آیات کتاب مقدس دربارهٔ Palace
آیات کلیدی کتاب مقدس
كه پادشاه به ناتان نبی گفت: «الا´ن مرا میبینی كه در خانۀ سرو آزاد ساكن میباشم، و تابوت خدا در میان پردهها ساكن است.»
اما خانۀ خودش را سلیمان در مدت سیزدهسال بنا نموده، تمامی خانۀ خویش را به اتمام رسانید.
و خانۀ جنگل لِبنان را بنا نمود كه طولش صد ذراع و عرضش پنجاه ذراع و بلندیش سی ذراع بود و آن را بر چهار صف تیرهای سرو آزاد بنا كرد و بر آن ستونها، تیرهای سرو آزاد گذاشت.
و آن بر زَبَرِ چهل و پنج غرفه كه بالای ستونها بود به سرو آزاد پوشانیده شد كه در هر صف پانزده بود.
و سه صف تخته پوش بود و پنجره مقابل پنجره در سه طبقه بود.
و جمیع درها و باهوها مربع و تختهپوش بود و پنجره مقابل پنجره در سه طبقه بود.
و رواقی از ستونها ساخت كه طولش پنجاه ذراع و عرضش سی ذراع بود و رواقی پیش آنها.
و ستونها و آستانۀ پیش آنها و رواقی به جهت كرسی خود، یعنی رواق داوری كه در آن حكم نماید، ساخت و آن را به سرو آزاد از زمین تا سقف پوشانید.
و خانهاش كه در آن ساكن شود در صحن دیگر در اندرون رواق به همین تركیب ساخته شد. و برای دختر فرعون كه سلیمان او را به زنی گرفته بود، خانهای مثل این رواق ساخت.
همۀ این عمارات از سنگهای گرانبهایی كه به اندازه تراشیده و از اندرون و بیرون با ارّهها بریده شده بود از بنیاد تا به سر دیوار و از بیرون تا صحن بزرگ بود.
و بنیاد از سنگهای گرانبها و سنگهای بزرگ، یعنی سنگهای ده ذراعی وسنگهای هشت ذراعی بود.
و بالای آنها سنگهای گرانبها كه به اندازه تراشیده شده، و چوبهای سرو آزاد بود.
و گرداگرد صحن بزرگ سه صف سنگهای تراشیده و یك صف تیرهای سرو آزاد بود و صحن اندرون خانۀ خداوند و رواق خانه همچنین بود.
و بعد از این امور، واقع شد كه نابوتیزْرَعِیلی، تاكستانی در یزْرَعِیل به پهلوی قصر اَخاب ، پادشاه سامره، داشت.
و یكی از سردارانش، فَقَـح بـن رَمَلْیا بر او شوریده، او را با اَرْجُوب واَرْیـه در سامره در قصر خانۀ پادشاه زد و با وی پنجاه نفر از بنیجِلْعاد بودند. پس او را كشته، به جایش سلطنت نمود.
و در قصر اَحمِتا كه در ولایت مادیان است، طوماری یافت شد و تذكرهای در آن بدین مضمون مكتوب بود:
كلام نَحَمِیا ابن حَكَلْیا: در ماهِ كِسلوُ در سالبیستم، هنگامی كه من در دارالّسلطنه شوشان بودم، واقع شد
در آن ایام حینی كه اَخْشُورُش پادشاه، بر كرسی سلطنت خویش در دارالسّلطنه شُوشَن نشسته بود.
و پادشاه غضبناك شده، از مجلس شراب برخاسته، به باغ قصر رفت. و چون هامان دید كه بلا از جانب پادشاه برایش مهیا است، برپا شد تا نزد اِسْتَر ملكه برای جان خود تضرّع نماید.
و من آتش در حصارهای دمشق خواهم افروخت و قصرهای بِنْهَدَدْ را خواهد سوزانید.»
بعد از انقضای دوازده ماه، او بالای قصر خسروی در بابل میخرامید.
در همان ساعت انگشتهای دست انسانی بیرون آمد و در برابر شمعدان بر گچ دیوار قصر پادشاه نوشت و پادشاه كف دست را كه مینوشت دید.
آنگاه پادشاه به قصر خویش رفته، شب را به روزه بسر برد و به حضور وی اسباب عیش او را نیاوردند و خوابش از او رفت.
و در رؤیا نظر كردم و میدیدم كه من در دارالسلطنه شوشن كه در ولایت عیلام میباشد بودم و در عالم رؤیا دیدم كه نزد نهر اولای میباشم.
پس آتش بر تیمان خواهم فرستاد تا قصرهای بصره را بسوزاند.