- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1010–970 BC
The Reign of David
David unites the tribes, conquers Jerusalem, and establishes Israel's golden age—even through deep personal failure.
آیات این دوره
- دوم ساموئل ۱۲:۱۲حدود ۱۰۳۴ پ.م.
زیرا كه تو این كار را به پنهانی كردی، اما من این كار را پیش تمام اسرائیل و در نظر آفتاب خواهم نمود.»
- دوم ساموئل ۱۲:۱۳حدود ۱۰۳۴ پ.م.
و داود با ناتان گفت: «به خداوند گناه كردهام.» ناتان به داود گفت: « خداوند نیز گناه تو را عفو نموده است كه نخواهی مرد.
- دوم ساموئل ۱۲:۱۴حدود ۱۰۳۴ پ.م.
لیكن چون از این امر باعث كفر گفتن دشمنان خداوند شدهای، پسری نیز كه برای تو زاییده شده است، البته خواهد مرد.»
- دوم ساموئل ۱۲:۱۵حدود ۱۰۳۴ پ.م.
پس ناتان به خانۀ خود رفت.و خداوند پسری را كه زن اوریا برای داود زاییده بود، مبتلا ساخت كه سخت بیمار شد.
- دوم ساموئل ۱۲:۱۶حدود ۱۰۳۴ پ.م.
پس داود از خدا برای طفل استدعا نمود و داود روزه گرفت و داخل شده، تمامی شب بر روی زمین خوابید.
- دوم ساموئل ۱۲:۱۷حدود ۱۰۳۴ پ.م.
و مشایخ خانهاش بر او برخاستند تا او را از زمین برخیزانند، اما قبول نكرد و با ایشان نان نخورد.
- دوم ساموئل ۱۲:۱۸حدود ۱۰۳۴ پ.م.
و در روز هفتم طفل بمرد و خادمان داود ترسیدند كه از مردن طفل او را اطلاع دهند، زیرا گفتند: «اینك چون طفل زنده بود، با وی سخن گفتیم و قول ما را نشنید؛ پس اگر به او خبر دهیم كه طفل مرده است، چه قدر زیاده رنجیده میشود.»
- دوم ساموئل ۱۲:۱۹حدود ۱۰۳۴ پ.م.
و چون داود دید كه بندگانش با یكدیگر نجوی میكنند، داود فهمید كه طفل مرده است، و داود به خادمان خود گفت: «آیا طفل مرده است؟» گفتند: «مرده است.»
- دوم ساموئل ۱۲:۲۰حدود ۱۰۳۴ پ.م.
آنگاه داود از زمین برخاسته، خویشتن را شست و شو داده، تدهین كرد و لباس خود را عوض نموده، به خانۀ خداوند رفت و عبادت نمود و به خانۀ خود آمده، خوراك خواست كه پیشش گذاشتند و خورد.
- دوم ساموئل ۱۲:۲۱حدود ۱۰۳۴ پ.م.
و خادمانش به وی گفتند: «این چه كار است كه كردی؟ وقتی كه طفل زنده بود روزه گرفته، گریه نمودی؛ و چون طفل مرد، برخاسته، خوراك خوردی؟»
- دوم ساموئل ۱۲:۲۲حدود ۱۰۳۴ پ.م.
او گفت: «وقتی كه طفل زنده بود، روزه گرفتم و گریه نمودم زیرا فكر كردم كیست كه بداند كه شاید خداوند بر من ترحم فرماید تا طفل زنده بماند،
- دوم ساموئل ۱۲:۲۳حدود ۱۰۳۴ پ.م.
اما الا´ن كه مرده است، پس چرا من روزه بدارم؛ آیا میتوانم دیگر او را باز بیاورم؟! من نزد او خواهم رفت لیكن او نزد من باز نخواهد آمد.»
- دوم ساموئل ۱۲:۲۴حدود ۱۰۳۳ پ.م.
و داود زن خود بَتْشَبَع را تسلی داد و نزد وی درآمده، با او خوابید و او پسری زاییده، او را سلیمان نام نهاد. و خداوند او را دوست داشت.
- دوم ساموئل ۱۲:۲۵حدود ۱۰۳۳ پ.م.
و به دست ناتان نبی فرستاد و او را به خاطر خداوند یدیدیا نام نهاد.
- دوم ساموئل ۱۲:۲۶حدود ۱۰۳۳ پ.م.
و یوآب با ربّۀ بنیعَمّون جنگ كرده، شهر پادشاه نشین را گرفت.
- دوم ساموئل ۱۲:۲۷حدود ۱۰۳۳ پ.م.
و یوآب قاصدان نزد داود فرستاده، گفت كه «با ربّه جنگ كردم و شهر آبها را گرفتم.
- دوم ساموئل ۱۲:۲۸حدود ۱۰۳۳ پ.م.
پس الان´ بقیۀ قوم را جمع كن و در برابر شهر اردو زده، آن را بگیر، مبادا من شهر را بگیرم و به اسم من نامیده شود.»
- دوم ساموئل ۱۲:۲۹حدود ۱۰۳۳ پ.م.
پس داود تمامی قوم را جمع كرده، به ربّه رفت و با آن جنگ كرده، آن را گرفت.
- دوم ساموئل ۱۲:۳۰حدود ۱۰۳۳ پ.م.
و تاج پادشاه ایشان را از سرش گرفت كه وزنش یك وزنۀ طلا بود و سنگهای گرانبها داشت و آن را بر سر داود گذاشتند، و غنیمت از حد زیاده از شهر بردند.
- دوم ساموئل ۱۲:۳۱حدود ۱۰۳۳ پ.م.
و خلق آنجا را بیرون آورده، ایشان را زیر ارّهها و چومهای آهنین و تیشههای آهنین گذاشت و ایشان را از كورۀ آجرپزی گذرانید، و به همین طور با جمیع شهرهای بنیعَمّون رفتار نمود. پس داود و تمامی قوم به اورشلیم برگشتند.
- دوم ساموئل ۱۳:۱حدود ۱۰۳۲ پ.م.
و بعد از این، واقع شد كه اَبْشالوم بن داود را خواهری نیكو صورت مسمّی به تامار بود؛ و اَمْنُون، پسر داود، او را دوست میداشت.
- دوم ساموئل ۱۳:۲حدود ۱۰۳۲ پ.م.
و اَمْنُون به سبب خواهر خود تامار چنان گرفتار شد كه بیمار گشت، زیرا كه او باكره بود و به نظر اَمْنُون دشوار آمد كه با وی كاری كند.
- دوم ساموئل ۱۳:۳حدود ۱۰۳۲ پ.م.
و اَمْنُون رفیقی داشت كه مسمّی به یوناداب بن شَمْعی، برادر داود، بود؛ و یوناداب مردی بسیار زیرك بود.
- دوم ساموئل ۱۳:۴حدود ۱۰۳۲ پ.م.
و او وی را گفت: «ای پسر پادشاه چرا روز به روز چنین لاغر میشوی و مرا خبر نمیدهی؟» اَمْنُون وی را گفت كه «من تامار، خواهر برادر خود، اَبْشالوم را دوست میدارم.»
- دوم ساموئل ۱۳:۵حدود ۱۰۳۲ پ.م.
و یوناداب وی را گفت: «بر بستر خود خوابیده، تمارض نما و چون پدرت برای عیادت تو بیاید، وی را بگو: تمنّا این كه خواهر من تامار بیاید و مرا خوراك بخوراند و خوراك را در نظر من حاضر سازد تا ببینم و از دست وی بخورم.»