circa 800–400 BC
The Hebrew Prophets
God speaks through Isaiah, Jeremiah, and the minor prophets—calling Israel to repentance and foretelling the coming Messiah.
آیات این دوره
- ارمیا ۳۹:۷حدود ۵۸۸ پ.م.
و چشمان صدقیا را كور كرد و او را به زنجیرها بسته، به بابل برد.
- ارمیا ۳۹:۸حدود ۵۸۸ پ.م.
و كلدانیان خانه پادشاه و خانههای قوم را به آتش سوزانیدند و حصارهای اورشلیم را منهدم ساختند.
- ارمیا ۳۹:۹حدود ۵۸۸ پ.م.
و نَبُوزَرَدان رئیس جلاّدان، بقیه قوم را كه در شهر باقی مانده بودند و خارجین را كه بطرف او شده بودند و بقیه قوم را كه مانده بودند به بابل به اسیری برد.
- ارمیا ۳۹:۱۰حدود ۵۸۸ پ.م.
لیكن نَبُوزَرَدان رئیس جلاّدان فقیران قوم را كه چیزی نداشتند در زمین یهودا واگذاشت و تاكستانها و مزرعهها در آن روز به ایشان داد.
- ارمیا ۳۹:۱۱حدود ۵۸۸ پ.م.
و نبوكدرصّر پادشاه بابل درباره ارمیا به نبوزردان رئیس جلاّدان امر فرموده، گفت:
- ارمیا ۳۹:۱۲حدود ۵۸۸ پ.م.
«اورا بگیر و به او نیك متوجه شده، هیچ اذیتی به وی مرسان بلكه هر چه به تو بگوید برایش بعمل آور.»
- ارمیا ۳۹:۱۳حدود ۵۸۸ پ.م.
پس نبوزردان رئیس جلاّدان و نَبُوشَزْبان رئیس خواجه سرایان و نَرْجَل شَرأصَر رئیس مجوسیان و سایر سروران پادشاه بابل فرستادند
- ارمیا ۳۹:۱۴حدود ۵۸۸ پ.م.
و ارسال نموده، ارمیا را از صحن زندان برداشتند و او را به جَدَلْیا ابن اَخیقام بن شافان سپردند تا او را به خانه خود ببرد. پس در میان قوم ساكن شد.
- ارمیا ۳۹:۱۵حدود ۵۸۸ پ.م.
و چون ارمیا هنوز در صحن زندان محبوس بود، كلام خداوند بر وی نازل شده، گفت:
- ارمیا ۳۹:۱۶حدود ۵۸۸ پ.م.
«برو و عَبَدْمَلَك حبشی را خطاب كرده، بگو: یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین میفرماید: اینك كلام خود را بر این شهر به بلا وارد خواهم آورد و نه بخوبی و در آن روز در نظر تو واقع خواهد شد.
- ارمیا ۳۹:۱۷حدود ۵۸۸ پ.م.
لیكن خداوند میگوید: من تو را در آن روز نجات خواهم داد و به دست كسانی كه از ایشان میترسی تسلیم نخواهی شد.
- ارمیا ۳۹:۱۸حدود ۵۸۸ پ.م.
زیرا خداوند میگوید كه تو را البته رهایی خواهم داد و به شمشیر نخواهی افتاد، بلكه از این جهت كه بر من توكّل نمودی جان تو برایت غنیمت خواهد شد.»
- ارمیا ۴۰:۱حدود ۵۸۸ پ.م.
كلامی كه از جانب خداوند بر ارمیا نازل شد بعد از آنكه نبوزردان رئیس جلاّدان او را از رامه رهایی داد و وی را از میان تمامی اسیران اورشلیم و یهودا كه به بابل جلای وطن میشدند و او در میان ایشان به زنجیرها بسته شده بود برگرفت.
- ارمیا ۴۰:۲حدود ۵۸۸ پ.م.
و رئیس جلاّدان ارمیا را گرفته، وی را گفت: «یهوه خدایت این بلا را درباره این مكان فرموده است.
- ارمیا ۴۰:۳حدود ۵۸۸ پ.م.
و خداوند برحسب كلام خود این را به وقوع آورده، عمل نموده است.زیرا كه به خداوند گناه ورزیده و سخن او را گوش نگرفتهاید پس این واقعه به شما رسیده است.
- ارمیا ۴۰:۴حدود ۵۸۸ پ.م.
و حال اینك من امروز تو را از زنجیرهایی كه بر دستهای تو است رها میكنم. پس اگر در نظرت پسند آید كه با من به بابل بیایی بیا و تو را نیكو متوجه خواهم شد. و اگر در نظرت پسند نیاید كه همراه من به بابل آیی، پس میا و بدان كه تمامی زمین پیش تو است هر جایی كه در نظرت خوش و پسند آید كه بروی به آنجا برو.»
- ارمیا ۴۰:۵حدود ۵۸۸ پ.م.
و وقتی كه او هنوز برنگشته بود (وی را گفت): «نزد جدلیا ابن اخیقام بن شافان كه پادشاه بابل او را بر شهرهای یهودا نصب كرده است برگرد و نزد او در میان قوم ساكن شو یا هر جایی كه میخواهی بروی، برو.» پس رئیس جلاّدان او را توشه راه و هدیه داد و او را رها نمود.
- ارمیا ۴۰:۶حدود ۵۸۸ پ.م.
و ارمیا نزد جدلیا ابن اخیقام به مِصْفَه آمده، نزد او در میان قومی كه در زمین باقی مانده بودند، ساكن شد.
- ارمیا ۴۰:۷حدود ۵۸۸ پ.م.
و چون تمامی سرداران لشكر كه در صحرا بودند و مردان ایشان شنیدند كه پادشاه بابل جَدَلیا ابن اخیقام را بر زمین نصب كرده و مردان و زنان و اطفال و فقیران زمین را كه به بابل برده نشده بودند، به او سپرده است،
- ارمیا ۴۰:۸حدود ۵۸۸ پ.م.
آنگاه ایشان نزد جدلیا به مصفه آمدند یعنی اسماعیل بن نَتَنْیا و یوحانان و یوناتان پسران قاریح و سرایا ابن تَنْحُومَت و پسران عیفای نَطُوفاتی و یزَنْیا پسر مَعْكاتی ایشان و مردان ایشان.
- ارمیا ۴۰:۹حدود ۵۸۸ پ.م.
و جدلیا ابن اخیقام بن شافان برای ایشان و كسان ایشان قسم خورده، گفت: «از خدمت نمودن به كلدانیان مترسید. در زمین ساكنشوید و پادشاه بابل را بندگی نمایید و برای شما نیكو خواهد شد.
- ارمیا ۴۰:۱۰حدود ۵۸۸ پ.م.
و اما من اینك در مصفه ساكن خواهم شد تا به حضور كلدانیانی كه نزد ما آیند حاضر شوم و شما شراب و میوهجات و روغن جمع كرده، در ظروف خود بگذارید و در شهرهایی كه برای خود گرفتهاید ساكن باشید.»
- ارمیا ۴۰:۱۱حدود ۵۸۸ پ.م.
و نیز چون تمامی یهودیانی كه در موآب و در میان بنیعّمون و در ادوم و سایر ولایات بودند شنیدند كه پادشاه بابل، بقیهای از یهود را واگذاشته و جدلیا ابن اخیقام بن شافان را بر ایشان گماشته است،
- ارمیا ۴۰:۱۲حدود ۵۸۸ پ.م.
آنگاه جمیع یهودیان از هر جایی كه پراكنده شده بودند مراجعت كردند و به زمین یهودا نزد جدلیا به مصفه آمدند و شراب و میوهجات بسیار و فراوان جمع نمودند.
- ارمیا ۴۰:۱۳حدود ۵۸۸ پ.م.
و یوحانان بن قاریح و همه سرداران لشكری كه در بیابان بودند نزد جدلیا به مصفه آمدند،