- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Shadrach
همچنین شناختهشده به: Hananiah
آیاتی که از Shadrach نام میبرند
و در میان ایشان دانیال و حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا از بنییهودا بودند.
و رئیس خواجه سرایان نامها به ایشان نهاد، اما دانیال را به بَلْطَشَصَّر و حَنَنْیا را به شَدْرَك و میشائیل را به میشَك و عَزَرْیا را به عَبْدْنَغُو مسمّی ساخت.
پس دانیال به رئیس ساقیان كه رئیس خواجهسرایان او را بر دانیال و حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا گماشته بود گفت:
و پادشاه با ایشان گفتگو كرد و از جمیع ایشان كسی مثل دانیال و حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا یافت نشد پس در حضور پادشاه ایستادند.
پس دانیال به خانه خود رفته، رفقای خویش حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا را از این امر اطلاع داد،
و دانیال از پادشاه درخواست نمود تا شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو را بر كارهای ولایت بابل نصب كرد و امّا دانیال در دروازه پادشاه میبود.
پس چند نفر یهود كه ایشان را بر كارهای ولایت بابل گماشتهای هستند، یعنی شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو. این اشخاص ای پادشاه، تو را احترام نمینمایند و خدایان تو را عبادت نمیكنند و تمثال طلا را كه نصب نمودهای سجده نمینمایند.»
آنگاه نَبوْكَدْنَصَّر با خشم و غضب فرمود تا شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو را حاضر كنند. پس این اشخاص را در حضور پادشاه آوردند.
پس نَبوْكَدْنَصَّر ایشان را خطاب كرده، گفت: «ایشَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو! آیا شما عمداً خدایان مرا نمیپرستید وتمثال طلا را كه نصب نمودهام سجده نمیكنید؟
شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو در جواب پادشاه گفتند: «ای نَبوْكَدْنَصَّر! درباره این امر ما را باكی نیست كه تو را جواب دهیم.
آنگاه نَبوْكَدْنَصَّر از خشم مملو گردید و هیئت چهرهاش بر شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو متغیر گشت و متكلّم شده، فرمود تا تون را هفت چندان زیادهتر از عادتش بتابند.
و به قوّیترین شجاعان لشكر خود فرمود كه شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو را ببندند و در تون آتش ملتهب بیندازند.
و چونكه فرمان پادشاه سخت بود و تون بینهایت تابیده شده، شعله آتش آن كسان را كه شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو را برداشته بودند كشت.
و این سه مرد یعنی شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو در میان تونآتش ملتهب بسته افتادند.
پس نَبوْكَدْنَصَّر به دهنه تون آتش ملتهب نزدیك آمد و خطاب كرده، گفت: «ای شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو! ای بندگان خدای تعالی بیرون شوید و بیایید.» پس شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو از میان آتش بیرون آمدند.
آنگاه نَبوْكَدْنَصَّر متكلم شده، گفت: «متبارك باد خدای شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو كه فرشته خود را فرستاد و بندگان خویش را كه بر او توّكل داشتند و به فرمان پادشاه مخالفت ورزیدند و بدنهای خود را تسلیم نمودند تا خدای دیگری سوای خدای خویش را عبادت و سجده ننمایند، رهایی داده است.
بنابراین فرمانی از من صادر شد كه هر قوم و امّت و زبان كه حرف ناشایستهای به ضدّ خدای شَدْرَك و میشك و عَبِدْنَغو بگویند، پاره پاره شوند و خانههای ایشان به مزبله مبدّل گردد، زیرا خدایی دیگر نیست كه بدین منوال رهایی تواند داد.»
آنگاه پادشاه (منصب) شَدْرَك و میشك وعَبِدْنَغو را در ولایت بابل برتری داد.