- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ The Tribe Of Manasseh
آیات کلیدی کتاب مقدس
«یوسف، شاخۀ باروری است. شاخۀ بارور بر سر چشمهای كه شاخههایش از دیوار برآید.
تیراندازان او را رنجانیدند، و تیر انداختند و اذیت رسانیدند.
لیكن كمان وی در قوت قایم ماند و بازوهای دستش به دست قدیر یعقوب مقوی گردید كه از آنجاست شبان و صخرۀ اسرائیل.
از خدای پدرت كه تو را اعانت میكند، و از قادرمطلق كه تو را بركت میدهد، به بركات آسمانی از اعلی و بركات لجهای كه در اسفل واقع است، و بركات پستانها و رحم.
بركات پدرت بر بركات جبال ازلی فایق آمد، و بر حدود كوههای ابدی و بر سر یوسف خواهد بود، و بر فرق او كه از برادرانش برگزیده شد.
و در روز هشتم، جَمْلیئیل بن فَدَهْصور سرور بنیمَنَسّی.
هدیۀ او یك طبق نقره كه وزنش صد و سی مثقال بود، و یك لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیۀ آردی.
و یك قاشق طلا ده مثقال پر از بخور.
و یك گاو جوان و یك قوچ و یك برۀ نرینۀ یك ساله بجهت قربانی سوختنی.
و یك بز نر بجهت قربانی گناه.
و بجهت ذبیحۀ سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج برۀ نرینۀ یك ساله. این بود هدیۀ جملیئیل بن فَدَهصور.
و بنیمَنَسّی: از ماكیر قبیلۀ ماكیریان و ماكیر جلعاد را آورد و از جلعاد قبیلۀ جلعادیان.
اینانند بنیجلعاد: از ایعَزَر قبیلۀ ایعزریان، از حالَق قبیلۀ حالقیان.
از اَسْرِیئیل قبیلۀ اَسْرِیئیلیان، از شكیم قبیلۀ شكیمیان.
از شَمیداع قبیلۀ شمیداعیان و از حافَر قبیلۀ حافریان.
و صَلُفحاد بنحافر را پسری نبود لیكن دختران داشت و نامهای دختران صلحفادمَحلَه و نوعه و حُجلَه و ملكه و تِرصَه.
و دختران صَلُفْحاد بنحافر بنجلعاد بنماكیر بن مَنَسّی، كه از قبایل مَنَسّی ابنیوسف بود نزدیك آمدند، و اینهاست نامهای دخترانش: مَحَله و نوعه و حجله و مِلكَه و تِرصَه.
و به حضور موسی و العازار كاهن، و به حضور سروران و تمامی جماعت نزد در خیمه اجتماع ایستاده، گفتند:
« پدر ما در بیابان مرد و او از آن گروه نبود كه در جمعیت قورح به ضد خداوند همداستان شدند، بلكه در گناه خود مرد و پسری نداشت.
پس چرا نام پدر ما از این جهت كه پسری ندارد از میان قبیلهاش محو شود؟ لهذا ما را در میان برادران پدر ما نصیبی بده.»
پس موسی دعوی ایشان را به حضور خداوند آورد.
و خداوند موسی را خطاب كرده، گفت:
« دختران صَلُفْحاد راست میگویند. البته در میان برادران پدر ایشان ملكموروثی به ایشان بده، و نصیب پدر ایشان را به ایشان انتقال نما.
و بنیماكیر بنمنسی به جلعاد رفته، آن را گرفتند و اموریان را كه در آن بودند، اخراج نمودند.
و موسی جلعاد را به ماكیر بنمنسی داد و او در آن ساكن شد.