- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Abimelech
آیاتی که از Abimelech نام میبرند
و كنیز او كه در شكیم بود او نیز برای وی پسری آورد، و او را اَبیمَلِك نام نهاد.
و اَبیمَلِك بنیرُبَّعْل نزد برادران مادر خود بهشَكیم رفته، ایشان و تمامی قبیلۀ خاندان پدر مادرش را خطاب كرده، گفت:
و برادران مادرش دربارۀ او در گوشهای جمیع اهل شكیم همۀ این سخنان را گفتند، و دل ایشان به پیروی اَبیمَلِك مایل شد، زیرا گفتند او برادر ماست.
و هفتاد مثقال نقره از خانۀ بعل بَرِیت به او دادند، و اَبیمَلِك مردان مهمل و باطل را به آن اجیر كرد كه او را پیروی نمودند.
و تمامی اهل شكیم و تمامی خاندان مِلّو جمع شده، رفتند، و اَبیمَلِك را نزد بلوط ستون كه در شكیم است، پادشاه ساختند.
و الا´ن اگر براستی و صداقت عمل نمودید در اینكه اَبیمَلِك را پادشاه ساختید، و اگر به یرُبَّعْل و خاندانش نیكویی كردید و برحسب عمل دستهایش رفتار نمودید.
و شما امروز بر خاندان پدرم برخاسته، پسرانش، یعنی هفتاد نفر را بر یك سنگ كشتید، و پسر كنیز او اَبیمَلِك را چون برادر شما بود، بر اهل شكیم پادشاه ساختید.
پس اگر امروز به راستی و صداقت با یرُبَّعْل و خاندانش عمل نمودید، از اَبیمَلِك شاد باشید و او از شما شاد باشد.
و اگرنه آتش از اَبیمَلِك بیرون بیاید، و اهل شكیم و خاندان مِلّو را بسوزاند، و آتش از اهل شكیم و خاندان ملو بیرون بیاید و اَبیمَلِك را بسوزاند.»
پس یوتام فرار كرده، گریخت و به بَئِیر آمده، در آنجا از ترس برادرش، اَبیمَلِك، ساكن شد.
و اَبیمَلِك بر اسرائیل سه سال حكمرانی كرد.
و خدا روحی خبیث در میان اَبیمَلِك و اهل شكیم فرستاد، و اهل شكیم با اَبیمَلِك خیانت ورزیدند،
تا انتقام ظلمی كه بر هفتاد پسر یرُبَّعْل شده بود، بشود، و خون آنها از برادر ایشان اَبیمَلِك كه ایشان را كشته بود، و از اهل شكیم كه دستهایشان را برای كشتن برادران خود قوی ساخته بودند، رفته شود.
پس اهل شكیم بر قلههای كوهها برای او كمین گذاشتند، و هر كس را كه از طرف ایشان در راه میگذشت، تاراج میكردند. پس اَبیمَلِك را خبر دادند.
و به مزرعهها بیرون رفته، موها را چیدند و انگور را فشرده، بزم نمودند، و به خانه خدای خود داخل شده، اَكل و شُرب كردند و اَبیمَلِك را لعنت نمودند.
و جَعْل بنعابد گفت: «اَبیمَلِك كیست و شكیم كیست كه او را بندگی نماییم؟ آیا او پسر یرُبَّعْل و زبول، وكیل او نیست؟ مردان حامور پدر شكیم را بندگی نمایید. ما چرا باید او را بندگی كنیم؟
كاش كه این قوم زیر دست من میبودند تا اَبیمَلِك را رفع میكردم.» و به اَبیمَلِك گفت: لشكر خود را زیاد كن و بیرون بیا.»
پس به حیله قاصدان نزد اَبیمَلِك فرستاده، گفت: «اینك جَعْل بنعابد با برادرانش به شكیم آمدهاند و ایشان شهر را به ضد تو تحریك میكنند.
پس اَبیمَلِك و همۀ كسانی كه با وی بودند، در شب برخاسته، چهار دسته شده، در مقابل شكیم در كمین نشستند.
و جَعْل بنعابد بیرون آمده، به دهنۀ دروازۀ شهر ایستاد، و اَبیمَلِك و كسانی كه با وی بودند از كمینگاه برخاستند.
زَبُول وی را گفت:«الا´ن زبان تو كجاست كه گفتی اَبیمَلِك كیست كه او را بندگی نماییم؟ آیا این آن قوم نیست كه حقیر شمردی؟ پس حال بیرون رفته، با ایشان جنگ كن.»
و جَعْل پیش روی اهل شكیم بیرون شده، با اَبیمَلِك جنگ كرد.
و اَبیمَلِك او را منهزم ساخت كه از حضور وی فرار كرد و بسیاری تا دهنۀ دروازه مجروح افتادند.
و اَبیمَلِك در اَرُوْمَه ساكن شد، و زَبُول، جَعْل و برادرانش را بیرون كرد تا در شكیم ساكن نباشند.
و در فردای آن روز واقع شد كه مردم به صحرا بیرون رفتند، و اَبیمَلِك را خبر دادند.