- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1900–1700 BC
Jacob, Joseph & Egypt
Jacob wrestles with God and becomes Israel; Joseph is sold into slavery yet rises to save the world from famine.
آیات این دوره
و در آنجا مذبحی بنا نمود و آن مكان را «ایلبیتئیل» نامید. زیرا در آنجا خدا بر وی ظاهر شده بود، هنگامی كه از حضور برادر خود میگریخت.
و دبوره دایۀ رفقه مرد. و او را زیر درخت بلوط تحت بیتئیل دفن كردند، و آن را «الونباكوت» نامید.
و خدا بار دیگر بر یعقوب ظاهر شد، وقتی كه از فدّان ارام آمد، و او را بركت داد.
و خدا به وی گفت: «نام تو یعقوب است اما بعد از این نام تو یعقوب خوانده نشود، بلكه نام تو اسرائیل خواهد بود.» پس او را اسرائیل نام نهاد.
و خدا وی را گفت: «من خدای قادر مطلق هستم. بارور و كثیر شو. امتی و جماعتی از امتها از تو بوجود آیند، و از صلب تو پادشاهان پدید شوند.
و زمینی كه به ابراهیم و اسحاق دادم، به تو دهم؛ و به ذریت بعد از تو، این زمین را خواهم داد.»
پس خدا از آنجایی كه با وی سخن گفت، از نزد وی صعود نمود.
و یعقوب ستونی برپا داشت، در جایی كه با وی تكلم نمود، ستونی از سنگ، و هدیهای ریختنی بر آن ریخت، و آن را به روغن تدهین كرد.
پس یعقوب آن مكان را كه خدا با وی درآنجا سخن گفته بود، «بیتئیل» نامید.
پس، از «بیتئیل» كوچ كردند. و چون اندك مسافتی مانده بود كه به افراته برسند، راحیل را وقت وضع حمل رسید، و زاییدنش دشوار شد.
و چون زاییدنش دشوار بود، قابله وی را گفت: «مترس زیرا كه این نیز برایت پسر است.»
- پیدایش ۳۵:۱۸حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و در حین جان كندن، زیرا كه مُرد، پسر را «بناونی» نام نهاد، لكن پدرش وی را «بنیامین» نامید.
- پیدایش ۳۵:۱۹حدود ۱۷۲۹ پ.م.
پس راحیل وفات یافت، و در راه افراته كه بیتلحم باشد، دفن شد.
- پیدایش ۳۵:۲۰حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و یعقوب بر قبر وی ستونی نصب كرد كه آن تا امروز ستون قبر راحیل است.
- پیدایش ۳۵:۲۱حدود ۱۷۲۹ پ.م.
پس اسرائیل كوچ كرد و خیمۀ خود را بدان طرف برج عیدر زد.
- پیدایش ۳۵:۲۲حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و در حین سكونت اسرائیل در آن زمین، رؤبین رفته، با كنیز پدر خود، بِلهَه، همخواب شد. و اسرائیل این را شنید. و بنییعقوب دوازده بودند:
- پیدایش ۳۵:۲۳حدود ۱۷۲۹ پ.م.
پسران لیه: رؤبین نخستزادۀ یعقوب و شمعون و لاوی و یهودا و یساكار و زبولون.
- پیدایش ۳۵:۲۴حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و پسران راحیل: یوسف و بنیامین.
- پیدایش ۳۵:۲۵حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و پسران بلهه كنیز راحیل: دان و نفتالی.
- پیدایش ۳۵:۲۶حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و پسران زلفه، كنیز لیه: جاد و اشیر. اینانند پسران یعقوب، كه در فدان ارام برای او متولد شدند.
- پیدایش ۳۵:۲۷حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و یعقوب نزد پدر خود، اسحاق، در ممری آمد، به قریۀ اربع كه حبرون باشد، جایی كه ابراهیم و اسحاق غربت گزیدند.
- پیدایش ۳۵:۲۸حدود ۱۷۲۹ پ.م.
و عمر اسحاق صد و هشتاد سال بود.
- پیدایش ۳۵:۲۹حدود ۱۷۱۶ پ.م.
و اسحاق جان سپرد و مرد، و پیر و سالخورده به قوم خویشپیوست. و پسرانش عیسو و یعقوب او را دفن كردند.
- پیدایش ۳۶:۱حدود ۱۷۹۶ پ.م.
و پیدایش عیسو كه ادوم باشد، ایناست:
- پیدایش ۳۶:۲حدود ۱۷۹۶ پ.م.
عیسو زنان خود را از دختران كنعانیان گرفت: یعنی عاده دختر ایلون حتی، و اهولیبامه دختر عنی، دختر صبعون حوی،