Skip to content

Lachish

22 verses

31.5600, 34.8400 مشاهده در نقشه‌های گوگل

آیاتی که از Lachish نام می‌برند

  1. پس‌ اَدُونِی‌ صَدَق‌، ملك‌ اورشلیم‌ نزد هوهام‌، ملك‌ حَبْرُون‌، و فِرْآم‌، ملك‌ یرْموت‌، و یافیع‌، ملك‌ لاخیش‌، و دَبیرْ، ملك‌ عَجْلُون‌، فرستاده‌، گفت‌:

  2. پس‌ پنج‌ ملك‌ اَموریان‌ یعنی‌ ملك‌ اورشلیم‌ و ملك‌ حَبْرُون‌ و ملك‌ یرْمُوت‌ و ملك‌ لاخیش‌ و ملك‌ عَجْلُون‌ جمع‌ شدند، و با تمام‌ لشكر خود برآمدند، و در مقابل‌ جَبَعُون‌ اردو زده‌، با آن‌ جنگ‌ كردند.

  3. پس‌ چنین‌ كردند، و آن‌ پنج‌ ملك‌، یعنی‌ ملك‌ اورشلیم‌ و ملك‌ حَبْرُون‌ و ملك‌ یرْمُوت‌ و ملك‌ لاخیش‌ و ملك‌ عَجْلون‌ را از مغاره‌ نزد وی‌ بیرون‌آوردند.

  4. و یوشع‌ با تمامی‌ اسرائیل‌ از لِبْنَه‌ به‌ لاخیش‌ گذشت‌ و به‌ مقابلش‌ اردو زده‌، با آن‌ جنگ‌ كرد.

  5. و خداوند لاخیش‌ را به‌ دست‌ اسرائیل‌ تسلیم‌ نمود كه‌ آن‌ را در روز دوم‌ تسخیر نمود. و آن‌ و همۀ كسانی‌ را كه‌ در آن‌ بودند به‌ دم‌ شمشیر كشت‌ چنانكه‌ به‌ لِبْنَه‌ كرده‌ بود.

  6. آنگاه‌ هورام‌ ملك‌ جازر برای‌ اعانت‌ لاخیش‌ آمد، و یوشع‌ او و قومش‌ را شكست‌ داد، به‌ حدی‌ كه‌ كسی‌ را برای‌ او باقی‌ نگذاشت‌.

  7. و یوشع‌ با تمامی‌ اسرائیل‌ از لاخیش‌ به‌ عَجْلون‌ گذشتند و به‌ مقابلش‌ اردو زده‌، با آن‌ جنگ‌ كردند.

  8. و در همان‌ روز آن‌ را گرفته‌، به‌ دم‌ شمشیر زدند و همۀ كسانی‌ را كه‌ در آن‌ بودند در آن‌ روز هلاك‌ كرد چنانكه‌ به‌ لاخیش‌ كرده‌ بود.

  9. و یكی‌ ملك‌ یرْموت‌ و یكی‌ ملك‌ لاخیش‌.

  10. و لاخیش‌ و بُصْقَه‌ و عَجْلون‌.

  11. و در اورشلیم‌ بر وی‌ فتنه‌ انگیختند. پس‌ او به‌ لاكیش‌ فرار كرد و از عقبش‌ به‌ لاكیش‌ فرستاده‌، او را در آنجا كشتند.

  12. و حِزْقیا پادشاه‌ یهودا نزد پادشاه‌ آشور به‌ لاكیش‌ فرستاده‌، گفت‌: خطا كردم‌. از من‌ برگرد و آنچه‌ را كه‌ بر من‌ بگذاری‌، ادا خواهم‌ كرد. پس‌ پادشاه‌ آشور سیصد وزنۀ نقره‌ و سی‌ وزنۀ طلا بر حِزْقیا پادشاه‌ یهودا گذاشت‌.

  13. و پادشاه‌ آشور، تَرْتان‌ و رَبْساریس‌ و رَبْشاقی‌ را از لاكیش‌ نزد حِزْقیای‌ پادشاه‌ به‌ اورشلیم‌ با موكب‌ عظیم‌ فرستاد. و ایشان‌ برآمده‌، به‌ اورشلیم‌ رسیدند؛ و چون‌ برآمدند، رفتند و نزد قنات‌ بركۀ فوقانی‌ كه‌ به‌ سر راه‌ مزرعۀ گازُر است‌، ایستادند.

  14. پس‌ رَبْشاقی‌ مراجعت‌ كرده‌، پادشاه‌ آشور را یافت‌ كه‌ با لِبْنَه‌ جنگ‌ می‌كرد، زیرا شنیده‌ بود كه‌ از لاكیش‌ كوچ‌ كرده‌ است‌.

  15. و اَدورایم‌ و لاكِیش‌ و عَزیقَه‌،

  16. و از زمانی‌ كه‌ اَمَصْیا از پیروی‌ خداوند انحراف‌ ورزید، بعضی‌ در اورشلیم‌ فتنه‌ بر وی‌ انگیختند. پس‌ به‌ لاكیش‌ فرار كرد و از عقبش‌ به‌ لاكیش‌ فرستادند و او را در آنجا كشتند.

  17. و بعد از آن‌ سنخاریب‌، پادشاه‌ آشور، بندگان‌ خود را به‌ اورشلیم‌ فرستاد و خودش‌ با تمامی‌ حشمتش‌ در برابر لاكیش‌ بودند كه‌ به‌ حِزْقیا پادشاه‌ یهودا و تمامی‌ یهودا كه‌ در اورشلیم‌ بودند، بگویند:

  18. و زانُوح‌ و عَدُلاّم‌ و دهات‌ آنها و لاكیش‌ و نواحی‌ آن‌ و عَزیقَه‌ و دهات‌ آن‌. پس‌ از بئرشبع‌ تا وادی‌ هِنُّوم‌ ساكن‌ شدند.

  19. و پادشاه‌ آشور ربشاقی‌ را از لاكیش‌ به‌ اورشلیم‌ نزد حزقیا پادشاه‌ با موكب‌ عظیم‌ فرستاد و او نزد قنات‌ بركه‌ فوقانی‌ به‌ راه‌ مزرعه‌ گازر ایستاد.

  20. پس‌ ربشاقی‌ مراجعت‌ كرده‌، پادشاه‌ آشور را یافت‌ كه‌ با لبنه‌ جنگ‌ می‌كرد زیرا شنیده‌ بود كه‌ از لاكیش‌ كوچ‌ كرده‌ است‌.

  21. هنگامی‌ كه‌ لشكر پادشاه‌ بابل‌ با اورشلیم‌ و با همه‌ شهرهای‌ باقی‌ یهودا یعنی‌ با لاكیش‌ و عَزِیقَه‌ جنگ‌ می‌نمودند. زیرا كه‌ این‌ دو شهر از شهرهای‌ حصاردار یهودا فقط‌ باقی‌ مانده‌ بود.

  22. ای‌ ساكنه‌ لاكیش‌ اسب‌ تندرو را به‌ ارابه‌ ببند. او ابتدای‌ گناه‌ دختر صَهیون‌ بود، چونكه‌ عصیان‌ اسرائیل‌ در تو یافت‌ شده‌ است‌.