- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1050–1010 BC
Samuel & King Saul
Israel demands a king; Samuel anoints Saul, whose disobedience leads to his rejection as God chooses a man after his own heart.
آیات این دوره
- اول ساموئل ۲۰:۳۳حدود ۱۰۶۲ پ.م.
آنگاه شاؤل مزراق خود را به او انداخت تا او را بزند. پس یوناتان دانست كه پدرش بر كشتن داود جازم است.
- اول ساموئل ۲۰:۳۴حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و یوناتان به شدتِ خشم، از سفره برخاست و در روز دوم ماه، طعام نخورد چونكه برای داود غمگین بود زیرا پدرش او را خجل ساخته بود.
- اول ساموئل ۲۰:۳۵حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و بامدادان یوناتان در وقتی كه با داود تعیین كرده بود، به صحرا بیرون رفت. و یك پسر كوچك همراهش بود.
- اول ساموئل ۲۰:۳۶حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و به خادم خود گفت: «بدو و تیرها را كه می اندازم پیدا كن.» و چون پسر می دوید، تیر را چنان انداخت كه از او رد شد.
- اول ساموئل ۲۰:۳۷حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و چون پسر به مكان تیری كه یوناتان انداخته بود، میرفت، یوناتان در عقب پسر آواز داده، گفت كه: «آیا تیر به آن طرف تو نیست؟»
- اول ساموئل ۲۰:۳۸حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و یوناتان در عقب پسر آواز داد كه بشتاب و تعجیل كن و درنگ منما. پس خادم یوناتان تیرها را برداشته، نزد آقای خود برگشت.
- اول ساموئل ۲۰:۳۹حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و پسر چیزی نفهمید. اما یوناتان و داود این امر را میدانستند.
- اول ساموئل ۲۰:۴۰حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و یوناتان اسلحۀ خود را به خادم خود داده، وی را گفت: «برو و آن را به شهر ببر.»
- اول ساموئل ۲۰:۴۱حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و چون پسر رفته بود، داود از جانب جنوبی برخاست و بر روی خود بر زمین افتاده، سه مرتبه سجده كرد و یكدیگر را بوسیده، با هم گریه كردند تا داود از حد گذرانید.
- اول ساموئل ۲۰:۴۲حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و یوناتان به داود گفت: «به سلامتی برو چونكه ما هر دو به نام خداوند قسم خورده، گفتیم كه خداوند در میان من و تو و در میان ذریۀ من و ذریۀ تو تا به ابد باشد.» پس برخاسته، برفت و یوناتان به شهر برگشت.
- اول ساموئل ۲۱:۱حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و داود به نُوب نزد اَخِیمَلَك كاهن رفت. و اَخِیمَلَك لرزان شده، به استقبال داود آمده، گفت: «چرا تنها آمدی و كسی با تو نیست؟»
- اول ساموئل ۲۱:۲حدود ۱۰۶۲ پ.م.
داود به اَخِیمَلَك كاهن گفت: «پادشاه مرا به كاری مأمور فرمود و مرا گفت: از این كاری كه تو را میفرستم و از آنچه به تو امر فرمودم كسی اطلاع نیابد، و خادمان را به فلان و فلان جاتعیین نمودم.
- اول ساموئل ۲۱:۳حدود ۱۰۶۲ پ.م.
پس الا´ن چه در دست داری؟ پنج قرص نان یا هر چه حاضر است به من بده.»
- اول ساموئل ۲۱:۴حدود ۱۰۶۲ پ.م.
كاهن در جواب داود گفت: «هیچ نان عام در دست من نیست، لیكن نان مقدس هست، اگر خصوصاً خادمان، خویشتن را از زنان بازداشته باشند.»
- اول ساموئل ۲۱:۵حدود ۱۰۶۲ پ.م.
داود در جواب كاهن گفت: «به درستی كه در این سه روز زنان از ما دور بودهاند و چون بیرون آمدم ظروف جوانان مقدس بود، و آن بطوری عام است خصوصاً چونكه امروز دیگری در ظرف مقدس شده است.»
- اول ساموئل ۲۱:۶حدود ۱۰۶۲ پ.م.
پس كاهن، نان مقدس را به او داد زیرا كه در آنجا نانی نبود غیر از نانِ تَقْدِمِه كه از حضور خداوند برداشته شده بود، تا در روز برداشتنش نان گرم بگذارند.
- اول ساموئل ۲۱:۷حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و در آن روز یكی از خادمان شاؤل كه مسمّی به دوآغ ادومی بود، به حضور خداوند اعتكاف داشت، و بزرگترین شبانان شاؤل بود.
- اول ساموئل ۲۱:۸حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و داود به اَخِیمَلَك گفت: «آیا اینجا در دستت نیزه یا شمشیر نیست، زیرا كه شمشیر و سلاح خویش را با خود نیاورده ام چونكه كار پادشاه به تعجیل بود.»
- اول ساموئل ۲۱:۹حدود ۱۰۶۲ پ.م.
كاهن گفت: «اینك شمشیر جُلیات فلسطینی كه در درّۀ ایلاه كُشتی، در پشت ایفود به جامۀ ملفوف است. اگر می خواهی آن را بگیری بگیر، زیرا غیر از آن در اینجا نیست.» داود گفت: «مثل آن، دیگری نیست. آن را به من بده.»
- اول ساموئل ۲۱:۱۰حدود ۱۰۶۲ پ.م.
پس داود آن روز برخاسته، از حضور شاؤل فرار كرده، نزد اَخیش، ملِك جَت آمد.
- اول ساموئل ۲۱:۱۱حدود ۱۰۶۲ پ.م.
وخادمان اخیش او را گفتند: «آیا این داود، پادشاه زمین نیست؟ و آیا در بارۀ او رقص كنان سرود خوانده، نگفتند كه شاؤل هزاران خود را و داود ده هزاران خود را كشت؟»
- اول ساموئل ۲۱:۱۲حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و داود این سخنان را در دل خود جا داده، از اَخیش، ملك جَتّ بسیار بترسید.
- اول ساموئل ۲۱:۱۳حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و در نظر ایشان رفتار خود راتغییر داده، به حضور ایشان خویشتن را دیوانه نمود، و بر لنگه های در خط میكشید و آب دهنش را بر ریش خود میریخت.
- اول ساموئل ۲۱:۱۴حدود ۱۰۶۲ پ.م.
و اَخیش به خادمان خود گفت: «اینك این شخص را می بینید كه دیوانه است. او را چرا نزد من آوردید؟
- اول ساموئل ۲۱:۱۵حدود ۱۰۶۲ پ.م.
آیا محتاج به دیوانگان هستم كه این شخص را آوردید تا نزد من دیوانگی كند؟ و آیا این شخص داخل خانۀ من بشود؟»