- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Select Readings
آیات کلیدی کتاب مقدس
و چون پادشاه از باغ قصر به جای مجلس شراب برگشت، هامان بر بستری كه اِسْتَر بر آن میبود افتاده بود؛ پس پادشاه گفت: «آیا ملكه را نیز به حضور من در خانه بیعصمت میكند؟» سخن هنوز بر زبان پادشاه میبود كه روی هامان را پوشانیدند.
آنگاه حَرْبُونا، یكی از خواجهسرایانی كه در حضور پادشاه میبودند،گفت: «اینك دار پنجاه ذراعی نیز كه هامان آن را به جهت مُرْدِخای كه آن سخن نیكو را برای پادشاه گفته است مهیا نموده، در خانه هامان حاضر است.» پادشاه فرمود كه «او را بر آن مصلوب سازید.»
پس هامان را بر داری كه برای مردخای مهیا كرده بود، مصلوب ساختند و غضب پادشاه فرو نشست.
« انسان كه از زن زاییده میشود،قلیلالایام و پر از زحمات است.
مثل گُل میروید و بریده میشود، و مثل سایه میگریزد و نمیماند.
و آیا بر چنین شخص چشمان خود را میگشایی و مرا با خود به محاكمه میآوری؟
كیست كه چیز طاهر را از چیز نجس بیرون آورد؟ هیچكس نیست.
چونكه روزهایش مقدّر است و شماره ماههایش نزد توست و حدّی از برایش گذاشتهای كه از آن تجاوز نتواند نمود.
از او رو بگردان تا آرام گیرد، و مثل مزدور روزهای خود را به انجام رساند.
«زیرا برای درخت امیدی است كه اگر بریده شود باز خواهد رویید، و رمونهایش نابود نخواهد شد،
اگر چه ریشهاش در زمین كهنه شود، و تنه آن در خاك بمیرد.
لیكن از بوی آب، رمونه میكند و مثل نهال نو، شاخهها میآورد.
امّا مرد میمیرد و فاسد میشود؛ و آدمی چون جان را سپارد كجا است؟
یقیناً برای نقره معدنی است، و به جهت طلا جایی است كه آن را قال میگذارند.
آهن از خاك گرفته میشود و مس از سنگ گداخته میگردد.
مردم برای تاریكی حدّ میگذارند و تا نهایت تمام تفحّص مینمایند، تا به سنگهای ظلمت غلیظ و سایه موت.
كانی دور از ساكنان زمین میكَنَنْد، از راهگذریان فراموش میشوند و دور از مردمان آویخته شده، به هر طرف متحرّك میگردند.
از زمین نان بیرون میآید، و ژرفیهایش مثل آتش سرنگون میشود.
سنگهایش مكان یاقوت كبود است و شمشهای طلا دارد.
آن راه را هیچ مرغ شكاری نمیداند، و چشم شاهین آن را ندیده است،
و جانوران درنده بر آن قدم نزدهاند، و شیر غرّان بر آن گذر نكرده.
دست خود را به سنگ خارا دراز میكنند، و كوهها را از بیخ برمیكنند.
نهرها از صخرهها میكنند و چشم ایشان هر چیز نفیس را میبیند.
نهرها را از تراوش میبندند و چیزهای پنهان شده را به روشنایی بیرون میآورند.
امّا حكمت كجا پیدا میشود؟ و جای فطانت كجا است؟