- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 930–586 BC
The Divided Kingdom
The kingdom splits into Israel and Judah; prophets warn of judgment as both nations slowly drift into idolatry and exile.
آیات این دوره
- دوم پادشاهان ۶:۳حدود ۸۹۳ پ.م.
و یكی از ایشان گفت: «مرحمت فرموده، همراه بندگانت بیا.» او جواب داد كه «میآیم.»
- دوم پادشاهان ۶:۴حدود ۸۹۳ پ.م.
پس همراه ایشان روانه شد و چون به اُرْدّن رسیدند، چوبها را قطع نمودند.
- دوم پادشاهان ۶:۵حدود ۸۹۳ پ.م.
و هنگامی كه یكی از ایشان تیر را میبرید، آهن تبر در آب افتاد و او فریاد كرده، گفت: «آه ای آقایم، زیرا كه عاریه بود.»
- دوم پادشاهان ۶:۶حدود ۸۹۳ پ.م.
پس مرد خدا گفت: «كجا افتاد؟» و چون جا را به وی نشان داد، او چوبی بریده، در آنجا انداخت و آهن را روی آب آورد.
- دوم پادشاهان ۶:۷حدود ۸۹۳ پ.م.
پس گفت: «برای خود بردار.» پس دست خود را دراز كرده، آن را گرفت.
- دوم پادشاهان ۶:۸حدود ۸۹۳ پ.م.
و پادشاه اَرام با اسرائیل جنگ میكرد و بابندگان خود مشورت كرده، گفت: «در فلان جا اردوی من خواهد بود.»
- دوم پادشاهان ۶:۹حدود ۸۹۳ پ.م.
اما مرد خدا نزد پادشاه اسرائیل فرستاده، گفت: «با حذر باش كه از فلان جا گذر نكنی زیرا كه اَرامیان به آنجا نزول كردهاند.»
- دوم پادشاهان ۶:۱۰حدود ۸۹۳ پ.م.
و پادشاه اسرائیل به مكانی كه مرد خدا او را خبر داد و وی را از آن انذار نمود، فرستاده، خود را از آنجا نه یكبار و نه دو بار محافظت كرد.
- دوم پادشاهان ۶:۱۱حدود ۸۹۳ پ.م.
و دل پادشاه اَرام از این امر مضطرب شد و خادمان خود را خوانده، به ایشان گفت: «آیا مرا خبر نمیدهید كه كدام از ما به طرف پادشاه اسرائیل است؟»
- دوم پادشاهان ۶:۱۲حدود ۸۹۳ پ.م.
و یكی از خادمانش گفت: «ای آقایم چنین نیست، بلكه الیشع نبی كه در اسرائیل است، پادشاه اسرائیل را از سخنانی كه در خوابگاه خود میگویی، مخبر میسازد.»
- دوم پادشاهان ۶:۱۳حدود ۸۹۳ پ.م.
او گفت: «بروید و ببینید كه او كجاست، تا بفرستم و او را بگیرم.» پس او را خبر دادند كه اینك در دوتان است.
- دوم پادشاهان ۶:۱۴حدود ۸۹۳ پ.م.
پس سواران و ارابهها و لشكر عظیمی بدانجا فرستاد و ایشان وقت شب آمده، شهر را احاطه نمودند.
- دوم پادشاهان ۶:۱۵حدود ۸۹۳ پ.م.
و چون خادمِ مردِ خدا صبح زود برخاسته، بیرون رفت، اینك لشكری با سواران و ارابهها شهر را احاطه نموده بودند. پس خادمش وی را گفت: «آه ای آقایم چه بكنیم؟»
- دوم پادشاهان ۶:۱۶حدود ۸۹۳ پ.م.
او گفت: «مترس زیرا آنانی كه با مایند از آنانی كه با ایشانند بیشترند.»
- دوم پادشاهان ۶:۱۷حدود ۸۹۳ پ.م.
و اَلِیشَع دعا كرده، گفت: «ای خداوند چشمان او را بگشا تا ببیند.» پس خداوند چشمان خادم را گشود و او دید كه اینك كوههای اطراف اَلِیشَع از سواران و ارابههای آتشین پر است.
- دوم پادشاهان ۶:۱۸حدود ۸۹۳ پ.م.
و چون ایشان نزد وی فرود شدند، اَلِیشَع نزد خداوند دعا كرده، گفت: «تمنّا اینكه این گروه را به كوری مبتلا سازی.» پس ایشان را به موجب كلام اَلِیشَع بهكوری مبتلا ساخت.
- دوم پادشاهان ۶:۱۹حدود ۸۹۳ پ.م.
و اَلِیشَع، ایشان را گفت: «راه این نیست و شهر این نیست. از عقب من بیایید و شما را به كسی كه میطلبید، خواهم رسانید.» پس ایشان را به سامره آورد.
- دوم پادشاهان ۶:۲۰حدود ۸۹۳ پ.م.
و هنگامی كه وارد سامره شدند، اَلِیشَع گفت: «ای خداوند چشمان ایشان را بگشا تا ببینند.» پس خداوند چشمان ایشان را گشود و دیدند كه اینك در سامره هستند.
- دوم پادشاهان ۶:۲۱حدود ۸۹۳ پ.م.
آنگاه پادشاه اسرائیل چون ایشان را دید، به اَلِیشَع گفت: «ای پدرم آیا بزنم؟ آیا بزنم؟»
- دوم پادشاهان ۶:۲۲حدود ۸۹۳ پ.م.
او گفت: «مزن؛ آیا كسانی را كه به شمشیر و كمان خود اسیر كردهای، خواهی زد؟ نان و آب پیش ایشان بگذار تا بخورند و بنوشند و نزد آقای خود بروند.»
- دوم پادشاهان ۶:۲۳حدود ۸۹۳ پ.م.
پس ضیافتی بزرگ برای ایشان برپا كرد و چون خوردند و نوشیدند، ایشان را مرخص كرد كه نزد آقای خویش رفتند. و بعد از آن، فوجهای اَرام دیگر به زمین اسرائیل نیامدند.
- دوم پادشاهان ۶:۲۴حدود ۸۹۳ پ.م.
و بعد از این، واقع شد كه بَنْهَدَد، پادشاه اَرام، تمام لشكر خود را جمع كرد و برآمده، سامره را محاصره نمود.
- دوم پادشاهان ۶:۲۵حدود ۸۹۳ پ.م.
و قحطی سخت در سامره بود و اینك آن را محاصره نموده بودند، به حدی كه سر الاغی به هشتاد پارۀ نقره و یك ربع قاب جلغوزه، به پنج پارۀ نقره فروخته میشد.
- دوم پادشاهان ۶:۲۶حدود ۸۹۳ پ.م.
و چون پادشاه اسرائیل بر باره گذر مینمود، زنی نزد وی فریاد برآورده، گفت: «ای آقایم پادشاه، مدد كن.»
- دوم پادشاهان ۶:۲۷حدود ۸۹۳ پ.م.
او گفت: «اگر خداوند تو را مدد نكند، من از كجا تو را مدد كنم؟ آیا از خَرْمَن یا از چرخُشْت؟»