- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Sodom
همچنین شناختهشده به: Sodoma
31.1900, 35.3900 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Sodom نام میبرند
و سرحد كنعانیان از صیدون به سمت جرار تا غَزَه بود، و به سمت سُدُوم و عَمُورَه و اَدْمَه و صَبُوئیم تا به لاشَع.
آنگاه لوط چشمان خود را برافراشت، و تمام وادی اردن را بدید كه همهاش مانند باغ خداوند و زمین مصر، به طرف صوغَر، سیراب بود، قبل از آنكه خداوند سدوم و عموره را خراب سازد.
ابرام در زمین كنعان ماند، و لوط در بلاد وادی ساكن شد، و خیمه خود را تا سدوم نقل كرد.
لكن مردمان سدوم بسیارشریر و به خداوند خطاكار بودند.
كه ایشان با بارع، مَلِك سَدُوم، و برشاع ملك عموره، و شِناب، ملك ادمه، و شَمئیبَر، ملك صبوئیم، و ملك بالع كه صوغر باشد، جنگ كردند.
آنگاهملك سدوم و ملك عموره و ملك ادمه و ملك صبوئیم و ملك بالع كه صُوغَر باشد، بیرون آمده، با ایشان در وادی سدیم، صفآرایی نمودند،
و وادی سَدیم پر از چاههای قیر بود. پس ملوك سدوم و عموره گریخته، در آنجا افتادند و باقیان به كوه فرار كردند.
و جمیع اموال سدوم و عموره را با تمامی مأكولات آنها گرفته، برفتند.
و لوط، برادرزادۀ اَبرام را كه در سَدوم ساكن بود، با آنچه داشت برداشته، رفتند.
و بعد از مراجعت وی از شكست دادن كدرلاعمر و ملوكی كه با وی بودند، ملك سُدُوم تا به وادی شاوه، كه وادی المَلِك باشد، به استقبال وی بیرون آمد.
و ملك سدوم به ابرام گفت: «مردم را به من واگذار و اموال را برای خود نگاه دار.»
ابرام به ملك سدوم گفت: «دست خود را به یهوه خدای تعالی، مالك آسمان و زمین، برافراشتم،
پس، آن مردان از آنجا برخاسته، متوجه سُدُوم شدند، و ابراهیم ایشان را مشایعت نمود.
پس خداوند گفت: «چونكه فریاد سُدوم و عَموره زیاد شده است، و خطایای ایشان بسیار گران،
آنگاه آن مردان از آنجا بسوی سدوم متوجه شده، برفتند. و ابراهیم در حضور خداوند هنوز ایستاده بود.
خداوند گفت: «اگر پنجاه عادل در شهر سدوم یابم، هر آینه تمام آن مكان را به خاطر ایشان رهایی دهم.»
و وقت عصر، آن دو فرشته وارد سُدوم شدند، و لوط به دروازۀ سدوم نشسته بود. و چون لوط ایشان را بدید، به استقبال ایشان برخاسته، رو بر زمین نهاد
و به خواب هنوز نرفته بودند كه مردان شهر، یعنی مردم سدوم، از جوان و پیر، تمام قوم از هر جانب، خانۀ وی را احاطه كردند
آنگاه خداوند بر سدوم و عموره، گوگرد و آتش، از حضور خداوند از آسمان بارانید.
و چون به سوی سدوم و عموره، و تمام زمین وادی نظر انداخت، دید كه اینك دود آن زمین، چون دود كوره بالا میرود.
و تمامی زمین آن را كه كبریت و شوره و آتش شده، نه كاشته میشود و نه حاصل میروید و هیچ علف در آن نمو نمیكند و مثل انقلاب سدوم و عموره و اَدمَه و صبوئیم كه خداوند در غضب و خشم خود آنها را واژگون ساخت، گشته است؛
زیرا كه مُوِ ایشان از موهای سدوم است، و از تاكستانهای عموره. انگورهای ایشان انگورهای حنظل است، و خوشههای ایشان تلخ است.
اگر یهوهصبایوت بقیه اندكی برای ما وا نمیگذاشت، مثل سدوم میشدیم و مانند عموره میگشتیم.
ای حاكمان سدوم كلام خداوند را بشنوید و ای قوم عموره شریعت خدای ما را گوش بگیرید.
سیمای رویهای ایشان به ضدّ ایشان شاهد است و مثل سدوم گناهان خود رافاش كرده، آنها را مخفی نمیدارند. وای بر جانهای ایشان زیرا كه به جهت خویشتن شرارت را بعمل آوردهاند.