم‌ پادشاه‌ را دشنام‌ دهد؟ مستدعی‌ آنكه‌ بروم‌ و سرش‌ را از تن‌ جدا كنم‌.»

  14. دوم ساموئل ۱۶:۱۰حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    پادشاه‌ گفت‌: «ای‌ پسران‌ صَرُویه‌ مرا با شما چه‌ كار است‌؟ بگذارید كه‌ دشنام‌ دهد، زیرا خداوند او را گفته‌ است‌ كه‌ داود را دشنام‌ بده‌. پس‌ كیست‌ كه‌ بگوید چرا این‌ كار را می‌كنی‌؟»

  15. دوم ساموئل ۱۶:۱۱حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و داود به‌ ابیشای‌ و به‌ تمامی‌ خادمان‌ خود گفت‌: «اینك‌ پسر من‌ كه‌ از صلب‌ من‌ بیرون‌ آمد، قصد جان‌ من‌ دارد؛ پس‌ حال‌ چند مرتبه‌ زیاده‌ این‌ بنیامینی‌؟ پس‌ او را بگذارید كه‌ دشنام‌ دهد زیرا خداوند او را امر فرموده‌ است‌.

  16. دوم ساموئل ۱۶:۱۲حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    شاید خداوند بر مصیبت‌ من‌ نگاه‌ كند و خداوند به‌ عوض‌ دشنامی‌ كه‌ او امروز به‌ من‌ می‌دهد، به‌ من‌ جزای‌ نیكو دهد.»

  17. دوم ساموئل ۱۶:۱۳حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    پس‌ داود و مردانش‌ راه‌ خود را پیش‌ گرفتند. و اما شَمْعی‌ در برابر ایشان‌ به‌ جانب‌ كوه‌ می‌رفت‌ و چون‌ می‌رفت‌، دشنام‌ داده‌، سنگها به‌ سوی‌ او می‌انداخت‌ و خاك‌ به‌ هوا می‌پاشید.

  18. دوم ساموئل ۱۶:۱۴حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و پادشاه‌ با تمامی قومی‌ كه‌ همراهش‌ بودند، خسته‌ شده‌، آمدند و در آنجا استراحت‌ كردند.

  19. دوم ساموئل ۱۶:۱۵حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و اما اَبْشالوم‌ و تمامی‌ گروه‌ مردان‌ اسرائیل‌ به‌ اورشلیم‌ آمدند، و اَخیتُوفَل‌ همراهش‌ بود.

  20. دوم ساموئل ۱۶:۱۶حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و چون‌ حوشای‌ اَرْكی‌، دوست‌ داود، نزد اَبْشالوم‌ رسید، حوشای‌ به‌ اَبْشالوم‌ گفت‌: «پادشاه‌ زنده‌ بماند! پادشاه‌ زنده‌ بماند!»

  21. دوم ساموئل ۱۶:۱۷حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و اَبْشالوم‌ به‌ حوشای‌ گفت‌: «آیا مهربانی‌ تو با دوست‌ خود این‌ است‌؟ چرا با دوست‌ خود نرفتی‌؟»

  22. دوم ساموئل ۱۶:۱۸حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و حوشای‌ به‌ اَبْشالوم‌ گفت‌: «نی‌، بلكه‌ هركس‌ را كه‌ خداوند و این‌ قوم‌ و جمیع‌ مردان‌ اسرائیل‌ برگزیده‌ باشند، بندۀ او خواهم‌ بود و نزد او خواهم‌ ماند.

  23. دوم ساموئل ۱۶:۱۹حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و ثانیاً كه‌ را می‌باید خدمت‌ نمایم‌؟ آیا نه‌ نزد پسر او؟ پس‌ چنانكه‌ به‌ حضور پدر تو خدمت‌ نموده‌ام‌، به‌ همان‌ طور در حضور تو خواهم‌ بود.»

  24. دوم ساموئل ۱۶:۲۰حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و اَبْشالوم‌ به‌ اَخیتُوفَل‌ گفت‌: «شما مشورت‌ كنید كه‌ چه‌ بكنیم‌.»

  25. دوم ساموئل ۱۶:۲۱حدود ۱۰۲۳ پ.م.

    و اَخیتُوفَل‌ به‌ اَبْشالوم‌ گفت‌ كه‌ «نزد مُتعه‌های‌ پدر خود كه‌ به‌ جهت‌ نگاهبانی‌ خانه‌ گذاشته‌ است‌، درآی‌؛ و چون‌ تمامی‌ اسرائیل‌ بشنوند كه‌ نزد پدرت‌ مكروه‌ شده‌ای‌، آنگاه‌ دست‌ تمامی‌ همراهانت‌ قوی‌ خواهد شد.»