- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1900–1700 BC
Jacob, Joseph & Egypt
Jacob wrestles with God and becomes Israel; Joseph is sold into slavery yet rises to save the world from famine.
آیات این دوره
- پیدایش ۲۶:۲۶حدود ۱۸۰۴ پ.م.
و ابیملك، به اتفاق یكی از اصحاب خود، احزات نام، و فیكول، كه سپهسالار او بود، از جرار به نزد او آمدند.
- پیدایش ۲۶:۲۷حدود ۱۸۰۴ پ.م.
و اسحاق بدیشان گفت: «چرا نزد من آمدید، با آنكه با من عداوت نمودید، و مرا از نزد خود راندید؟»
- پیدایش ۲۶:۲۸حدود ۱۸۰۴ پ.م.
گفتند: «به تحقیق فهمیدهایم كه خداوند با توست. پس گفتیم سوگندی در میان ما و تو باشد، و عهدی با تو ببندیم.
- پیدایش ۲۶:۲۹حدود ۱۸۰۴ پ.م.
تا با ما بدی نكنی چنانكه به تو ضرری نرساندیم، بلكه غیر از نیكی به تو نكردیم، و تو را به سلامتی روانه نمودیم، و اكنون مباركِ خداوند هستی. »
- پیدایش ۲۶:۳۰حدود ۱۸۰۴ پ.م.
آنگاه برای ایشان ضیافتی برپا نمود، و خوردند و آشامیدند.
- پیدایش ۲۶:۳۱حدود ۱۸۰۴ پ.م.
بامدادان برخاسته، با یكدیگر قسم خوردند، و اسحاق ایشان را وداع نمود. پس، از نزد وی به سلامتی رفتند.
- پیدایش ۲۶:۳۲حدود ۱۸۰۴ پ.م.
و در آن روز چنان افتاد كه نوكران اسحاق آمده، او را از آن چاهی كه میكندند خبر داده، گفتند: «آب یافتیم!»
- پیدایش ۲۶:۳۳حدود ۱۸۰۴ پ.م.
پس آن را شَبَعه نامید. از این سبب آن شهر، تا امروز بِئرشَبَع نام دارد.
- پیدایش ۲۶:۳۴حدود ۱۷۹۶ پ.م.
و چون عیسو چهل ساله بود، یهودیه، دختر بیری حتی، و بسمه، دختر ایلونِ حتی را به زنی گرفت.
- پیدایش ۲۶:۳۵حدود ۱۷۹۶ پ.م.
و ایشان باعث تلخی جان اسحاق و رفقه شدند.
- پیدایش ۲۷:۱حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و چون اسحاق پیر شد و چشمانشاز دیدن تار گشته بود، پسر بزرگ خود عیسو را طلبیده، به وی گفت: «ای پسر من!» گفت: «لبیك.»
- پیدایش ۲۷:۲حدود ۱۷۶۰ پ.م.
گفت: «اینك پیر شدهام و وقت اجل خود را نمیدانم.
- پیدایش ۲۷:۳حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس اكنون، سلاح خود یعنی تركش و كمان خویش را گرفته، به صحرا برو، و نخجیری برای من بگیر،
- پیدایش ۲۷:۴حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و خورشی برای من چنانكه دوست میدارم ساخته، نزد من حاضر كن، تا بخورم و جانم قبل از مردنم تو را بركت دهد.»
- پیدایش ۲۷:۵حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و چون اسحاق به پسر خود عیسو سخن میگفت، رفقه بشنید و عیسو به صحرا رفت تا نَخْجیری صید كرده، بیاورد.
- پیدایش ۲۷:۶حدود ۱۷۶۰ پ.م.
آنگاه رفقه پسر خود یعقوب را خوانده، گفت: «اینك پدر تو را شنیدم كه برادرت عیسو را خطاب كرده، میگفت:
- پیدایش ۲۷:۷حدود ۱۷۶۰ پ.م.
"برای من شكاری آورده، خورشی بساز تا آن را بخورم، و قبل از مردنم تو را در حضور خداوند بركت دهم."
- پیدایش ۲۷:۸حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس ای پسر من، الا´ن سخن مرا بشنو در آنچه من به تو امر میكنم.
- پیدایش ۲۷:۹حدود ۱۷۶۰ پ.م.
بسوی گله بشتاب، و دو بزغالۀ خوب از بزها،نزد من بیاور، تا از آنها غذایی برای پدرت بطوری كه دوست میدارد، بسازم.
- پیدایش ۲۷:۱۰حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و آن را نزد پدرت ببر تا بخورد، و تو را قبل از وفاتش بركت دهد.»
- پیدایش ۲۷:۱۱حدود ۱۷۶۰ پ.م.
یعقوب به مادر خود، رفقه، گفت: «اینك برادرم عیسو، مردی مویدار است و من مردی بیموی هستم؛
- پیدایش ۲۷:۱۲حدود ۱۷۶۰ پ.م.
شاید كه پدرم مرا لمس نماید، و در نظرش مثل مسخرهای بشوم، و لعنت به عوض بركت بر خود آورم.»
- پیدایش ۲۷:۱۳حدود ۱۷۶۰ پ.م.
مادرش به وی گفت: «ای پسر من، لعنت تو بر من باد! فقط سخن مرا بشنو و رفته، آن را برای من بگیر.»
- پیدایش ۲۷:۱۴حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس رفت و گرفته، نزد مادر خود آورد. و مادرش خورشی ساخت بطوری كه پدرش دوست میداشت.
- پیدایش ۲۷:۱۵حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و رفقه، جامه فاخر پسر بزرگ خود عیسو را كه نزد او در خانه بود گرفته، به پسر كهتر خود یعقـوب پوشانید،