پرش به محتوا

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Prophecies Respecting Christ

253 آیه · 66 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

پالایش بر اساس کتاب
  1. زیرا که چشمان من نجات تو را دیده است،

  2. که آن را پیش روی جمیع امّت‌ها مهیّا ساختی.

  3. نوری که کشف حجاب برای امّت‌ها کند و قوم تو اسرائیل را جلال بُوَد.

  4. و به ناصره جایی که پرورش یافته بود، رسید و بحسب دستور خود در روز سَبَّت به کنیسه درآمده، برای تلاوت برخاست.

  5. آنگاه صحیفه اِشْعَیا نبی را بدو دادند و چون کتاب را گشود، موضعی را یافت که مکتوب است

  6. روح خداوند بر من است، زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شکستهدلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و کوران را به بینایی موعظه کنم و تا کوبیدگان را آزاد سازم،

  7. و از سال پسندیده خداوند موعظه کنم.

  8. پس کتاب را به هم پیچیده، به خادم سپرد و بنشست و چشمان همهٔ اهل کنیسه بر وی دوخته می‌بود.

  9. آنگاه بدیشان شروع به گفتن کرد که امروز این نوشته در گوشهای شما تمام شد.

  10. به ایشان گفت، مرا لازم است که به شهرهای دیگر نیز به ملکوت خدا بشارت دهم، زیرا که برای همین کار فرستاده شده‌ام.

  11. عیسی به وی گفت، روباهان را سوراخها است و مرغان هوا را آشیانه‌ها، لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست.

  12. ای پدر اگر بخواهی این پیاله را از من بگردان، لیکن نه به خواهش من بلکه به ارادهٔ تو.

  13. پس به مجاهده افتاده، به سعی بلیغتر دعا کرد، چنانکه عرق او مثل قطرات خون بود که بر زمین می‌ریخت.

  14. و در همان روز پیلاطُس و هیرودیس با یکدیگر مصالحه کردند، زیرا قبل از آن در میانشان عداوتی بود.

  15. عیسی گفت، ای پدر اینها را بیامرز، زیرا که نمی‌دانند چه می‌کنند. پس جامه‌های او را تقسیم کردند و قرعه افکندند.

  16. در اینجا نیست، بلکه برخاسته است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شما را خبر داده،

  17. که ناگاه چشمانشان باز شده، او را شناختند. و در ساعت از ایشان غایب شد.

  18. می‌گفتند، خداوند در حقیقت برخاسته و به شمعون ظاهر شده است.

  19. و چنین شد که در حین برکت دادنِ ایشان، از ایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد.

  20. به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند؛

  21. و چون عید فِصَحِ یهود نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت،

  22. و در هیکل، فروشندگان گاو و گوسفند و کبوتر و صرّافان را نشسته یافت.

  23. پس تازیانه‌ای از ریسمان ساخته، همه را از هیکل بیرون نمود، هم گوسفندان و گاوان را، و نقود صرّافان را ریخت و تختهای ایشان را واژگون ساخت،

  24. و به کبوترفروشان گفت، اینها را از اینجا بیرون برید و خانهٔ پدر مرا خانهٔ تجارت مسازید.

  25. آنگاه شاگردانِ او را یاد آمد که مکتوب است، غیرت خانهٔ تو مرا خورده است.