Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Ornan

23 آیه · 2 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

  1. و چون‌ فرشته‌، دست‌ خود را بر اورشلیم‌ دراز كرد تا آن‌ را هلاك‌ سازد، خداوند از آن‌ بلا پشیمان‌ شد و به‌ فرشته‌ای‌ كه‌ قوم‌ را هلاك‌ می‌ساخت‌ گفت‌: كافی‌ است‌! حال‌ دست‌ خود را باز دار. و فرشته‌ خداوند نزد خرمنگاه‌ اَرُونه‌ یبُوسی‌ بود.

  2. و چون‌ داود، فرشته‌ای‌ را كه‌ قوم‌ را هلاك‌ می‌ساخت‌ دید، به‌ خداوند عرض‌ كرده‌، گفت‌: اینك‌ من‌ گناه‌ كرده‌ام‌ و من‌ عصیان‌ ورزیده‌ام‌. امّا این‌ گوسفندان‌ چه‌ كرده‌اند؟ تمنّا اینكه‌ دست‌ تو بر من‌ و برخاندان‌ پدرم‌ باشد.

  3. و در آن‌ روز جاد نزد داود آمده‌، گفت‌: برو و مذبحی‌ در خرمنگاه‌ اَرُونه‌ یبوسی‌ برای‌ خداوند برپا كن‌.

  4. پس‌ داود موافق‌ كلام‌ جاد چنانكه‌ خداوند امر فرموده‌ بود، رفت‌.

  5. و چون‌ اَرُونه‌ نظر انداخته‌، پادشاه‌ و بندگانش‌ را دید كه‌ نزد وی‌ می‌آیند، اَرُونه‌ بیرون‌ آمده‌، به‌ حضور پادشاه‌ به‌ روی‌ خود به‌ زمین‌ افتاده‌، تعظیم‌ نمود.

  6. و اَرُونه‌ گفت‌: آقایم‌، پادشاه‌، چرا نزد بنده‌ خود آمده‌ است‌؟ داود گفت‌: تا خرمنگاه‌ را از تو بخرم‌ و مذبحی‌ برای‌ خداوند بنا نمایم‌ و تا وبـا از قـوم‌ رفـع‌ شـود.

  7. و اَرُونـه‌ به‌ داود عرض‌ كرد: «آقایم‌ پادشاه‌ آنچه‌ را كه‌ در نظرش‌ پسند آید گرفته‌، قربانـی‌ كنـد و اینك‌ گاوان‌ به‌ جهـت‌ قربانـی سوختنی‌ و چومها و اسباب‌ گاوان‌ به‌ جهت‌ هیزم‌.

  8. ایـن‌ همه‌ را ای‌ پادشاه‌، اَرُونه‌ به‌ پادشاه‌ می‌دهد.» و اَرُونه‌ به‌ پادشاه‌ گفت‌: یهوه‌، خدایت‌، تو را قبول‌ فرماید.

  9. اما پادشاه‌ به‌ اَرُونه‌ گفت‌: نـی‌، بلكه‌ البتـه‌ به‌ قیمت‌ از تو خواهـم‌ گرفت‌، و برای‌ یهُوَه‌، خدای‌ خود، قربانی‌های‌ سوختنی‌ بی‌قیمت‌ نخواهم‌ گذرانید. پس‌ داود خرمنگاه‌ و گاوان‌ را به‌ پنجاه‌ مثقال‌ نقره‌ خرید.

  10. و داود در آنجا مذبحی‌ برای‌ خداوند بنا نموده‌، قربانی‌های‌ سوختنی‌ و ذبایح‌ سلامتی‌گذرانید. پس‌ خداوند به‌ جهت‌ زمین‌ اجابت‌ فرمود و وبا از اسرائیل‌ رفع‌ شد.

  11. و خدا فرشته‌ای‌ به‌ اورشلیم‌ فرستاد تا آن‌ را هلاك‌ سازد. و چون‌ می‌خواست‌ آن‌ را هلاك‌ كند، خداوند ملاحظه‌ نمود و از آن‌ بلا پشیمان‌ شد و به‌ فرشته‌ای‌ كه‌ (قوم‌ را) هلاك‌ می‌ساخت‌ گفت‌: كافی‌ است‌، حال‌ دست‌ خود را بازدار. و فرشتۀ خداوند نزد خرمنگاه‌ اَرْنانِ یبُوسی‌ ایستاده‌ بود.

  12. و داود چشمان‌ خود را بالا انداخته‌، فرشتۀ خداوند را دید كه‌ در میان‌ زمین‌ و آسمان‌ ایستاده‌ است‌ و شمشیری‌ برهنه‌ در دستش‌ بر اورشلیم‌ برافراشته‌؛ پس‌ داود و مشایخ‌ به‌ پلاس‌ ملبس‌ شده‌، به‌ روی‌ خود در افتادند.

  13. و داود به‌ خدا گفت‌: آیا من‌ برای‌ شمردن‌ قوم‌ امر نفرمودم‌ و آیا من‌ آن‌ نیستم‌ كه‌ گناه‌ ورزیده‌، مرتكب‌ شرارت‌ زشت‌ شدم‌؟ اما این‌ گوسفندان‌ چه‌ كرده‌اند؟ پس‌ ای‌ یهُوَه‌ خدایم‌، مستدعی‌ این‌ كه‌ دست‌ تو بر من‌ و خاندان‌ پدرم‌ باشد و به‌ قوم‌ خود بلا مرسانی‌.

  14. و فرشتۀ خداوند جاد را امر فرمود كه‌ به‌داود بگوید كه‌ داود برود و مذبحی‌ به‌ جهت‌ خداوند در خرمنگاه‌ اُرْنان‌ یبُوسی‌ برپا كند.

  15. پس‌ داود برحسب‌ كلامی‌ كه‌ جاد به‌ اسم‌ خداوند گفت‌ برفت‌.

  16. و اُرْنان‌ روگردانیده‌، فرشته‌ را دید و چهار پسرش‌ كه‌ همراهش‌ بودند، خویشتن‌ را پنهان‌ كردند؛ و اُرْنان‌ گندم‌ می‌كوبید.

  17. و چون‌ داود نزد اُرْنان‌ آمد، اُرْنان‌ نگریسته‌، داود را دید و از خرمنگاه‌ بیرون‌ آمده‌، به‌ حضور داود رو به‌ زمین‌ افتاد.

  18. و داود به‌ اُرْنان‌ گفت‌: جای‌ خرمنگاه‌ را به‌ من‌ بده‌ تا مذبحی‌ به‌ جهت‌ خداوند برپا نمایم‌؛ آن‌ را به‌ قیمت‌ تمام‌ به‌ من‌ بده‌ تا وبا از قوم‌ رفع‌ شود.

  19. اُرْنان‌ به‌ داود عرض‌ كرد: آن‌ را برای‌ خود بگیر و آقایم‌ پادشاه‌ آنچه‌ كه‌ در نظرش‌ پسند آید به‌ عمل‌ آورد؛ ببین‌ گاوان‌ را به‌ جهت‌ قربانی‌ سوختنی‌ و چومها را برای‌ هیزم‌ و گندم‌ را به‌ جهت‌ هدیۀ آردی‌ دادم‌ و همه‌ را به‌ تو بخشیدم‌.

  20. اما داود پادشاه‌ به‌ اُرْنان‌ گفت‌: نی‌، بلكه‌ آن‌ را البته‌ به‌ قیمت‌ تمام‌ از تو خواهم‌ خرید، زیرا كه‌ از اموال‌ تو برای‌ خداوند نخواهم‌ گرفت‌ و قربانی‌ سوختنی‌ مجاناً نخواهم‌ گذرانید.

  21. پس‌ داود برای‌ آن‌ موضع‌ ششصد مثقال‌ طلا به‌ وزن‌، به‌ اُرْنان‌ داد.

  22. در آن‌ زمان‌ چون‌ داود دید كه‌ خداوند او را در خرمنگاه‌ اُرْنان‌ یبُوسی‌ مستجاب‌ فرموده‌ است‌،در آنجا قربانی‌ها گذرانید.

  23. و سلیمان‌ شروع‌ كرد به‌ بنا نمودن‌ خانۀ ‌خداوند در اورشلیم‌ بر كوه‌ موریا، جایی‌ كه‌ ( خداوند ) بر پدرش‌ داود ظاهر شده‌ بود، جایی‌ كه‌ داود در خرمنگاه‌ ارنون‌ یبوسی‌ تعیین‌ كرده‌ بود.