- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 605–538 BC
The Babylonian Exile
Jerusalem falls and the temple burns; Ezekiel and Daniel minister among the exiles as Lamentations mourns the city's ruin.
آیات این دوره
- دانیال ۹:۲۳حدود ۵۳۸ پ.م.
در ابتدای تضرعّات تو امر صادر گردید و من آمدم تا تو را خبر دهم زیرا كه تو بسیار محبوب هستی، پس در این كلام تأمّل كن و رؤیا را فهم نما.
- دانیال ۹:۲۴حدود ۵۳۸ پ.م.
هفتاد هفته برای قوم تو و برای شهر مقدّست مقرر میباشد تا تقصیرهای آنها تمام شود و گناهان آنها به انجام رسد و كفّاره به جهت عصیان كرده شود و عدالت جاودانی آورده شود و رؤیا و نبوّت مختوم گردد و قدسالاقداس مسح شود.
- دانیال ۹:۲۵حدود ۵۳۸ پ.م.
پس بدان و بفهم كه از صدور فرمان به جهت تعمیر نمودن و بناكردن اورشلیم تا (ظهور) مسیح رئیس، هفت هفته و شصت و دو هفته خواهد بود و (اورشلیم) با كوچهها و حصار در زمانهای تنگی تعمیر و بنا خواهد شد.
- دانیال ۹:۲۶حدود ۵۳۸ پ.م.
و بعد از آن شصت و دو هفته، مسیح منقطع خواهد گردید و از آن او نخواهد بود، بلكه قوم آن رئیس كه میآید شهر و قدس را خراب خواهند ساخت و آخر او در آن سیلاب خواهد بود و تا آخر جنگ خرابیها معین است.
- دانیال ۹:۲۷حدود ۵۳۸ پ.م.
و او با اشخاص بسیار در یك هفته عهد را استوار خواهد ساخت و درنصف آن هفته قربانی و هدیه را موقوف خواهد كرد و بر كنگره رجاسات خرابكنندهای خواهد آمد والیالنّهایت آنچه مقدّر است بر خرابكننده ریخته خواهد شد.»
- دانیال ۱۰:۱حدود ۵۳۴ پ.م.
در سال سوم كورش پادشاه فارس،امری بر دانیال كه به بَلْطَشَصَّر مسمّی بود كشف گردید و آن امر صحیح و مشقّت عظیمی بود. پس امر را فهمید و رؤیا را دانست.
- دانیال ۱۰:۲حدود ۵۳۴ پ.م.
در آن ایام من دانیال سه هفته تمام ماتم گرفتم.
- دانیال ۱۰:۳حدود ۵۳۴ پ.م.
خوراك لذیذ نخوردم و گوشت و شراب به دهانم داخل نشد و تا انقضای آن سه هفته خویشتن را تدهین ننمودم.
- دانیال ۱۰:۴حدود ۵۳۴ پ.م.
و در روز بیست و چهارم ماه اول من بر كنار نهر عظیم یعنی دجله بودم.
- دانیال ۱۰:۵حدود ۵۳۴ پ.م.
و چشمان خود را برافراشته دیدم كه ناگاه مردی ملبّس به كتان كه كمربندی از طلای اوفاز بر كمر خود داشت،
- دانیال ۱۰:۶حدود ۵۳۴ پ.م.
و جسد او مثل زبرجد و روی وی مانند برق و چشمانش مثل شعلههای آتش و بازوها و پایهایش مانند رنگ برنج صیقلی و آواز كلام او مثل صدای گروه عظیمی بود.
- دانیال ۱۰:۷حدود ۵۳۴ پ.م.
و من دانیال تنها آن رؤیا را دیدم و كسانی كه همراه من بودند رؤیا را ندیدند لیكن لرزش عظیمی بر ایشان مستولی شد و فرار كرده، خود را پنهان كردند.
- دانیال ۱۰:۸حدود ۵۳۴ پ.م.
و من تنها ماندم و آن رؤیای عظیم را مشاهده مینمودم و قوّت در من باقی نماند و خرّمی من به پژمردگی مبدّل گردید و دیگر هیچ طاقت نداشتم.
- دانیال ۱۰:۹حدود ۵۳۴ پ.م.
اما آواز سخنانش را شنیدم؛ و چون آواز كلام او را شنیدم، به روی خود بر زمین افتاده، بیهوش گردیدم.
- دانیال ۱۰:۱۰حدود ۵۳۴ پ.م.
كه ناگاهدستی مرا لمس نمود و مرا بر دو زانو و كف دستهایم برخیزانید.
- دانیال ۱۰:۱۱حدود ۵۳۴ پ.م.
و او مرا گفت: «ای دانیال مرد بسیار محبوب! كلامی را كه من به تو میگویم فهم كن و بر پایهای خود بایست زیرا كه الا´ن نزد تو فرستاده شدهام.» و چون این كلام را به من گفت لرزان بایستادم.
- دانیال ۱۰:۱۲حدود ۵۳۴ پ.م.
و مرا گفت: «ای دانیال مترس زیرا از روز اول كه دل خود را بر آن نهادی كه بفهمی و به حضور خدای خود تواضع نمایی سخنان تو مستجاب گردید و من به سبب سخنانت آمدهام.
- دانیال ۱۰:۱۳حدود ۵۳۴ پ.م.
اما رئیس مملكت فارس بیست و یك روز با من مقاومت نمود و میكائیل كه یكی از رؤسای اولین است به اعانت من آمد و من در آنجا نزد پادشاهان فارس ماندم.
- دانیال ۱۰:۱۴حدود ۵۳۴ پ.م.
و من آمدم تا تو را از آنچه در ایام آخر بر قوم تو واقع خواهد شد اطّلاع دهم زیرا كه این رؤیا برای ایام طویل است.»
- دانیال ۱۰:۱۵حدود ۵۳۴ پ.م.
و چون اینگونه سخنان را به من گفته بود به روی خود بر زمین افتاده، گنگ شدم.
- دانیال ۱۰:۱۶حدود ۵۳۴ پ.م.
كه ناگاه كسی به شبیه بنیآدم لبهایم را لمس نمود و من دهان خود را گشوده، متكلم شدم و به آن كسی كه پیش من ایستاده بود گفتم: «ای آقایم از این رؤیا درد شدیدی مرا در گرفته است و دیگر هیچ قوّت نداشتم.
- دانیال ۱۰:۱۷حدود ۵۳۴ پ.م.
پس چگونه بنده آقایم بتواند با آقایم گفتگو نماید و حال آنكه از آن وقت هیچ قوّت در من برقرار نبوده، بلكه نفس هم در من باقی نمانده است؟»
- دانیال ۱۰:۱۸حدود ۵۳۴ پ.م.
پس شبیه انسانی بار دیگر مرا لمس نموده، تقویت داد،
- دانیال ۱۰:۱۹حدود ۵۳۴ پ.م.
و گفت: «ای مرد بسیار محبوب مترس! سلام بر تو باد و دلیر و قوی باش!» چون این را به من گفت تقویت یافتم و گفتم:«ای آقایم بگو زیرا كه مرا قوّت دادی.»
- دانیال ۱۰:۲۰حدود ۵۳۴ پ.م.
پس گفت: «آیا میدانی كه سبب آمدن من نزد تو چیست؟ و الا´ن بر میگردم تا با رئیس فارس جنگ نمایم و به مجرّد بیرون رفتنم، اینك رئیس یونان خواهد آمد.