Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Sieges

134 آیه · 63 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. و یوشع‌ با تمامی‌ اسرائیل‌ از لاخیش‌ به‌ عَجْلون‌ گذشتند و به‌ مقابلش‌ اردو زده‌، با آن‌ جنگ‌ كردند.

  2. و در همان‌ روز آن‌ را گرفته‌، به‌ دم‌ شمشیر زدند و همۀ كسانی‌ را كه‌ در آن‌ بودند در آن‌ روز هلاك‌ كرد چنانكه‌ به‌ لاخیش‌ كرده‌ بود.

  3. و یوشع‌ با تمامی‌ اسرائیل‌ از عَجْلون‌ به‌ حَبْرُون‌ برآمده‌، با آن‌ جنگ‌ كردند.

  4. و آن‌ را گرفته‌، آن‌ را با ملكش‌ و همۀ شهرهایش‌ و همۀ كسانی‌ كه‌ در آن‌ بودند به‌ دم‌ ششیر زدند، و موافق‌ هر آنچه‌ كه‌ به‌ عَجْلون‌ كرده‌ بود كسی‌ را باقی‌ نگذاشت‌، بلكه‌ آن‌ را با همۀ كسانی‌ كه‌ در آن‌ بودند، هلاك‌ ساخت‌.

  5. و یوشع‌ با تمامی‌ اسرائیل‌ به‌ دَبیرْ برگشت‌ و با آن‌ جنگ‌ كرد.

  6. و آن‌ را با ملكش‌ و همۀ شهرهایش‌ گرفت‌ و ایشان‌ را به‌ دم‌ شمشیر زدند، و همۀ كسانی‌ را كه‌ در آن‌ بودند، هلاك‌ ساختند و او كسی‌ را باقی‌ نگذاشت‌؛ و به‌ طوری‌ كه‌ به‌ حبرون‌ رفتار نموده‌ بود به‌ دَبیرْ و ملكش‌ نیز رفتار كرد، چنانكه‌ به‌ لِبْنَه‌ و ملكش‌ نیز رفتار نموده‌ بود.

  7. پس‌ اَبیمَلِك‌ و همۀ كسانی‌ كه‌ با وی‌ بودند، در شب‌ برخاسته‌، چهار دسته‌ شده‌، در مقابل‌ شكیم‌ در كمین‌ نشستند.

  8. پس‌ مردان‌ خود را گرفته‌، ایشان‌ را به‌ سه‌ فرقه‌ تقسیم‌ نمود، و در صحرا در كمین‌ نشست‌؛ و نگاه‌ كرد و اینك‌ مردم‌ از شهر بیرون‌ می‌آیند، پس‌ بر ایشان‌ برخاسته‌، ایشان‌ را شكست‌ داد.

  9. و اَبیمَلِك‌ با فرقه‌ای‌ كه‌ با وی‌ بودند حمله‌ برده‌، در دهنۀ دروازۀ شهر ایستادند؛ و آن‌ دو فرقه‌ بر كسانی‌ كه‌ در صحرا بودند هجوم‌ آوردند، و ایشان‌ را شكست‌ دادند.

  10. و اَبیمَلِك‌ در تمامی‌ آن‌ روز با شهر جنگ‌ كرده‌، شهر را گرفت‌ و مردم‌ را كه‌ در آن‌ بودند، كشت‌، و شهر را منهدم‌ ساخته‌، نمك‌ در آن‌ كاشت‌.

  11. و اَبیمَلِك‌ به‌ تاباص‌ رفت‌ و بر تاباص‌ اردو زده‌، آن‌ را گرفت‌.

  12. و ناحاش عَمّونی برآمده، در برابر یابیش جِلْعاد اُردو زد؛ و جمیع اهل یابیش به ناحاش گفتند: «با ما عهد ببند و تو را بندگی خواهیم نمود.»

  13. ناحاش عَمّونی به ایشان گفت: «به این شرط با شما عهد خواهم بست كه چشمان راست جمیع شما كنده شود، و این را بر تمامی اسرائیل عار خواهم ساخت.»

  14. و مشایخ یابیش به وی گفتند: «ما را هفت روز مهلت بده تا رسولان به تمامی حدود اسرائیل بفرستیم، و اگر برای ما رهاننده ای نباشد، نزد تو بیرون خواهیم آمد.»

  15. و در فردای آن روز شاؤل قوم را به سه فرقه تقسیم نمود و ایشان در پاس صبح به میان لشكرگاه آمده، عمونیان را تا گرم شدن آفتاب میزدند، و باقیماندگان پراكنده شدند به حدی كه دو نفر از ایشان در یك جا نماندند.

  16. و به داود خبر داده، گفتند: «اینك فلسطینیان با قَعِیلَه جنگ میكنند و خرمنها را غارت مینماید.»

  17. و داود با مردانش به قَعِیلَه رفتند و با فلسطینیان جنگ كرده، مواشی ایشان را بردند، و ایشان را به كشتار عظیمی كشتند. پس داود ساكنان قَعِیلَه را نجات داد.

  18. و واقع شد چون داود و كسانش در روز سوم به صِقْلَغ رسیدند كه عَمالَقَه بر جنوب و بر صِقْلَغ هجوم آورده بودند، و صِقْلَغ را زده آن را به آتش سوزانیده بودند.

  19. و زنان و همۀ كسانی را كه در آن بودند، از خرد و بزرگ اسیر كرده، هیچ كس را نكشته، بلكه همه را به اسیری برده، به راه خود رفته بودند.

  20. بیرون‌ رفتن‌ پادشاهان‌، كه‌ داودْ یوآب‌ را با بندگان‌ خویش‌ و تمامی‌ اسرائیل‌ فرستاد، و ایشان‌ بنی‌عَمّون‌ را خراب‌ كرده‌، رَبَّه‌ را محاصره‌نمودند، اما داود در اورشلیم‌ ماند.

  21. اگر خشم‌ پادشاه‌ افروخته‌ شود و تو را گوید چرا برای‌ جنگ‌ به‌ شهر نزدیك‌ شدید، آیا نمی‌دانستید كه‌ از سر حصار، تیر خواهند انداخت‌؟

  22. كیست‌ كه‌ اَبیمَلَك‌ بن‌ یرُبُوشت‌ را كُشت‌؟ آیا زنی‌ سنگ‌ بالایین‌ آسیایی‌ را از روی‌ حصار بر او نینداخت‌ كه‌ در تاباص‌ مرد؟ پس‌ چرا به‌ حصار نزدیك‌ شدید؟ آنگاه‌ بگو كه‌ بنده‌ات‌، اوریای‌ حِتِّی‌ نیز مرده‌ است‌.»

  23. و یوآب‌ با ربّۀ بنی‌عَمّون‌ جنگ‌ كرده‌، شهر پادشاه‌ نشین‌ را گرفت‌.

  24. و یوآب‌ قاصدان‌ نزد داود فرستاده‌، گفت‌ كه‌ «با ربّه‌ جنگ‌ كردم‌ و شهر آبها را گرفتم‌.

  25. پس‌ الان‌´ بقیۀ قوم‌ را جمع‌ كن‌ و در برابر شهر اردو زده‌، آن‌ را بگیر، مبادا من‌ شهر را بگیرم‌ و به‌ اسم‌ من‌ نامیده‌ شود.»