- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Judgments
آیات کلیدی کتاب مقدس
و از عقب مرد خدا رفته، او را زیر درخت بلوط نشسته یافت. پس او را گفت: «آیا تو آن مرد خدا هستی كه از یهودا آمدهای؟» گفت: «من هستم.»
وی را گفت: «همراه من به خانه بیاو غذا بخور.»
او در جواب گفت كه «همراه تو نمیتوانم برگردم و با تو داخل شوم، و در اینجا با تو نه نان میخورم و نه آب مینوشم.
زیرا كه به فرمان خداوند به من گفته شده است كه در آنجا نان مخور و آب منوش و از راهی كه آمدهای مراجعت منما.»
او وی را گفت: «من نیز مثل تو نبی هستم و فرشتهای به فرمان خداوند با من متكلم شده، گفت او را با خود به خانهات برگردان تا نان بخورد و آب بنوشد.» اما وی را دروغ گفت.
پس همراه وی در خانهاش برگشته، غذا خورد و آب نوشید.
و هنگامی كه ایشان بر سفره نشسته بودند، كلام خداوند به آن نبی كه او را برگردانیده بود آمد،
و به آن مرد خدا كه از یهودا آمده بود، ندا كرده، گفت: « خداوند چنین میگوید: چونكه از فرمان خداوند تمرد نموده، حكمی را كه یهُوَه، خدایت به تو امر فرموده بود نگاه نداشتی،
و برگشته، در جایی كه به تو گفته شده بود غذا مخور و آب منوش، غذا خوردی و آب نوشیدی، لهذا جسد تو به قبر پدرانت داخل نخواهد شد.»
پس بعد از اینكه او غذا خورد و آب نوشید الاغ را برایش بیاراست، یعنی به جهت نبی كه برگردانیده بود.
و چون رفت، شیری او را در راه یافته، كُشت و جسد او در راه انداخته شد، و الاغ به پهلویش ایستاده، و شیر نیز نزد لاش ایستاده بود.
و چون زِمْرِی دید كه شهر گرفته شد، به قصر خانۀ پادشاه داخل شده، خانۀ پادشاه را بر سر خویش به آتش سوزانید و مرد.
و این به سبب گناهانی بود كه ورزید و آنچه را كه در نظر خداوند ناپسند بود بجا آورد، و به راه یرُبْعام و به گناهی كه او ورزیده بود، سلوك نموده، اسرائیل را نیز مرتكب گناه ساخت.
و اَلِیشَع به جلجال برگشت. و قحطی در زمین بود و پسران انبیا به حضور وی نشسته بودند. و او به خادم خود گفت: «دیگ بزرگ را بگذار و آش به جهت پسران انبیا بپز.»
و كسی به صحرا رفت تا سبزیها بچیند و بوتۀ بری یافت و خیارهای بری از آن چیده، دامن خود را پر ساخت و آمده، آنها را در دیگ آش خُرد كرد زیرا كه آنها را نشناختند.
پس برای آن مردمان ریختند تا بخورند و چون قدری آش خوردند، صدا زده، گفتند: «ای مرد خدا، مرگ در دیگ است!» و نتوانستند بخورند.
او گفت: «آرد بیاورید.» پس آن را در دیگ انداخت و گفت: «برای مردم بریز تا بخورند.» پس هیچ چیز مضّر در دیگ نبود.
پس فرشتۀ خداوند در آن شب بیرون آمده، صد و هشتاد و پنج هزار نفر از اردوی آشور را زد. و بامدادان چون برخاستند، اینك جمیع آنها لاشههای مرده بودند.
و سَنْحاریب، پادشاه آشور كوچ كرده، روانه گردید و برگشته، در نینوی ساكن شد.
و واقع شد كه چون او در خانۀ خدای خویش، نِسْروك عبادت میكرد، پسرانش اَدْرَمَّلَك و شَرْآصَر او را به شمشیر زدند؛ و ایشان به زمین آرارات فرار كردند و پسرش آسَرْ حَدُّون به جایش سلطنت نمود.
زیرا كه چون خواندم، شما ابا نمودید و دستهای خود را افراشتم و كسی اعتنا نكرد.
بلكه تمامی نصیحت مرا ترك نمودید و توبیخ مرا نخواستید.
پس من نیز در حین مصیبت شما خواهم خندید و چون ترس بر شما مستولی شود استهزا خواهم نمود.
چونخوف مثل باد تند بر شما عارض شود، و مصیبت مثل گردباد به شما دررسد، حینی كه تنگی و ضیق بر شما آید.
آنگاه مرا خواهند خواند لیكن اجابت نخواهم كرد، و صبحگاهان مرا جستجو خواهند نمود اما مرا نخواهند یافت.