پرش به محتوا

circa 1380–1050 BC

The Judges & Ruth

Israel cycles through rebellion, oppression, and rescue under charismatic leaders—culminating in Ruth's faithful love story.

703 آیه · 2 کتاب پوشش‌داده‌شده

پالایش بر اساس کتاب
  1. داوران ۱۶:۱۱حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    او وی‌ را گفت‌: «اگر مرا با طنابهای‌ تازه‌ كه‌ با آنها هیچ‌ كار كرده‌ نشده‌ است‌، ببندند، ضعیف‌ و مثل‌ سایر مردان‌ خواهم‌ شد.»

  2. داوران ۱۶:۱۲حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و دلیله‌ طنابهای‌ تازه‌ گرفته‌، او را با آنها بست‌ و به‌ وی‌ گفت‌: «ای‌ شَمْشُون‌ فلسطینیان‌ بر تو آمدند.» و كسان‌ در حجره‌ در كمین‌ می‌بودند. آنگاه‌ آنها را از بازوهای‌ خود مثل‌ نخ‌ بگسیخت‌.

  3. داوران ۱۶:۱۳حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و دلیله‌ به‌ شَمْشُون‌ گفت‌: «تابحال‌ مرا استهزا نموده‌، دروغ‌ گفتی‌. مرا بگو كه‌ به‌ چه‌ چیز بسته‌ می‌شوی‌.» او وی‌ را گفت‌: «اگر هفت‌ گیسوی‌ سر مرا با تار ببافی‌.»

  4. داوران ۱۶:۱۴حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    پس‌ آنها را به‌ میخ‌ قایم‌ بست‌ و وی‌ را گفت‌: «ای‌ شَمْشُون‌ فلسطینیان‌ بر تو آمدند.» آنگاه‌ از خواب‌ بیدار شده‌، هم‌ میخِ نَوردِ نساج‌ و هم‌ تار را بركند.

  5. داوران ۱۶:۱۵حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و او وی‌ را گفت‌: «چگونه‌ می‌گویی‌ كه‌ مرا دوست‌ می‌داری‌ و حال‌ آنكه‌ دل‌ تو با من‌ نیست‌. این‌ سه‌ مرتبه‌ مرا استهزا نموده‌، مرا خبر ندادی‌ كه‌ قوت‌ عظیم‌ تو در چه‌ چیز است‌.»

  6. داوران ۱۶:۱۶حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و چون‌ او وی‌ را هر روز به‌ سخنان‌ خود عاجز می‌ساخت‌ و او را الحاح‌ می‌نمود و جانش‌ تا به‌ موت‌ تنگ‌ می‌شد،

  7. داوران ۱۶:۱۷حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    هر چه‌ در دل‌ خود داشت‌ برای‌ او بیان‌كرده‌، گفت‌ كه‌ «اُسْتُرَه‌ بر سر من‌ نیامده‌ است‌، زیرا كه‌ از رحم‌ مادرم‌ برای‌ خداوند نذیره‌ شده‌ام‌؛ و اگر تراشیده‌ شوم‌، قوتم‌ از من‌ خواهد رفت‌ و ضعیف‌ و مثل‌ سایر مردمان‌ خواهم‌ شد.»

  8. داوران ۱۶:۱۸حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    پس‌ چون‌ دلیله‌ دید كه‌ هرآنچه‌ در دلش‌ بود، برای‌ او بیان‌ كرده‌ است‌، فرستاد و سروران‌ فلسطینیان‌ را طلبیده‌، گفت‌: «این‌ دفعه‌ بیایید زیرا هرچه‌ در دل‌ داشت‌ مرا گفته‌ است‌.» آنگاه‌ سروران‌ فلسطینیان‌ نزد او آمدند و نقد را به‌ دست‌ خود آوردند.

  9. داوران ۱۶:۱۹حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و او را بر زانوهای‌ خود خوابانیده‌، كسی‌ را طلبید و هفت‌ گیسوی‌ سرش‌ را تراشید. پس‌ به‌ ذلیل‌ نمودن‌ او شروع‌ كرد و قوتش‌ از او برفت‌.

  10. داوران ۱۶:۲۰حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و گفت‌: «ای‌ شَمْشُون‌ فلسطینیان‌ بر تو آمدند.» آنگاه‌ از خواب‌ بیدار شده‌، گفت‌: «مثل‌ پیشتر بیرون‌ رفته‌، خود را می‌افشانم‌.» اما او ندانست‌ كه‌ خداوند از او دور شده‌ است‌.

  11. داوران ۱۶:۲۱حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    پس‌ فلسطینیان‌ او را گرفته‌، چشمانش‌ را كندند و او را به‌ غَزَّه‌ آورده‌، به‌ زنجیرهای‌ برنجین‌ بستند و در زندان‌ دستاس‌ می‌كرد.

  12. داوران ۱۶:۲۲حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و موی‌ سرش‌ بعد از تراشیدن‌ باز به‌ بلند شدن‌ شروع‌ نمود.

  13. داوران ۱۶:۲۳حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و سروران‌ فلسطینیان‌ جمع‌ شدند تا قربانی‌ عظیمی‌ برای‌ خدای‌ خود، داجون‌ بگذرانند و بزم‌ نمایند زیرا گفتند خدای‌ ما دشمن‌ ما شَمْشُون‌ را به‌ دست‌ ما تسلیم‌ نموده‌است‌.

  14. داوران ۱۶:۲۴حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و چون‌ خلق‌ او را دیدند خدای‌ خود را تمجید نمودند، زیرا گفتند خدای‌ ما دشمن‌ ما را كه‌ زمین‌ ما را خراب‌ كرد و بسیاری‌ از ما را كشت‌، به‌ دست‌ ما تسلیم‌ نموده‌است‌.

  15. داوران ۱۶:۲۵حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و چون‌ دل‌ ایشان‌ شاد شد، گفتند: «شَمْشُون‌ را بخوانید تا برای‌ ما بازی‌ كند.» پس شَمْشُون‌ را از زندان‌ آورده‌، برای‌ ایشان‌ بازی‌ می‌كرد، و او را در میان‌ ستونها برپا داشتند.

  16. داوران ۱۶:۲۶حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و شَمْشُون‌ به‌ پسری‌ كه‌ دست‌ او را می‌گرفت‌، گفت‌: «مرا واگذار تا ستونهایی‌ كه‌ خانه‌ بر آنها قایم‌ است‌، لمس‌ نموده‌، بر آنها تكیه‌ نمایم‌.»

  17. داوران ۱۶:۲۷حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و خانه‌ از مردان‌ و زنان‌ پر بود و جمیع‌ سروران‌ فلسطینیان‌ در آن‌ بودند و قریب‌ به‌ سه‌ هزار مرد و زن‌ بر پشت‌بام‌، بازی‌ شَمْشُون‌ را تماشا می‌كردند.

  18. داوران ۱۶:۲۸حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و شَمْشُون‌ از خداوند استدعا نموده‌، گفت‌: «ای‌ خداوند یهوه‌، مرا بیاد آور و ای‌ خدا این‌ مرتبه‌ فقط مرا قوت‌ بده‌ تا یك‌ انتقام‌ برای‌ دو چشم‌ خود از فلسطینیان‌ بكشم‌.»

  19. داوران ۱۶:۲۹حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و شَمْشُون‌ دو ستونِ میان‌ را كه‌ خانه‌ بر آنها قایم‌ بود، یكی‌ را به‌ دست‌ راست‌ و دیگری‌ را به‌ دست‌ چپ‌ خود گرفته‌، بر آنها تكیه‌ نمود.

  20. داوران ۱۶:۳۰حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    و شَمْشُون‌ گفت‌: «همراه‌ فلسطینیان‌ بمیرم‌.» و با زور خم‌ شده‌، خانه‌ بر سروران‌ و بر تمامی‌ خلقی‌ كه‌ در آن‌ بودند، افتاد. پس‌ مردگانی‌ كه‌ در موت‌ خود كشت‌ از مردگانی‌ كه‌ در زندگی‌اش‌ كشته‌ بود، زیادتر بودند.

  21. داوران ۱۶:۳۱حدود ۱۱۲۰ پ.م.

    آنگاه‌ برادرانش‌ و تمامی‌ خاندان‌ پدرش‌ آمده‌، او را برداشتند و او را آورده‌، در قبر پدرش‌ مانوح‌ در میان‌ صُرعَه‌ و اَشتاؤل‌ دفن‌ كردند. و او بیست‌ سال‌ بر اسرائیل‌ داوری‌ كرد.

  22. داوران ۱۷:۱حدود ۱۴۱۹ پ.م.

    و از كوهستان‌ افرایم‌، شخصی‌ بود كه‌میخا نام‌ داشت‌.

  23. داوران ۱۷:۲حدود ۱۴۱۹ پ.م.

    و به‌ مادر خود گفت‌: «آن‌ هزار و یكصد مثقال‌ نقره‌ای‌ كه‌ از تو گرفته‌شد، و دربارۀ آن‌ لعنت‌ كردی‌ و در گوشهای‌ من‌ نیز سخن‌ گفتی‌، اینك‌ آن‌ نقره‌ نزد من‌ است‌، من‌ آن‌ را گرفتم‌.» مادرش‌ گفت‌: « خداوند پسر مرا بركت‌ دهد.»

  24. داوران ۱۷:۳حدود ۱۴۱۹ پ.م.

    پس‌ آن‌ هزار و یكصد مثقال‌ نقره‌ را به‌ مادرش‌ رد نمود و مادرش‌ گفت‌: «این‌ نقره‌ را برای‌ خداوند از دست‌ خود به‌ جهت‌ پسرم‌ بالكل‌ وقف‌ می‌كنم‌ تا تمثال‌ تراشیده‌ و تمثال‌ ریخته‌ شده‌ای‌ ساخته‌ شود؛ پس‌ الا´ن‌ آن‌ را به‌ تو باز می‌دهم‌.»

  25. داوران ۱۷:۴حدود ۱۴۱۹ پ.م.

    و چون‌ نقره‌ را به‌ مادر خود رد نمود، مادرش‌ دویست‌ مثقال‌ نقره‌ گرفته‌، آن‌ را به‌ زرگری‌ داد كه‌ او تمثال‌ تراشیده‌، و تمثال‌ ریخته‌ شده‌ای‌ ساخت‌ و آنها در خانۀ میخا بود.