- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1900–1700 BC
Jacob, Joseph & Egypt
Jacob wrestles with God and becomes Israel; Joseph is sold into slavery yet rises to save the world from famine.
آیات این دوره
- پیدایش ۳۱:۲۰حدود ۱۷۳۹ پ.م.
و یعقوب لابان ارامی را فریب داد، چونكه او را از فرار كردن خود آگاه نساخت.
- پیدایش ۳۱:۲۱حدود ۱۷۳۹ پ.م.
پس با آنچه داشت، بگریخت و برخاسته، از نهر عبور كرد و متوجه جَبَل جلعاد شد.
- پیدایش ۳۱:۲۲حدود ۱۷۳۹ پ.م.
در روز سوم، لابان را خبر دادند كه یعقوب فرار كرده است.
- پیدایش ۳۱:۲۳حدود ۱۷۳۹ پ.م.
پس برادران خویش را با خود برداشته، هفت روز راه در عقب او شتافت، تا در جَبَل جلعاد بدو پیوست.
- پیدایش ۳۱:۲۴حدود ۱۷۳۹ پ.م.
شبانگاه، خدا در خواب بر لابان ارامی ظاهر شده، به وی گفت: «با حذر باش كه به یعقوب نیك یا بد نگویی.»
- پیدایش ۳۱:۲۵حدود ۱۷۳۹ پ.م.
پس لابان به یعقوب دررسید و یعقوب خیمۀ خود را در جبل زده بود، و لابان با برادران خود نیز در جبل جلعاد فرود آمدند.
- پیدایش ۳۱:۲۶حدود ۱۷۳۹ پ.م.
و لابان به یعقوب گفت: «چه كردی كه مرا فریب دادی و دخترانم را مثل اسیرانِ شمشیر برداشته، رفتی؟
- پیدایش ۳۱:۲۷حدود ۱۷۳۹ پ.م.
چرا مخفی فرار كرده، مرا فریب دادی و مرا آگاهنساختی تا تو را با شادی و نَغَمات و دف و بربط مشایعت نمایم؟
- پیدایش ۳۱:۲۸حدود ۱۷۳۹ پ.م.
و مرا نگذاشتی كه پسران و دختران خود را ببوسم؛ الحال ابلهانه حركتی نمودی.
- پیدایش ۳۱:۲۹حدود ۱۷۳۹ پ.م.
در قوت دست من است كه به شما اذیت رسانم. لیكن خدای پدر شما دوش به من خطاب كرده، گفت: "با حذر باش كه به یعقوب نیك یا بد نگویی."
- پیدایش ۳۱:۳۰حدود ۱۷۳۹ پ.م.
و الا´ن چونكه به خانۀ پدر خود رغبتی تمام داشتی، البته رفتنی بودی؛ و لكن خدایان مرا چرا دزدیدی؟»
- پیدایش ۳۱:۳۱حدود ۱۷۳۹ پ.م.
یعقوب در جواب لابان گفت: «سبب این بود كه ترسیدم و گفتم شاید دختران خود را از من به زور بگیری؛
- پیدایش ۳۱:۳۲حدود ۱۷۳۹ پ.م.
و اما نزد هر كه خدایانت را بیابی، او زنده نماند. در حضور برادران ما، آنچه از اموال تو نزد ما باشد، مشخص كن و برای خود بگیر.» زیرا یعقوب ندانست كه راحیل آنها را دزدیده است.
- پیدایش ۳۱:۳۳حدود ۱۷۳۹ پ.م.
پس لابان به خیمۀ یعقوب و به خیمۀ لیه و به خیمۀ دو كنیز رفت و نیافت، و از خیمۀ لیه بیرون آمده، به خیمۀ راحیل درآمد.
- پیدایش ۳۱:۳۴حدود ۱۷۳۹ پ.م.
اما راحیل بتها را گرفته، زیر جهاز شتر نهاد و بر آن بنشست و لابان تمام خیمه را جستوجو كرده، چیزی نیافت.
- پیدایش ۳۱:۳۵حدود ۱۷۳۹ پ.م.
او به پدر خود گفت: «بنظر آقایم بد نیاید كه در حضورت نمیتوانم برخاست، زیرا كه عادت زنان بر من است.» پس تجسس نموده، بتها را نیافت.
- پیدایش ۳۱:۳۶حدود ۱۷۳۹ پ.م.
آنگاه یعقوب خشمگین شده، با لابان منازعت كرد. و یعقوب در جواب لابان گفت: «تقصیر و خطای من چیست كه بدین گرمی مرا تعاقب نمودی؟
- پیدایش ۳۱:۳۷حدود ۱۷۳۹ پ.م.
الا´ن كه تمامی اموال مرا تفتیش كردی، از همۀ اسباب خانۀ خود چه یافتهای؟ اینجا نزد برادران من و برادران خود بگذار تا در میان من و تو انصاف دهند.
- پیدایش ۳۱:۳۸حدود ۱۷۳۹ پ.م.
در این بیست سال كه من با تو بودم، میشها و بزهایت حمل نینداختند و قوچهای گلۀ تو را نخوردم.
- پیدایش ۳۱:۳۹حدود ۱۷۳۹ پ.م.
دریده شدهای را پیش تو نیاوردم؛ خود تاوان آن را میدادم و آن را از دست من میخواستی، خواه دزدیده شدۀ در روز و خواه دزدیده شدۀ در شب.
- پیدایش ۳۱:۴۰حدود ۱۷۳۹ پ.م.
چنین بودم كه گرما در روز و سرما در شب، مرا تلف میكرد، و خواب از چشمانم میگریخت.
- پیدایش ۳۱:۴۱حدود ۱۷۳۹ پ.م.
بدینطور بیست سال در خانهات بودم، چهارده سال برای دو دخترت خدمت تو كردم، و شش سال برای گلهات، و اجرت مرا ده مرتبه تغییر دادی.
- پیدایش ۳۱:۴۲حدود ۱۷۳۹ پ.م.
و اگر خدای پدرم، خدای ابراهیم، و هیبت اسحاق با من نبودی، اكنون نیز مرا تهی دست روانه مینمودی. خدا مصیبت مرا و مشقت دستهای مرا دید و دوش، تو را توبیخ نمود.»
- پیدایش ۳۱:۴۳حدود ۱۷۳۹ پ.م.
لابان در جواب یعقوب گفت: «این دختران، دختران منند و این پسران، پسران من و این گله، گلۀ من و آنچه میبینی از آن من است. پس الیوم، به دختران خودم و به پسرانی كه زاییدهاند چه توانم كرد؟
- پیدایش ۳۱:۴۴حدود ۱۷۳۹ پ.م.
اكنون بیا تا من و تو عهد ببندیم كه در میان من و تو شهادتی باشد. »