Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Sieges

134 آیه · 63 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. چون‌ برای‌ گرفتن‌ شهری‌ با آن‌ جنگ‌ كنی‌، و آن‌ را روزهای‌ بسیار محاصره‌ نمایی‌، تبر بردرختهایش‌ مزن‌ و آنها را تلف‌ مساز. چونكه‌ از آنها می‌خوری‌ پس‌ آنها را قطع‌ منما، زیرا آیا درخت‌ صحرا انسان‌ است‌ تا آن‌ را محاصره‌ نمایی‌؟

  2. و اما درختی‌ كه‌ می‌دانی‌ درختی‌ نیست‌ كه‌ از آن‌ خورده‌ شود آن‌ را تلف‌ ساخته‌، قطع‌ نما و سنگری‌ بر شهری‌ كه‌ با تو جنگ‌ می‌كند، بنا كن‌ تا منهدم‌ شود.

  3. و تو را در تمامی‌ دروازه‌هایت‌ محاصره‌ كند تا دیواره‌های‌ بلند و حصین‌ كه‌ بر آنها توكل‌ داری‌، در تمامی‌ زمینت‌ منهدم‌ شود؛ و تو را در تمامی‌ دروازه‌هایت‌، در تمامی‌ زمینی‌ كه‌ یهُوَه‌ خدایت‌ به‌ تو می‌دهد، محاصره‌ خواهد نمود.

  4. (و اریحا به‌ سبب‌ بنی‌اسرائیل‌ سخت‌ بسته‌شد، به‌ طوری‌ كه‌ كسی‌ به‌ آن‌ رفت‌ و آمد نمی‌كرد.)

  5. و یهُوَه‌ به‌ یوشع‌ گفت‌: «ببین‌ اریحا و مَلِكَش‌ و مردان‌ جنگی‌ را به‌ دست‌ تو تسلیم‌ كردم‌.

  6. پس‌ شما یعنی‌ همۀ مردان‌ جنگی‌، شهر را طواف‌ كنید، و یك‌ مرتبه‌ دور شهر بگردید، و شش‌ روز چنین‌ كن‌.

  7. و هفت‌ كاهن‌ پیش‌ تابوت‌، هفت‌ كَرِنّای‌ یوبیل‌ بردارند، و در روز هفتم‌ شهر را هفت‌ مرتبه‌ طواف‌ كنید، و كاهنان‌ كَرِنّاها را بنوازند.

  8. و چون‌ بوق‌ یوبیل‌ كشیده‌ شود و شما آواز كَرِنّا را بشنوید، تمامی‌ قوم‌ به‌ آواز بلند صدا كنند، و حصار شهر به‌ زمین‌ خواهد افتاد، و هر كس‌ از قوم‌ پیش‌ روی‌ خود برآید.»

  9. پس‌ یوشع‌ بن‌نون‌ كاهنان‌ را خوانده‌، به‌ ایشان‌ گفت‌: تابوت‌ عهد را بردارید و هفت‌ كاهن‌ هفت‌ كَرِنّای‌ یوبیل‌ را پیش‌ تابوت‌ خداوند بردارند.

  10. و به‌ قوم‌ گفتند:پیش‌ بروید و شهر را طواف‌ كنید، و مردان‌ مسلح‌ پیش‌ تابوت‌ خداوند بروند.

  11. و چون‌ یوشع‌ این‌ را به‌ قوم‌ گفت‌، هفت‌ كاهن‌ هفت‌ كَرِنّای‌ یوبیل‌ را برداشته‌، پیش‌ خداوند رفتند و كَرِنّاها را نواختند و تابوت‌ عهد خداوند از عقب‌ ایشان‌ روانه‌ شد.

  12. و مردان‌ مسلح‌ پیش‌ كاهنانی‌ كه‌ كَرِنّاها را می‌نواختند رفتند، و ساقه‌ لشكر از عقب‌ تابوت‌ روانه‌ شدند؛ و چون‌ می‌رفتند، كاهنان‌ كَرِنّاها را می‌نواختند.

  13. و یوشع‌ قوم‌ را امر فرموده‌، گفت‌: صدا نزنید و آواز شما شنیده‌ نشود، بلكه‌ سخنی‌ از دهان‌ شما بیرون‌ نیاید تا روزی‌ كه‌ به‌ شما بگویم‌ كه‌ صدا كنید. آن‌ وقت‌ صدا زنید.

  14. پس‌ تابوت‌ خداوند را به‌ شهر طواف‌ داد و یك‌ مرتبه‌ دور شهر گردش‌ كرد. و ایشان‌ به‌ لشكرگاه‌ برگشتند و شب‌ را در لشكرگاه‌ به‌ سر بردند.

  15. بامدادان‌ یوشع‌ به‌ زودی‌ برخاست‌ و كاهنان‌ تابوت‌ خداوند را برداشتند.

  16. و هفت‌ كاهن‌ هفت‌ كَرِنّای‌ یوبیل‌ را برداشته‌، پیش‌ تابوت‌ خداوند می‌رفتند، و كَرِنّاها را می‌نواختند، و مردان‌ مسلح‌ پیش‌ ایشان‌ می‌رفتند، و ساقه‌ لشكر از عقب‌ تابوت‌ خداوند رفتند، و چون‌ می‌رفتند (كاهنان‌) كَرِنّاها را می‌نواختند.

  17. پس‌ روز دوم‌، شهر را یك‌ مرتبه‌ طواف‌ كرده‌، به‌ لشكرگاه‌ برگشتند، و شش‌ روز چنین‌ كردند.

  18. و در روز هفتم‌، وقت‌ طلوع‌ فجر، به‌ زودی‌ برخاسته‌، شهر را به‌ همین‌ طور هفت‌ مرتبه‌ طواف‌ كردند، جز اینكه‌ در آن‌ روز شهر را هفت‌ مرتبه‌ طواف‌ كردند.

  19. و چنین‌ شد در مرتبۀ هفتم‌، چون‌ كاهنان‌ كَرِنّاها را نواختند كه‌ یوشع‌ به‌ قوم‌ گفت‌: «صدا زنید زیرا خداوند شهر را به‌ شما داده‌ است‌.

  20. و خود شهر و هر چه‌ در آن‌ است‌ برای‌ خداوندحرام‌ خواهد شد، و راحاب‌ فاحشه‌ فقط‌، با هر چه‌ با وی‌ در خانه‌ باشد زنده‌ خواهند ماند، زیرا رسولانی‌ را كه‌ فرستادیم‌ پنهان‌ كرد.

  21. و اما شما زنهار خویشتن‌ را از چیز حرام‌ نگاه‌ دارید، مبادا بعد از آنكه‌ آن‌ را حرام‌ كرده‌ باشید، از آن‌ چیز حرام‌ بگیرید و لشكرگاه‌ اسرائیل‌ را حرام‌ كرده‌، آن‌ را مضطرب‌ سازید.

  22. و تمامی‌ نقره‌ و طلا و ظروف‌ مسین‌ و آهنین‌، وقف‌ خداوند می‌باشد و به‌ خزانۀ خداوند گذارده‌ شود.»

  23. آنگاه‌ قوم‌ صدا زدند و كَرِنّاها را نواختند. و چون‌ قوم‌ آواز كَرِنّا را شنیدند و قوم‌ به‌ آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به‌ زمین‌ افتاد. و قوم‌ یعنی‌ هر كس‌ پیش‌ روی‌ خود به‌ شهر برآمد و شهر را گرفتند.

  24. و یوشع‌ از اریحا تا عای‌ كه‌ نزد بیت‌ آون‌ به‌ طرف‌ شرقی‌ بیت‌ئیل‌ واقع‌ است‌، مردان‌ فرستاد و ایشان‌ را خطاب‌ كرده‌، گفت‌: بروید و زمین‌ را جاسوسی‌ كنید. پس‌ آن‌ مردان‌ رفته‌، عای‌ را جاسوسی‌ كردند.

  25. و نزد یوشع‌ برگشته‌، او را گفتند: تمامی‌ قوم‌ برنیایند؛ به‌ قدر دو یا سه‌ هزار نفر برآیند و عای‌ را بزنند و تمامی‌ قوم‌ را به‌ آنجا زحمت‌ ندهی‌ زیرا كه‌ ایشان‌ كم‌اند.