- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1900–1700 BC
Jacob, Joseph & Egypt
Jacob wrestles with God and becomes Israel; Joseph is sold into slavery yet rises to save the world from famine.
آیات این دوره
- پیدایش ۲۷:۴۱حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و عیسو بسبب آن بركتی كه پدرش به یعقوب داده بود، بر او بغض ورزید؛ و عیسو در دل خود گفت: «ایام نوحهگری برای پدرم نزدیك است، آنگاه برادر خود یعقوب را خواهم كشت.»
- پیدایش ۲۷:۴۲حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و رفقه، از سخنان پسر بزرگ خود، عیسو آگاهی یافت. پس فرستاده، پسر كوچك خود،یعقوب را خوانده، بدو گفت: «اینك برادرت عیسو دربارۀ تو خود را تسلی میدهد به اینكه تو را بكشد.
- پیدایش ۲۷:۴۳حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس الا´ن ای پسرم سخن مرا بشنو و برخاسته، نزد برادرم، لابان، به حَرّان فرار كن.
- پیدایش ۲۷:۴۴حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و چند روز نزد وی بمان، تا خشم برادرت برگردد.
- پیدایش ۲۷:۴۵حدود ۱۷۶۰ پ.م.
تا غضب برادرت از تو برگردد، و آنچه بدو كردی، فراموش كند. آنگاه میفرستم و تو را از آنجا باز میآورم. چرا باید از شما هر دو در یك روز محروم شوم؟»
- پیدایش ۲۷:۴۶حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و رفقه به اسحاق گفت: «بسبب دختران حِتّ از جان خود بیزار شدهام.اگر یعقوب زنی از دختران حِتّ، مثل اینانی كه دختران این زمینند بگیرد، مرا از حیات چه فایده خواهد بود. »
- پیدایش ۲۸:۱حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و اسحاق، یعقوب را خوانده، او را بركت داد و او را امر فرموده، گفت: «زنی از دختران كنعان مگیر.
- پیدایش ۲۸:۲حدود ۱۷۶۰ پ.م.
برخاسته، به فَدّانِ اَرام، به خانۀ پدر مادرت، بتوئیل، برو و از آنجا زنی از دختران لابان، برادر مادرت، برای خود بگیر.
- پیدایش ۲۸:۳حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و خدای قادر مطلق تو را بركت دهد، و تو را بارور و كثیر سازد، تا از تو امتهای بسیار بوجود آیند.
- پیدایش ۲۸:۴حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و بركت ابراهیم را به تو دهد، به تو و به ذریت تو با تو، تا وارث زمین غربت خود شوی، كه خدا آن را به ابراهیم بخشید.»
- پیدایش ۲۸:۵حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس اسحاق، یعقوب را روانه نمود و به فدان ارام، نزد لابان بن بتوئیل ارامی، برادر رفقه، مادر یعقوب و عیسو، رفت.
- پیدایش ۲۸:۶حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و اما عیسو چون دید كه اسحاق یعقوب را بركت داده، او را به فدان ارام روانه نمود تا از آنجا زنی برای خود بگیرد، و در حین بركت دادن به وی امر كرده، گفته بود كه «زنی از دختران كنعان مگیر،»
- پیدایش ۲۸:۷حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و اینكه یعقوب، پدر و مادر خود رااطاعت نموده، به فدان ارام رفت،
- پیدایش ۲۸:۸حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و چون عیسو دید كه دختران كنعان در نظر پدرش، اسحاق، بَدَند،
- پیدایش ۲۸:۹حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس عیسو نزد اسماعیل رفت، و مَحلَت، دختر اسماعیل بن ابراهیم را كه خواهر نبایوت بود، علاوه بر زنانی كه داشت، به زنی گرفت.
- پیدایش ۲۸:۱۰حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و اما یعقوب، از بِئرشَبَع روانه شده، بسوی حران رفت.
- پیدایش ۲۸:۱۱حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و به موضعی نزول كرده، در آنجا شب را بسر برد، زیرا كه آفتاب غروب كرده بود و یكی از سنگهای آنجا را گرفته، زیر سر خود نهاد و در همان جا بخسبید.
- پیدایش ۲۸:۱۲حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و خوابی دید كه ناگاه نردبانی بر زمین برپا شده، كه سرش به آسمان میرسد، و اینك فرشتگان خدا بر آن صعود و نزول میكنند.
- پیدایش ۲۸:۱۳حدود ۱۷۶۰ پ.م.
در حال، خداوند بر سر آن ایستاده، میگوید: «من هستم یهوه، خدای پدرت ابراهیم، و خدای اسحاق. این زمینی را كه تو بر آن خفتهای به تو و به ذریت تو میبخشم.
- پیدایش ۲۸:۱۴حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و ذریت تو مانند غبار زمین خواهند شد، و به مغرب و مشرق و شمال و جنوب منتشر خواهی شد، و از تو و از نسل تو جمیع قبایل زمین بركت خواهند یافت.
- پیدایش ۲۸:۱۵حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و اینك من با تو هستم، و تو را در هر جایی كه رَوی، محافظت فرمایم تا تو را بدین زمین بازآورم، زیرا كه تا آنچه را به تو گفتهام، بجا نیاورم، تو را رها نخواهم كرد.»
- پیدایش ۲۸:۱۶حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس یعقوب از خواب بیدار شد و گفت: «البته یهوه در این مكان است و من ندانستم.»
- پیدایش ۲۸:۱۷حدود ۱۷۶۰ پ.م.
پس ترسان شده، گفت: «این چه مكان ترسناكی است! این نیست جز خانۀ خدا و این است دروازۀ آسمان.»
- پیدایش ۲۸:۱۸حدود ۱۷۶۰ پ.م.
بامدادان یعقوب برخاست و آن سنگی را كه زیر سر خود نهاده بود، گرفت و چون ستونی برپا داشت و روغن بر سرش ریخت.
- پیدایش ۲۸:۱۹حدود ۱۷۶۰ پ.م.
و آن موضع را بیتئیلنامید، لكن نام آن شهر اولاً لوز بود.