- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1380–1050 BC
The Judges & Ruth
Israel cycles through rebellion, oppression, and rescue under charismatic leaders—culminating in Ruth's faithful love story.
آیات این دوره
- داوران ۱۸:۱۷حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و آن پنج نفر كه برای جاسوسی زمین رفته بودند برآمده، به آنجا داخل شدند، و تمثال تراشیده و ایفود و ترافیم و تمثال ریخته شده را گرفتند، و كاهن با آن ششصد مرد مسلح شده، به آلات جنگ به دهنۀ دروازه ایستاده بود.
- داوران ۱۸:۱۸حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و چون آنها به خانۀ میخا داخل شده، تمثال تراشیده و ایفود و ترافیم و تمثال ریخته شده را گرفتند، كاهن به ایشان گفت: «چه میكنید؟»
- داوران ۱۸:۱۹حدود ۱۴۰۶ پ.م.
ایشان به وی گفتند: «خاموش شده، دست را بر دهانت بگذار و همراه ما آمده، برای ما پدر و كاهن باش. كدام برایت بهتر است كه كاهن خانۀ یك شخص باشی یا كاهن سبطی و قبیلهای در اسرائیل شوی؟»
- داوران ۱۸:۲۰حدود ۱۴۰۶ پ.م.
پس دل كاهن شاد گشت. و ایفود و ترافیم و تمثال تراشیده را گرفته، در میان قوم داخل شد.
- داوران ۱۸:۲۱حدود ۱۴۰۶ پ.م.
پس متوجه شده، روانه شدند، و اطفال و مواشی و اسباب را پیش روی خود قرار دادند.
- داوران ۱۸:۲۲حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و چون ایشان از خانۀ میخا دور شدند، مردانی كه در خانههای اطراف خانۀ میخا بودند جمع شده، بنیدان را تعاقب نمودند.
- داوران ۱۸:۲۳حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و بنیدان را صدا زدند؛ و ایشان رو برگردانیده، به میخا گفتند: «تو را چه شده است كه با این جمعیت آمدهای؟»
- داوران ۱۸:۲۴حدود ۱۴۰۶ پ.م.
او گفت: «خدایان مرا كه ساختم با كاهن گرفته، رفتهاید؛ و مرا دیگر چه چیز باقی است؟ پس چگونه به من میگویید كه تو را چه شده است؟»
- داوران ۱۸:۲۵حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و پسران دان او را گفتند: «آواز تو در میان ما شنیده نشود مبادا مردان تند خو بر شما هجوم آورند، و جان خود را با جانهای اهل خانهات هلاك سازی.»
- داوران ۱۸:۲۶حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و بنیدان راه خود را پیش گرفتند. و چون میخا دید كه ایشان از او قویترند، رو گردانیده، به خانۀ خود برگشت.
- داوران ۱۸:۲۷حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و ایشان آنچه میخا ساختهبود و كاهنی را كه داشت برداشته، به لایش بر قومی كه آرام و مطمئن بودند، برآمدند، و ایشان را به دم شمشیر كشته، شهر را به آتش سوزانیدند.
- داوران ۱۸:۲۸حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و رهانندهای نبود زیرا كه از صیدون دور بود و ایشان را با كسی معاملهای نبود و آن شهر در وادیای كه نزد بیترَحُوب است، واقع بود. پس شهر را بنا كرده، در آن ساكن شدند.
- داوران ۱۸:۲۹حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و شهر را به اسم پدر خود، دان كه برای اسرائیل زاییده شد، دان نامیدند. امااسم شهر قبل از آن لایش بود.
- داوران ۱۸:۳۰حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و بنیدان آن تمثال تراشیده را برای خود نصب كردند و یهوناتان بن جَرشُوم بن موسی و پسرانش تا روز اسیر شدن اهل زمین، كهنۀ بنیدان میبودند.
- داوران ۱۸:۳۱حدود ۱۴۰۶ پ.م.
پس تمثال تراشیدۀ میخا را كه ساخته بود تمامی روزهایی كه خانۀ خدا در شیلوه بود، برای خود نصب نمودند.
- داوران ۱۹:۱حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و در آن ایام كه پادشاهی در اسرائیلنبود، مرد لاوی در پشت كوهستان افرایم ساكن بود، و كنیزی از بیتلحم یهودا از برای خود گرفته بود.
- داوران ۱۹:۲حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و كنیزش بر او زنا كرده، از نزد او به خانۀ پدرش در بیتلحم یهودا رفت، و در آنجا مدت چهار ماه بماند.
- داوران ۱۹:۳حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و شوهرش برخاسته، از عقب او رفت تا دلش را برگردانیده، پیش خود باز آورد. و غلامی با دو الاغ همراه او بود، و آن زن او را به خانۀ پدر خود برد. و چون پدر كنیز او را دید، از ملاقاتش شاد شد.
- داوران ۱۹:۴حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و پدر زنش، یعنی پدر كنیز او را نگاه داشت. پس سه روز نزد وی توقف نمود و اكل و شرب نموده، آنجا بسر بردند.
- داوران ۱۹:۵حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و در روز چهارم، چون صبح زود بیدار شدند، او برخاست تا روانه شود؛ اما پدر كنیز به داماد خود گفت كه «دل خود را به لقمهای نان تقویت ده، و بعد از آن روانه شوید.»
- داوران ۱۹:۶حدود ۱۴۰۶ پ.م.
پس هر دو با هم نشسته، خوردند و نوشیدند. و پدر كنیز به آن مرد گفت: «موافقت كرده، امشب را بمان و دلت شاد باشد.»
- داوران ۱۹:۷حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و چون آن مرد برخاست تا روانه شود، پدر زنش او را الحاح نمود و شب دیگر در آنجا ماند.
- داوران ۱۹:۸حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و در روز پنجم صبح زود برخاست تا روانه شود، پدر كنیز گفت: «دل خود را تقویت نما و تازوال روز تأخیر نمایید.» و ایشان هردو خوردند.
- داوران ۱۹:۹حدود ۱۴۰۶ پ.م.
و چون آن شخص با كنیز و غلام خود برخاست تا روانه شود، پدر زنش یعنی پدر كنیز او را گفت: «الا´ن روز نزدیك به غروب میشود، شب را بمانید؛ اینك روز تمام میشود. در اینجا شب را بمان و دلت شاد باشد و فردا بامدادان روانه خواهید شد و به خیمۀ خود خواهی رسید.»
- داوران ۱۹:۱۰حدود ۱۴۰۶ پ.م.
اما آن مرد قبول نكرد كه شب را بماند، پس برخاسته، روانه شد و به مقابل یبوس كه اورشلیم باشد، رسید؛ و دو الاغ پالان شده و كنیزش همراه وی بود.