- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Patriotism
آیات کلیدی کتاب مقدس
.6 برای سلامتی اورشلیم مسألت کنید. آنانیکه تو را دوست میدارند، خجسته حال خواهند شد.
سلامتی در بارههای تو باشد، و رفاهیّت در قصرهای تو.
خداوند تو را از صهیون برکت خواهد داد، و در تمام ایّام عمرت سعادت اورشلیم را خواهی دید.
پسرانِ پسران خود را خواهی دید. سلامتی بر اسرائیل باد.
نزد نهرهای بابل آنجا نشستیم و گریه نیز کردیم، چون صهیون را به یاد آوردیم.
بربطهای خود را آویختیم بر درختان بید که در میان آنها بود.
زیرا آنانی که ما را به اسیری برده بودند، در آنجا از ما سرود خواستند؛ و آنانی که ما را تاراج کرده بودند، شادمانی {خواستند} که یکی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید.
چگونه سرود خداوند را، در زمین بیگانه بخوانیم؟
اگر تو را ای اورشلیم فراموش کنم، آنگاه دست راست من فراموش کند.
اگر تو را به یاد نیاورم، آنگاه زبانم به کامم بچسبد، اگر اورشلیم را بر همهٔ شادمانی خود ترجیح ندهم.
به خاطر صهیون سكوت نخواهم كرد و به خاطر اورشلیم خاموش نخواهم شد تا عدالتش مثل نور طلوع كند و نجاتش مثل چراغی كه افروخته باشد.
و جراحات قوم مرا اندك شفایی دادهاند چونكه میگویند سلامتی است، سلامتی است، با آنكه سلامتی نیست.
به سبب جراحت دختر قوم خود مجروح شده و ماتم گرفتهام و حیرت مرا فرو گرفته است.
آیا بَلَسان در جلعاد نیست و طبیبی در آن نی؟ پس دختر قوم من چرا شفا نیافته است؟
كاش كه سر من آب میبود و چشمانمچشمه اشك. تا روز و شب برای كشتگان دختر قوم خود گریه میكردم.
كاش كه در بیابان منزل مسافران میداشتم تا قوم خود را ترك كرده، از نزد ایشان میرفتم چونكه همگی ایشان زناكار و جماعت خیانتكارند.
ای یهوه آنچه بر ما واقع شد به یاد آور و ملاحظه فرموده، عار ما را ببین.
میراث ما از آن غریبان و خانههای ما از آنِ اجنبیان گردیده است.
ما یتیم و بی پدر شدهایم و مادران ما مثل بیوهها گردیدهاند.
آب خود را به نقره مینوشیم و هیزم ما به ما فروخته میشود.
تعاقب كنندگان ما به گردن ما رسیدهاند و خسته شده، راحت نداریم.
با اهل مصر و آشور دست دادیم تا از نان سیر شویم.
پدران ما گناه ورزیده، نابود شدهاند و ما متحمّل عصیان ایشان گردیدهایم.
غلامان بر ما حكمرانی میكنند و كسی نیست كه از دست ایشان رهایی دهد.
از ترس شمشیر اهل بیابان، نان خود را بخطر جان خویش مییابیم.