Skip to content

Jericho

58 verses

31.8700, 35.4400 مشاهده در نقشه‌های گوگل

آیاتی که از Jericho نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و بنی‌اسرائیل‌ كوچ‌ كرده‌، در عَرَبات موآب‌ به‌ آنطرف‌ اردن‌، در مقابل‌ اریحا اردو زدند.

  2. پس‌ موسی‌ و العازارِ كاهن‌ ایشان‌ را در عَرَباتِ موآب‌، نزد اردن‌ در مقابل‌ اریحا خطاب‌ كرده‌، گفتند:

  3. اینانند آنانی‌ كه‌ موسی‌ و العازارِ كاهن‌ شمردند، وقتی‌ كه‌ بنی‌اسرائیل‌ را در عَرَبات‌ موآب‌ نزد اردن‌ در مقابل‌ اریحا شمردند.

  4. و اسیران‌ و غارت‌ و غنیمت‌ را نزد موسی‌ و العازار كاهن‌ و جماعت‌ بنی‌اسرائیل‌ در لشكرگاه‌ در عَرَبات‌ موآب‌، كه‌ نزد اردن‌ در مقابل‌ اریحاست‌، آوردند.

  5. و از كوههای‌ عباریم‌ كوچ‌ كرده‌، در عَرَبات‌ موآب‌ نزد اردن‌ در مقابل‌ اریحا فرود آمدند.

  6. و خداوند موسی‌ را در عربات‌ موآب‌ نزد اردن‌، در مقابل‌ اریحا خطاب‌ كرده‌، گفت‌:

  7. این‌ دو سبط‌ و نصف‌ به‌ آن‌ طرف‌ اردن‌ در مقابل‌ اریحا به‌ جانب‌ مشرق‌ به‌ سوی‌ طلوع‌ آفتاب‌ نصیب‌ خود را گرفته‌اند.»

  8. و خداوند موسی‌ را در عربات‌ موآب نزد اردن‌ در مقابل‌ اریحا خطاب‌ كرده‌،گفت‌:

  9. این‌ است‌ اوامر و احكامی‌ كه‌ خداوند به‌ واسطۀ موسی‌ در عربات‌ موآب‌ نزد اردن‌ در مقابل‌ اریحا به‌ بنی‌اسرائیل‌ امر فرمود.

  10. « به‌ این‌ كوه‌ عباریم‌ یعنی‌ جبل‌نبو كه‌ در زمین‌ موآب‌ در مقابل‌ اریحاست‌ برآی‌، و زمین‌ كنعان‌ را كه‌ من‌ آن‌ را به‌ بنی‌اسرائیل‌ به‌ ملكیت‌ می‌دهم‌، ملاحظه‌ كن‌.

  11. و موسی‌ از عربات‌ موآب‌، به‌ كوه‌ نبو، بر قلۀ فسجه‌ كه‌ در مقابل‌ اریحاست‌ برآمد، و خداوند تمامی‌ زمین‌ را، از جلعاد تا دان‌، به‌ او نشان‌ داد.

  12. و یوشع‌ بن‌نون‌ دو مرد جاسوس‌ از شِطّیم‌ به پنهانی‌ فرستاده‌، گفت‌: «روانه‌ شده‌، زمین‌ و اریحا را ببینید.» پس‌ رفته‌، به‌ خانۀ زن‌ زانیه‌ای‌ كه‌ راحاب‌ نام‌ داشت‌ داخل‌ شده‌، در آنجا خوابیدند.

  13. و ملك‌ اریحا را خبر دادند كه‌ «اینك‌ مردمان‌ از بنی‌اسرائیل‌ امشب‌ داخل‌ این‌ جا شدند تا زمین‌ را جاسوسی‌ كنند.»

  14. و ملك‌ اریحا نزد راحاب‌ فرستاده‌، گفت‌: «مردانی‌ را كه‌ نزد تو آمده‌، به‌ خانۀ تو داخل‌ شده‌اند، بیرون‌ بیاور زیرا برای‌ جاسوسی‌ تمامی‌ زمین‌ آمده‌اند.»

  15. واقع‌ شد كه‌ آبهایی‌ كه‌ از بالا می‌آمد، بایستاد و به‌ مسافتی‌ بسیار دور تا شهر آدم‌ كه‌ به‌ جانب‌ صَرْتان‌ است‌، بلند شد، و آبی‌ كه‌ به‌ سوی‌ دریای‌ عربه‌، یعنی‌ بحرالملح‌ می‌رفت‌ تماماً قطع‌ شد، و قوم‌ در مقابل‌ اریحا عبور كردند.

  16. قریب‌ به‌ چهل‌هزار نفر مهیا شدۀ كارزار به‌ حضور خداوند به‌ صحرای‌ اریحا برای‌ جنگ‌ عبور كردند.

  17. و در روز دهم‌ از ماه‌ اول‌، قوم‌ از اُرْدُن‌ برآمدند و در جِلْجال‌ به‌ جانب‌ شرقی‌ اریحا اردو زدند.

  18. و بنی‌اسرائیل‌ در جِلْجال‌ اردو زدند و عید فصح‌ را در شب‌ روز چهاردهم‌ ماه‌، در صحرای‌ اریحا نگاه‌ داشتند.

  19. و واقع‌ شد چون‌ یوشع‌ نزد اریحا بود كه‌ چشمان‌ خود را بالا انداخته‌، دید كه‌ اینك‌ مردی‌ با شمشیر برهنه‌ در دست‌ خود پیش‌ وی‌ ایستاده‌ بود. و یوشع‌ نزد وی‌ آمده‌، او را گفت‌: «آیا تو از ما هستی‌ یا از دشمنان‌ ما؟»

  20. (و اریحا به‌ سبب‌ بنی‌اسرائیل‌ سخت‌ بسته‌شد، به‌ طوری‌ كه‌ كسی‌ به‌ آن‌ رفت‌ و آمد نمی‌كرد.)

  21. و یهُوَه‌ به‌ یوشع‌ گفت‌: «ببین‌ اریحا و مَلِكَش‌ و مردان‌ جنگی‌ را به‌ دست‌ تو تسلیم‌ كردم‌.

  22. و یوشع‌، راحاب‌ فاحشه‌ و خاندان‌ پدرش‌ را با هر چه‌ از آن‌ او بود زنده‌ نگاه‌ داشت‌، و او تا امروز در میان‌ اسرائیل‌ ساكن‌ است‌، زیرا رسولان‌ را كه‌ یوشع‌ برای‌ جاسوسی‌ اریحا فرستاده‌ بود پنهان‌ كرد.

  23. و در آنوقت‌ یوشع‌ ایشان‌ را قسم‌ داده‌، گفت‌: «ملعون‌ باد به‌ حضور خداوند كسی‌ كه‌ برخاسته‌، این‌ شهر اریحا را بنا كند؛ به‌ نخست‌زادۀ خود بنیادش‌ خواهد نهاد، و به‌ پسر كوچك‌ خود دروازه‌هایش‌ را برپا خواهد نمود.»

  24. و یوشع‌ از اریحا تا عای‌ كه‌ نزد بیت‌ آون‌ به‌ طرف‌ شرقی‌ بیت‌ئیل‌ واقع‌ است‌، مردان‌ فرستاد و ایشان‌ را خطاب‌ كرده‌، گفت‌: «بروید و زمین‌ را جاسوسی‌ كنید.» پس‌ آن‌ مردان‌ رفته‌، عای‌ را جاسوسی‌ كردند.

  25. و به‌ عای‌ و ملكش‌ به‌ طوری‌ كه‌ به‌ اریحا و ملكش‌ عمل‌ نمودی‌ بكن‌، لیكن‌ غنیمتش‌ را با بهایمش‌ برای‌ خود به‌ تاراج‌ گیرید و در پشت‌ شهر كمین‌ ساز.»