- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Daniel
همچنین شناختهشده به: Belteshazzar
آیاتی که از Daniel نام میبرند
اگر چه این سه مرد یعنی نوح و دانیال و ایوب در آن باشند، خداوند یهوه میگوید كه ایشان (فقط) جانهای خود را به عدالت خویش خواهند رهانید.
اگر چه نوح و دانیال و ایوب در میانش باشند خداوند یهوه میگوید: به حیات خودم قسم كه نه پسری و نه دختری را رهایی خواهند داد بلكه ایشان (فقط) جانهای خود را بهعدالت خویش خواهند رهانید.
اینك تو از دانیال حكیمتر هستی و هیچ سرّی از تو مخفی نیست؟
و در میان ایشان دانیال و حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا از بنییهودا بودند.
و رئیس خواجه سرایان نامها به ایشان نهاد، اما دانیال را به بَلْطَشَصَّر و حَنَنْیا را به شَدْرَك و میشائیل را به میشَك و عَزَرْیا را به عَبْدْنَغُو مسمّی ساخت.
امّا دانیال در دل خود قصد نمود كه خویشتن را از طعام پادشاه و از شرابی كه او مینوشیدنجس نسازد. پس از رئیس خواجه سرایان درخواست نمود كه خویشتن را نجس نسازد.
و خدا دانیال را نزد رئیس خواجه سرایان محترم و مكرّم ساخت.
پس رئیس خواجه سرایان به دانیال گفت: «من از آقای خود پادشاه كه خوراك و مشروبات شما را تعیین نموده است میترسم. چرا چهرههای شما را از سایر جوانانی كه ابنای جنس شما میباشند، زشتتر بیند و همچنین سر مرا نزد پادشاه در خطر خواهید انداخت.»
پس دانیال به رئیس ساقیان كه رئیس خواجهسرایان او را بر دانیال و حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا گماشته بود گفت:
اما خدا به این چهار جوان معرفت و ادراك در هر گونه علم و حكمت عطا فرمود و دانیال در همه رؤیاها و خوابها فهیم گردید.
و پادشاه با ایشان گفتگو كرد و از جمیع ایشان كسی مثل دانیال و حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا یافت نشد پس در حضور پادشاه ایستادند.
و دانیال بود تا سال اول كورش پادشاه.
پس فرمان صادر شد و به صدد كشتن حكیمان برآمدند؛ و دانیال و رفیقانش را میطلبیدند تا ایشان را به قتل رسانند.
آنگاه دانیال با حكمت و عقل به اَرِیوك رئیس جلادان پادشاه كه برای كشتن حكیمان بابل بیرون میرفت، سخن گفت.
و اَرِیوك سردار پادشاه را خطاب كرده، گفت: «چرا فرمان از حضور پادشاه چنین سخت است؟» آنگاه اَرِیوك دانیال را ازكیفیت امر مطّلع ساخت.
و دانیال داخل شده، از پادشاه درخواست نمود كه مهلت به وی داده شود تا تعبیر را برای پادشاه اعلام نماید.
پس دانیال به خانه خود رفته، رفقای خویش حَنَنْیا و میشائیل و عَزَرْیا را از این امر اطلاع داد،
تا درباره این راز از خدای آسمانها رحمت بطلبند مبادا كه دانیال و رفقایش با سایر حكیمان بابل هلاك شوند.
آنگاه آن راز به دانیال در رؤیای شب كشف شد. پس دانیال خدای آسمانها را متبارك خواند.
و دانیال متكلّم شده، گفت: «اسم خدا تا ابدلا´باد متبارك باد زیرا كه حكمت و توانایی از آن وی است.
و از این جهت دانیال نزد اَرِیوك كه پادشاه او را به جهت هلاك ساختن حكمای بابِل مأمور كرده بود رفت، و به وی رسیده، چنین گفت كه «حكمای بابل را هلاك مساز. مرا به حضور پادشاه ببر و تعبیر را برای پادشاه بیان خواهم نمود.»
آنگاه اَرِیوك دانیال را بزودی به حضور پادشاه رسانید و وی را چنین گفت كه «شخصی رااز اسیران یهودا یافتهام كه تعبیر را برای پادشاه بیان تواند نمود.»
پادشاه دانیال را كه به بَلْطَشَصَّر مسمّی بود خطاب كرده، گفت: «آیا تو میتوانی خوابی را كه دیدهام و تعبیرش را برای من بیان نمایی؟»
دانیال به حضور پادشاه جواب داد و گفت: «رازی را كه پادشاه میطلبد، نه حكیمان و نه جادوگران و نه مجوسیان و نه منجّمان میتوانندآن را برای پادشاه حلّ كنند.
آنگاه نَبوْكَدْنَصَّر پادشاه به روی خود درافتاده، دانیال را سجده نمود و امر فرمود كه هدایا و عطریات برای او بگذرانند.