Skip to content

Midian

44 verses · 2 known names

همچنین شناخته‌شده به: Midianites

28.9300, 34.9000 مشاهده در نقشه‌های گوگل

آیاتی که از Midian نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و حوشام‌ مرد و در جایش‌ هداد بن‌ بداد كه‌ در صحرای‌ موآب‌، مدیان‌ را شكست‌ داد، پادشاهی‌ كرد، و نام‌ شهر او عویت‌ بود.

  2. و چون‌ فرعون‌ این‌ ماجرا را بشنید، قصد قتل‌ موسی‌ كرد. و موسی‌ از حضور فرعون‌ فرار كرده‌، در زمین‌ مدیان‌ ساكن‌ شد؛ و بر سر چاهی‌ بنشست‌.

  3. و كاهن‌ مدیان‌ را هفت‌ دختر بود كه‌ آمدند و آب‌ كشیده‌، آبخورها را پر كردند، تا گلۀ پدر خویش‌ را سیراب‌ كنند.

  4. و اما موسی‌ گلۀ پدر زن‌ خود، یترون‌، كاهن مدیان‌ را شبانی‌ می‌كرد؛ و گله‌ را بدان‌ طرف‌ صحرا راند و به‌ حوریب‌ كه‌ جبل‌الله‌ باشد آمد.

  5. و خداوند در مدیان‌ به‌ موسی‌ گفت‌: «روانه‌ شده‌ به‌ مصر برگرد، زیرا آنانی‌ كه‌ در قصد جان‌ تو بودند، مرده‌اند.»

  6. و چون‌ یتْرون‌، كاهن‌ مدیان‌، پدر زن موسی‌، آنچه‌ را كه‌ خدا با موسی‌ و قوم‌ خود، اسرائیل‌ كرده‌ بود شنید كه‌ خداوند چگونه‌ اسرائیل‌ را از مصر بیرون‌ آورده‌ بود،

  7. و موآب‌ به‌ مشایخ‌ مدیان‌ گفتند: « الا´ن‌ این‌ گروه‌ هر چه‌ به‌ اطراف‌ ما هست‌ خواهند لیسید، به‌ نوعی‌ كه‌ گاو سبزۀ صحرا را می‌لیسد.» و در آن‌ زمان‌ بالاق‌بن‌ صَفّور، ملك‌ موآب‌ بود.

  8. پس‌ مشایخ‌ موآب‌ و مشایخ‌ مدیان‌، مزدفالگیری‌ را به‌ دست‌ گرفته‌، روانه‌ شدند، و نزد بلعام‌ رسیده‌، سخنان‌ بالاق‌ را به‌ وی‌ گفتند.

  9. و اسم‌ زن‌ مدیانی‌ كه‌ كشته‌ شد، كُزبی‌ دختر صور بود و او رئیس‌ قوم‌ خاندان‌ آبا در مدیان‌ بود.

  10. زیرا كه‌ ایشان‌ شما را به‌ مكاید خود ذلیل‌ ساختند، چونكه‌ شما را در واقعه‌ فغور و در امر خواهر خود كُزبی‌، دختر رئیس‌ مدیان‌، كه‌ در روز وبا در واقعه‌ فغور كشته‌ شد، فریب‌ دادند.»

  11. پس‌ موسی‌ قوم‌ را مخاطب‌ ساخته‌، گفت‌: « از میان‌ خود مردان‌ برای‌ جنگ‌ مهیا سازید تا به‌ مقابلۀ مدیان‌ برآیند، و انتقام‌ خداوند را از مدیان‌ بكشند.

  12. و با مدیان‌ به‌ طوری‌ كه‌ خداوند موسی‌ را امر فرموده‌ بود، جنگ‌ كرده‌، همۀ ذكوران‌ را كشتند.

  13. و در میان‌ كشتگان‌ ملوك‌ مدیان‌ یعنی‌ اِوی‌ و راقَم‌ و صور و حور و رابَع‌، پنج‌ پادشاه‌ مدیان‌ را كشتند، و بلعام‌ بن‌ بَعُوْر را به‌ شمشیر كشتند.

  14. و بنی‌اسرائیل‌ زنان‌ مدیان‌ و اطفال‌ ایشان‌ را به‌ اسیری‌ بردند، و جمیع‌ بهایم‌ و جمیع‌ مواشی‌ ایشان‌ و همۀ املاك‌ ایشان‌ را غارت‌ كردند.

  15. و تمامی‌ شهرهای‌ بیابان‌ و تمامی‌ ممالك‌ سَیحُون‌، ملك‌ اَموریان‌، كه‌ در حَشْبُون‌ حكمرانی‌ می‌كرد، و موسی‌ او را با سرداران‌ مِدیان‌ یعنی‌ اَوِی‌ و راقَم‌ و صوُر و حور و رابَع‌، امرای‌ سَیحُون‌، كه‌ در آن‌ زمین‌ ساكن‌ بودند، شكست‌ داد.

  16. و بنی‌اسرائیل‌ در نظر خداوند شرارت‌ورزیدند. پس‌ خداوند ایشان‌ را به‌ دست‌ مدیان‌ هفت‌ سال‌ تسلیم‌ نمود.

  17. و دست‌ مدیان‌ بر اسرائیل‌ استیلا یافت‌، و به‌ سبب‌ مدیان‌ بنی‌اسرائیل‌ شكافها و مغاره‌ها و ملاذها را كه‌ در كوهها می‌باشند، برای‌ خود ساختند.

  18. و چون‌ اسرائیل‌ به‌ سبب‌ مدیان‌ بسیار ذلیل‌شدند، بنی‌اسرائیل‌ نزد خداوند فریاد برآوردند.

  19. و واقع‌ شد چون‌ بنی‌اسرائیل‌ از دست‌ مدیان‌ نزد خداوند استغاثه‌ نمودند،

  20. جِدْعُون‌ وی‌ را گفت‌: «آه‌ ای‌ خداوند من‌، اگر یهوه‌ با ماست‌، پس‌ چرا این‌ همه‌ بر ما واقع‌ شده‌ است‌، و كجاست‌ جمیع‌ اعمال‌ عجیب‌ او كه‌ پدران‌ ما برای‌ ما ذكر كرده‌، و گفته‌اند كه‌ آیا خداوند ما را از مصر بیرون‌ نیاورد؟ لیكن‌ الا´ن‌ خداوند ما را ترك‌ كرده‌، و به‌ دست‌ مدیان‌ تسلیم‌ نموده‌ است‌.»

  21. آنگاه‌ یهوه‌ بر وی‌ نظر كرده‌، گفت‌: «به‌ این‌ قوت‌ خود برو و اسرائیل‌ را از دست‌ مدیان‌ رهایی‌ ده‌! آیا من‌ تو را نفرستادم‌؟»

  22. و یرُبَّعْل‌ كه‌ جِدْعُون‌ باشد با تمامی‌ قوم‌ كه‌ با وی‌ بودند، صبح‌ زود برخاسته‌، نزد چشمۀ حرود اردو زدند، و اردوی‌ مدیان‌ به‌ شمال‌ ایشان‌ نزد كوه‌ موره‌ در وادی‌ بود.

  23. و خداوند به‌ جِدْعُون‌ گفت‌: «به‌ این‌ سیصد نفر كه‌ به‌ كف‌ نوشیدند، شما را نجات‌ می‌دهم‌، و مدیان‌ را به‌ دست‌ تو تسلیم‌ خواهم‌ نمود. پس‌ سایر قوم‌ هر كس‌ به‌ جای‌ خود بروند.»

  24. پس‌ آن‌ گروه‌ توشه‌ و كَرِنّاهای‌ خود را به‌ دست‌ گرفتند و هر كس‌ را از سایر مردان‌ اسرائیل‌ به‌ خیمۀ خود فرستاد؛ ولی‌ آن‌ سیصد نفر را نگاه‌ داشت‌. و اردوی‌ مدیان‌ در وادی پایینْ دست‌ او بود.

  25. پس‌ چون‌ جِدْعُون‌ رسید، دید كه‌ مردی‌ به‌ رفیقش‌ خوابی‌ بیان‌ كرده‌، می‌گفت‌ كه‌ «اینك‌ خوابی‌ دیدم‌، و هان‌ گِرده‌ای‌ نان‌ جوین‌ در میان‌اردوی‌ مدیان‌ غلطانیده‌ شده‌، به‌ خیمه‌ای‌ برخورد و آن‌ را چنان‌ زد كه‌ افتاد و آن‌ را واژگون‌ ساخت‌، چنانكه‌ خیمه‌ بر زمین‌ پهن‌ شد.»