Manasseh
همچنین شناختهشده به: Manasses
آیاتی که از Manasseh نام میبرند
و یوسف نخستزادۀ خود را منّسی نام نهاد، زیرا گفت: «خدا مرا از تمامی مشقّتم و تمامی خانۀ پدرم فراموشی داد.»
و برای یوسف در زمین مصر، مَنَسی و اِفرایم زاییده شدند، كه اَسِنات دختر فوطی فارع، كاهن اون برایش بزاد.
و بعد از این امور، واقع شد كه به یوسف گفتند: «اینك پدر تو بیمار است.» پس دو پسر خود، مَنَسی و اِفرایم را با خود برداشت.
و الا´ن دو پسرت كه در زمین مصر برایت زاییده شدند، قبل از آنكه نزد تو به مصر بیایم، ایشان از آن من هستند، اِفرایم و مَنَسی مثل رؤبین و شمعون از آن من خواهند بود.
و یوسف هر دو را گرفت، افرایم را به دست راست خود به مقابل دست چپ اسرائیل، و منسی را به دست چپ خود به مقابل دست راست اسرائیل، و ایشان را نزدیك وی آورد.
و اسرائیل دست راست خود را دراز كرده، بر سر اِفرایم نهاد و او كوچكتر بود و دست چپ خود را بر سر مَنَسی، و دستهای خود را به فراست حركت داد، زیرا كه مَنَسی نخستزاده بود.
و چون یوسف دید كه پدرش دست راستخود را بر سر افرایم نهاد، بنظرش ناپسند آمد، و دست پدر خود را گرفت، تا آن را از سر اِفرایم به سر مَنَسی نقل كند.
و در آن روز، او ایشان را بركت داده، گفت: «به تو اسرائیل بركت طلبیده، خواهند گفت كه خدا تو را مثل اِفرایم و مَنَسی گرداناد.» پس اِفرایم را به مَنَسی ترجیح داد.
و یوسف پسران پشت سوم اِفرایم را دید. و پسران ماكیر، پسر مَنَسی نیز بر زانوهای یوسف تولد یافتند.
و از بنی یوسف: از اَفرایم، اَلیشَمَع بن عَمّیهود. و از مَنَسّی، جَملیئیل بن فَدَهْصور.
و انساب بنیمَنَسّی برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، موافق شمارۀ اسمها، از بیست ساله و بالاتر، هر كه برای جنگ بیرون میرفت.
شمردهشدگان ایشان از سبط منسی، سی و دو هزار و دویست نفر بودند.
و در پهلوی او سبط مَنَسّی، و رئیس بنیمَنَسّی جَمْلیئیل بن فَدَهْصور باشد.
و در روز هشتم، جَمْلیئیل بن فَدَهْصور سرور بنیمَنَسّی.
و بر فوج سبط بنیمَنَسّی، جَمْلیئیل بن فَدَهصور.
از سبط یوسف از سبط مَنَسّی، جَدّی بن سوسی.
و بنییوسف برحسب قبایل ایشان: مَنَسّی و افرایم.
و بنیمَنَسّی: از ماكیر قبیلۀ ماكیریان و ماكیر جلعاد را آورد و از جلعاد قبیلۀ جلعادیان.
اینانند قبایل مَنَسّی و شمردهشدگان ایشان، پنجاه و دوهزار و هفتصد نفر بودند.
و دختران صَلُفْحاد بنحافر بنجلعاد بنماكیر بن مَنَسّی، كه از قبایل مَنَسّی ابنیوسف بود نزدیك آمدند، و اینهاست نامهای دخترانش: مَحَله و نوعه و حجله و مِلكَه و تِرصَه.
پس موسی به ایشان یعنی به بنیجاد و بنیرؤبین و نصف سبط منسی ابنیوسف، مملكت سیحون، مَلِك اموریان و مملكت عوج ملك باشان را داد، یعنی زمین را با شهرهایش و حدود شهرهایش، زمین را از هر طرف.
و بنیماكیر بنمنسی به جلعاد رفته، آن را گرفتند و اموریان را كه در آن بودند، اخراج نمودند.
و موسی جلعاد را به ماكیر بنمنسی داد و او در آن ساكن شد.
و یائیر بنمنسی رفته، قصبههایش را گرفت، و آنها را حوُّوت یائیر نامید.
زیرا كه سبط بنیرؤبین برحسب خاندان آبای خود و سبط بنیجاد برحسب خاندان آبای خود، و نصف سبط منسی، نصیب خود را گرفتهاند.