- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
circa 1406–1380 BC
Conquest of Canaan
Joshua leads Israel across the Jordan into the promised land, defeating the Canaanite kingdoms one by one.
آیات این دوره
- یوشع ۴:۱۷حدود ۱۴۵۱ پ.م.
پس یوشع كاهنان را امر فرموده، گفت: «از اُرْدُن برآیید.»
- یوشع ۴:۱۸حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و چونكاهنانی كه تابوت عهد خداوند را برمیداشتند، از میان اُرْدُن برآمدند و كف پایهای كاهنان بر خشكی گذارده شد، آنگاه آب اُرْدُن بجای خود برگشت و مثل پیش بر تمامی كنارههایش جاری شد.
- یوشع ۴:۱۹حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و در روز دهم از ماه اول، قوم از اُرْدُن برآمدند و در جِلْجال به جانب شرقی اریحا اردو زدند.
- یوشع ۴:۲۰حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و یوشع آن دوازده سنگ را كه از اُرْدُن گرفته بودند، در جِلْجال نصب كرد.
- یوشع ۴:۲۱حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و بنیاسرائیل را خطاب كرده، گفت: «چون پسران شما در زمان آینده از پدران خود پرسیده، گویند كه این سنگها چیست،
- یوشع ۴:۲۲حدود ۱۴۵۱ پ.م.
آنگاه پسران خود را تعلیم داده، گویید كه اسرائیل از این اُرْدُن به خشكی عبور كردند.
- یوشع ۴:۲۳حدود ۱۴۵۱ پ.م.
زیرا یهُوَه، خدای شما، آب اُرْدُن را از پیش روی شما خشكانید تا شما عبور كردید، چنانكه یهُوَه خدای شما به بحر قلزم كرد كه آن را پیش روی ما خشكانید تا ما عبور كردیم.
- یوشع ۴:۲۴حدود ۱۴۵۱ پ.م.
تا تمامی قومهای زمین دست خداوند را بدانند كه آن زورآور است، و از یهُوَه، خدای شما، همۀ اوقات بترسند.»
- یوشع ۵:۱حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و واقع شد كه چون تمامی ملوك اَموریانی كه به آن طرف اُرْدُن به سمت مغرب بودند، و تمامی ملوك كنعانیانی كه به كناره دریا بودند، شنیدند كه خداوند آب اُرْدُن را پیش روی بنیاسرائیل خشكانیده بود تا ما عبور كردیم، دلهای ایشان گداخته شد و از ترس بنیاسرائیل، دیگر جان در ایشان نماند.
- یوشع ۵:۲حدود ۱۴۵۱ پ.م.
در آن وقت، خداوند به یوشع گفت: «كاردهااز سنگ چخماق برای خود بساز، و بنیاسرائیل را بار دیگر مختون ساز.»
- یوشع ۵:۳حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و یوشع كاردها از سنگ چخماق ساخته، بنیاسرائیل را بر تل غلفه ختنه كرد.
- یوشع ۵:۴حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و سبب ختنه كردن یوشع این بود كه تمام ذكوران قوم، یعنی تمام مردان جنگی كه از مصر بیرون آمدند، به سر راه در صحرا مردند.
- یوشع ۵:۵حدود ۱۴۵۱ پ.م.
اما تمامی قوم كه بیرون آمدند مختون بودند، و تمامی قوم كه در صحرا بعد از بیرون آمدن ایشان از مصر به سر راه مولود شدند، مختون نگشتند.
- یوشع ۵:۶حدود ۱۴۵۱ پ.م.
زیرا بنیاسرائیل چهل سال در بیابان راه میرفتند، تا تمامی آن طایفه، یعنی آن مردان جنگی كه از مصر بیرون آمده بودند، تمام شدند. زانرو كه آواز خداوند را نشنیدند و خداوند به ایشان قسم خورده، گفت: «شما را نمیگذارم كه آن زمین را ببینید كه خداوند برای پدران ایشان قسم خورده بود كه آن را به ما بدهد، زمینی كه به شیر و شهد جاری است.»
- یوشع ۵:۷حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و اما پسران ایشان كه در جای آنها برخیزانیده بود، یوشع ایشان را مختون ساخت، زیرا نامختون بودند چونكه ایشان را در راه ختنه نكرده بودند.
- یوشع ۵:۸حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و واقع شد كه چون از ختنه كردن تمام قوم فارغ شدند، در جایهای خود در لشكرگاه ماندند تا شفا یافتند.
- یوشع ۵:۹حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و خداوند به یوشع گفت: «امروز عار مصر را از روی شما غلطانیدم. از این سبب نام آن مكان تا امروز جِلْجال خوانده میشود.»
- یوشع ۵:۱۰حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و بنیاسرائیل در جِلْجال اردو زدند و عید فصح را در شب روز چهاردهم ماه، در صحرای اریحا نگاه داشتند.
- یوشع ۵:۱۱حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و در فردای بعد از فصح در همان روز، از حاصل كُهنۀ زمین، نازكهای فطیر و خوشههای برشته شده خوردند.
- یوشع ۵:۱۲حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و در فردایآن روزی كه از حاصل زمین خوردند، مَنّ موقوف شد و بنیاسرائیل دیگر مَنّ نداشتند، و در آن سال از محصول زمین كنعان میخوردند.
- یوشع ۵:۱۳حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و واقع شد چون یوشع نزد اریحا بود كه چشمان خود را بالا انداخته، دید كه اینك مردی با شمشیر برهنه در دست خود پیش وی ایستاده بود. و یوشع نزد وی آمده، او را گفت: «آیا تو از ما هستی یا از دشمنان ما؟»
- یوشع ۵:۱۴حدود ۱۴۵۱ پ.م.
گفت: «نی، بلكه من سردار لشكر خداوند هستم كه الا´ن آمدم.» پس یوشع روی به زمین افتاده، سجده كرد و به وی گفت: «آقایم به بندۀ خود چه میگوید؟»
- یوشع ۵:۱۵حدود ۱۴۵۱ پ.م.
سردار لشكر خداوند به یوشع گفت كه «نعلین خود را از پایت بیرون كن زیرا جایی كه تو ایستادهای مقدس است.» و یوشع چنین كرد.
- یوشع ۶:۱حدود ۱۴۵۱ پ.م.
(و اریحا به سبب بنیاسرائیل سخت بستهشد، به طوری كه كسی به آن رفت و آمد نمیكرد.)
- یوشع ۶:۲حدود ۱۴۵۱ پ.م.
و یهُوَه به یوشع گفت: «ببین اریحا و مَلِكَش و مردان جنگی را به دست تو تسلیم كردم.