circa 800–400 BC
The Hebrew Prophets
God speaks through Isaiah, Jeremiah, and the minor prophets—calling Israel to repentance and foretelling the coming Messiah.
آیات این دوره
- ارمیا ۳۸:۱۰حدود ۵۹۸ پ.م.
پس پادشاه به عبدملك حبشی امر فرموده، گفت: «سی نفر از اینجا همراه خود بردار و ارمیای نبی را قبل از آنكه بمیرد از سیاهچال برآور.»
- ارمیا ۳۸:۱۱حدود ۵۹۸ پ.م.
پس عبدملك آن كسان را همراه خود برداشته، به خانه پادشاه از زیر خزانه داخل شد و از آنجا پارچههای مندرس و رقعههای پوسیده گرفته،آنها را با ریسمانها به سیاهچال نزد ارمیا فروهشت.
- ارمیا ۳۸:۱۲حدود ۵۹۸ پ.م.
و عبدملك حبشی به ارمیا گفت: «این پارچههای مندرس و رقعههای پوسیده را زیر بغل خود در زیر ریسمانها بگذار.» و ارمیاچنین كرد.
- ارمیا ۳۸:۱۳حدود ۵۹۸ پ.م.
پس ارمیا را با ریسمانها كشیده، او را از سیاهچال برآوردند و ارمیا در صحن زندان ساكن شد.
- ارمیا ۳۸:۱۴حدود ۵۹۸ پ.م.
و صدقیا پادشاه فرستاده، ارمیا نبی را به مدخل سومی كه در خانه خداوند بود نزد خود آورد و پادشاه به ارمیا گفت: «من از تو مطلبی میپرسم، از من چیزی مخفی مدار.»
- ارمیا ۳۸:۱۵حدود ۵۹۸ پ.م.
ارمیا به صدقیا گفت: «اگر تو را خبر دهم آیا هر آینه مرا نخواهی كُشت و اگر تو را پند دهم مرا نخواهی شنید؟»
- ارمیا ۳۸:۱۶حدود ۵۹۸ پ.م.
آنگاه صدقیا پادشاه برای ارمیا خفیةً قسم خورده، گفت: «به حیات یهوه كه این جان را برای ما آفرید قسم كه تو را نخواهم كشت و تو را به دست این كسانی كه قصد جان تو دارند تسلیم نخواهم كرد.»
- ارمیا ۳۸:۱۷حدود ۵۹۸ پ.م.
پس ارمیا به صدقیا گفت: «یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: اگر حقیقتاً نزد سروران پادشاه بابل بیرون روی، جان تو زنده خواهد ماند و این شهر به آتش سوخته نخواهد شد بلكه تو و اهل خانهات زنده خواهید ماند.
- ارمیا ۳۸:۱۸حدود ۵۹۸ پ.م.
اما اگر نزد سروران پادشاه بابل بیرون نروی، این شهر به دست كلدانیان تسلیم خواهد شد و آن را به آتش خواهند سوزانید و تو از دست ایشان نخواهی رست.»
- ارمیا ۳۸:۱۹حدود ۵۹۸ پ.م.
اما صدقیا پادشاه به ارمیا گفت: «من از یهودیانی كه بطرف كلدانیان شدهاند میترسم، مبادا مرا به دست ایشان تسلیم نموده، ایشان مرا تفضیح نمایند.»
- ارمیا ۳۸:۲۰حدود ۵۹۸ پ.م.
ارمیا در جواب گفت: «تو را تسلیم نخواهند كرد. مستدعی آنكه كلام خداوند را كه به تو میگویم اطاعت نمایی تا تو را خیریتشود و جان تو زنده بماند.
- ارمیا ۳۸:۲۱حدود ۵۹۸ پ.م.
اما اگر از بیرون رفتن ابا نمایی كلامی كه خداوند بر من كشف نموده این است:
- ارمیا ۳۸:۲۲حدود ۵۹۸ پ.م.
اینك تمامی زنانی كه در خانه پادشاه یهودا باقی ماندهاند، نزد سروران پادشاه بابل بیرون برده خواهند شدو ایشان خواهند گفت: اَصْدِقای تو تو را اغوا نموده، بر تو غالب آمدند و الا´ن چونكه پایهای تو در لجن فرو رفته است ایشان به عقب برگشتهاند.
- ارمیا ۳۸:۲۳حدود ۵۹۸ پ.م.
و جمیع زنانت و فرزندانت را نزد كلدانیان بیرون خواهند برد و تو از دست ایشان نخواهی رست، بلكه به دست پادشاه بابل گرفتار خواهی شد و این شهر را به آتش خواهی سوزانید.»
- ارمیا ۳۸:۲۴حدود ۵۹۸ پ.م.
آنگاه صدقیا به ارمیا گفت: «زنهار كسی از این سخنان اطلاع نیابد و نخواهی مرد.
- ارمیا ۳۸:۲۵حدود ۵۹۸ پ.م.
و اگر سـروران بشنونـد كه با تـو گفتگـو كـردهام و نـزد تو آمـده، تـو را گوینـد تمنّـا اینكه مـا را از آنچه به پادشاه گفتی و آنچـه پادشـاه به تـو گفـت اطـلاع دهی و آن را از ما مخفـی نـداری تا تـو را به قتل نرسانیم،
- ارمیا ۳۸:۲۶حدود ۵۹۸ پ.م.
آنگاه به ایشـان بگـو: من عـرض خود را به حضور پادشـاه رسانیـدم تا مرا بـه خانـه یوناتـان بـاز نفرستـد تـا در آنجـا نمیـرم.»
- ارمیا ۳۸:۲۷حدود ۵۹۸ پ.م.
پس جمیع سروران نزد ارمیا آمده، از او سؤال نمودند و او موافق همه این سخنانی كه پادشاه به او امر فرموده بود به ایشان گفت.پس از سخن گفتن با او باز ایستادند چونكه مطلب فهمیده نشد.
- ارمیا ۳۸:۲۸حدود ۵۹۸ پ.م.
و ارمیا در صحن زندان تا روز فتح شدن اورشلیم ماند؛ و هنگامی كه اورشلیم گرفته شد، در آنجا بود.
- ارمیا ۳۹:۱حدود ۵۹۰ پ.م.
در ماه دهم از سال نهم صدقیاپادشاه یهودا، نبوكدرصّر پادشاه بابل با تمامی لشكر خود بر اورشلیم آمده، آن را محاصره نمودند.
- ارمیا ۳۹:۲حدود ۵۸۸ پ.م.
و در روز نهم ماه چهارم از سال یازدهم صدقیا در شهر رخنه كردند.
- ارمیا ۳۹:۳حدود ۵۸۸ پ.م.
و تمام سروران پادشاه بابل داخل شده، در دروازه وسطی نشستند یعنی نَرْجَلْ شَرأصَرْ و سَمْجَرْنَبُو و سَرسَكیم رئیس خواجه سرایان و نَرْجَل شَرأصَرْ رئیس مجوسیان و سایر سرداران پادشاه بابل.
- ارمیا ۳۹:۴حدود ۵۸۸ پ.م.
و چون صدقیا پادشاه یهودا و تمامی مردان جنگی این را دیدند، فرار كرده، به راه باغ شاه از دروازهای كه در میان دو حصار بود در وقت شب از شهر بیرون رفتند و (پادشاه) به راه عَرَبَه رفت.
- ارمیا ۳۹:۵حدود ۵۸۸ پ.م.
و لشكر كلدانیان ایشان را تعاقب نموده، در عَرَبَه اَریحا به صدقیا رسیدند و او را گرفتار كرده، نزد نبوكدرصّر پادشاه بابل به رِبْلَه در زمین حَماتْ آوردند و او بر وی فتوی داد.
- ارمیا ۳۹:۶حدود ۵۸۸ پ.م.
و پادشاه بابل پسران صدقیا را پیش رویش در رِبْلَه به قتل رسانید و پادشاه بابل تمامی شُرفای یهودا را كشت.