- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Joseph
آیاتی که از Joseph نام میبرند
و رؤسای خاندان آبای قبیلۀ بنیجلعاد بن ماكیربن منسی كه از قبایل بنییوسف بودند نزدیك آمده به حضور موسی و به حضور سروران و رؤسای خاندان آبای بنیاسرائیل عرض كرده،
پس موسی بنیاسرائیل را برحسب قول خداوند امر فرموده، گفت: « سبط بنییوسف راست گفتند.
در قبایل بنیمنسیابن یوسف منكوحـه شدند و ملك ایشان در سبط قبیلۀ پدر ایشان باقی ماند.
« چون از اردن عبور كردید، اینان یعنی شمعون و لاوی و یهودا و یسّاكار و یوسف و بنیامین بر كوه جَرِزّیم بایستند تا قوم را بركت دهند.
و دربارۀ یوسف گفت: «زمینش از خداوند مبارك باد، از نفایس آسمان و از شبنم، و از لجهها كه در زیرش مقیم است؛
از نفایس زمین و پری آن، و از رضامندی او كه در بوته ساكن بود. بركت بر سر یوسف برسد و بر فرق سر آنكه از برادران خود ممتاز گردید.
زیرا پسران یوسف دو سبط بودند، یعنی مَنَسَّی و افرایم، و به لاویان هیچ قسمت در زمین ندادند، غیر از شهرها به جهت سكونت و اطراف آنها به جهت مواشی و اموال ایشان.
و قرعه برای بنییوسف به سمت مشرق، از اُرْدُن اریحا به طرف آبهای اریحا تا صحرایی كه از اریحا به سوی كوه بیتئیل بر میآید، بیرون آمد.
پس پسران یوسف، مَنَسَّی و افرایم، ملك خود را گرفتند.
و قسمت سبط مَنَسَّی این شد، زیرا كهاو نخستزادۀ یوسف بود. و اما ماكیر نخستزادۀ مَنَسَّی كه پدر جِلْعاد باشد، چونكه مرد جنگی بود، جِلْعاد و باشان به او رسید.
و برای پسران دیگر مَنَسَّی به حسب قبایل ایشان قسمتی شد، یعنی برای پسران اَبیعَزَر، و برای پسران هالَك، و برای پسران اَسْرِئیل، و برای پسران شَكیم، و برای پسران حافَرْ، و برای پسران شَمیداع. اینان اولاد ذكور مَنَسَّی بنیوسف برحسب قبایل ایشان میباشند.
و بنییوسف یوشع را خطاب كرده، گفتند: «چرا یك قرعه و یك حصه فقط به من برای ملكّیت دادی؟ و حال آنكه من قوم بزرگ هستم، چونكه خداوند تا الا´ن مرا بركت داده است.»
بنییوسف گفتند: «كوهستان برای ما كفایتنمیكند، و جمیع كنعانیان كه در زمین وادی ساكنند، ارابههای آهنین دارند، چه آنانی كه در بیتشان و قصبههایش، و چه آنانی كه در وادی یزْرَعِیل هستند.»
پس یوشع به خاندان یوسف یعنی به افرایم و مَنَسَّی خطاب كرده، گفت: «تو قوم بزرگ هستی و قوت بسیار داری، برای تو یك قرعه نخواهد بود.
و آن را به هفت حصّه تقسیم كنند؛ و یهودا به سمت جنوب به حدود خود خواهد ماند، و خاندان یوسف به سمت شمال به حدود خود خواهد ماند.
و قرعه سبط بنیبنیامین برحسب قبایل ایشان برآمد، و حدود حصۀ ایشان در میان بنییهودا و بنییوسف افتاد.
و استخوانهای یوسف را كه بنیاسرائیل از مصر آورده بودنـد در شكیم، در حصۀ زمینی كه یعقوب از بنیحمور، پدر شكیم به صد قسیطه خریده بود، دفن كردند، و آن ملك بنییوسف شد.
و خاندان یوسف نیز به بیتئیل برآمدند، و خداوند با ایشان بود.
و خاندان یوسف بیتئیل را جاسوسی كردند، و نام آن شهر قبل از آن لُوز بود.
پس اموریان عزیمت داشتند كه در اَیلُون و شَعَلُبّیم در كوه حارَس ساكن باشند، و لیكن چون دست خاندان یوسف قوت گرفت، جزیه برایشان گذارده شد.
زیرا كه بندۀ تو میداند كه گناه كردهام و اینك امروز من از تمامی خاندان یوسف، اول آمدهام و به استقبال آقایم، پادشاه، فرود شدهام.»
و یرُبْعام مرد شجاع جنگی بود. پس چون سلیمان آن جوان را دید كه در كار مردی زرنگ بود او را بر تمامی امور خاندان یوسف بگماشت.
و دان و یوسف و بنیامین و نَفْتالی و جاد و اَشِیر.
و پسران رؤبین نخستزادۀ اسرائیلاینانند: (زیرا كه او نخستزاده بود و اما به سبب بیعصمت ساختن بستر پدر خویش، حق نخستزادگی او به پسران یوسف بن اسرائیل داده شد. از این جهت نسبنامۀ او برحسب نخستزادگی ثبت نشده بود.
زیرا یهُودا بر برادران خود برتری یافت و پادشاه از او بود؛ اما نخستزادگی از آن یوسف بود).