- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
تثنیه۳
Listen to this chapter
0:00
0:00
شکست عوج، پادشاه باشان
۱
پس برگشته، به راه باشان رفتیم، و عوجمَلك باشان با تمامی قوم خود به مقابله ما بیرون آمده، در اَدْرَعِی جنگ كرد.
۲
و خداوند مرا گفت: «از او مترس زیرا كه او و تمامی قومش و زمینش را به دست تو تسلیم نمودهام، تا بطوری كه با سیحون مَلك اموریان كه در حشبون ساكن بود، عمل نمودی، با وی نیز عمل نمایی.»
۳
پس یهُوَه، خدای ما، عوج ملك باشان را نیز و تمامی قومش را به دست ما تسلیم نموده، او را به حدی شكست دادیم كه احدی از برای وی باقی نماند.
۴
و در آنوقت همه شهرهایش را گرفتیم، و شهری نماند كه از ایشان نگرفتیم، یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم اَرْجوب كه مملكت عوج در باشان بود.
۵
جمیع اینها شهرهای حصاردار با دیوارهای بلند و دروازهها و پشتبندها بود، سوای قُرای بیحصارِ بسیار كثیر.
۶
و آنها را بالكلّ هلاك كردیم، چنانكه با سیحون، ملك حَشبون كرده بودیم؛ هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاك ساختیم.
۷
و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم.
۸
و در آن وقت زمین را از دست دو مَلِكاَموریان كه به آن طرف اُرْدُن بودند، از وادی اَرْنُون تا جبل حرمون، گرفتیم.
۹
(و این حرمون را صیدونیان سِرْیون میخوانند و اموریان آن را سِنیرْ میخوانند.)
۱۰
تمام شهرهای هامون و تمامی جلعاد و تمامی باشان تا سَلخَه و اَدْرَعِی كه شهرهای مملكت عوج در باشان بود.
۱۱
زیرا كه عوج ملك باشان از بقیه رفائیان تنها باقی مانده بود. اینك تخت خواب او تخت آهنین است آیا آن در رَبَت بنیعمّون نیست. و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع برحسب ذراع آدمی میباشد.
تخصیص سرزمین آن سوی اردن
۱۲
و این زمین را در آن وقت به تصرف آوردیم، و آن را از عَروعیر كه بركنار وادی ارنون است و نصف كوهستان جلعاد و شهرهایش را به رؤبینیان و جادیان دادم.
۱۳
و بقیه جلعاد و تمامی باشان را كه مملكت عوج باشد، به نصف سبط منسّی دادم، یعنی تمامی مرزبوم ارجوب را با تمامی باشان كه زمین رفائیان نامیده میشود.
۱۴
یائیر بن منسّی تمامی مرزبوم ارجوب را تا حدِّ جَشوریان و مَعْكِیان گرفت، و آنها را تا امروز به اسم خود باشان، حَوُّوت یائیر نامید.
۱۵
و جلعاد را به ماكیر دادم.
۱۶
و به رؤبینیان و جادیان، از جلعاد تا وادی اِرنون، هم وسط وادی و هم كنارهاش تا وادی یبُّوق را كه حد بنیعمّون باشد، دادم.
۱۷
و عَرَبَه را نیز و اُرْدُن و كنارهاش را از كِنِّرِتْ تا دریای عربه كه بحرالملح باشد، زیر دامنههای فِسْجَه به طرف مشرق دادم.
موسی قبایل و یوشع را مأمور میکند
۱۸
و در آن وقت به شما امر فرموده، گفتم: «یهُوَه خدای شما این زمین را به شما داده است تا آن را به تصرف آورید؛ پس جمیع مردان جنگیشما مهیا شده، پیش روی برادران خود، بنیاسرائیل، عبور كنید.
۱۹
لیكن زنان و اطفال و مواشی شما، چونكه میدانم مواشی بسیار دارید، در شهرهای شما كه به شما دادم، بمانند،
۲۰
تا خداوند به برادران شما مثل شما آرامی دهد، و ایشان نیز زمینی را كه یهُوَه خدای شما به آنطرف اُرْدُن به ایشان میدهد، به تصرف آورند؛ آنگاه هریكی از شما به ملك خود كه به شما دادم، برگردید.»
۲۱
و در آن وقت یوشع را امر فرموده، گفتم: «هرآنچه یهُوَه، خدای شما، به این دو پادشاه كرده است، چشمان تو دید. پس خداوند با تمامی ممالكی كه بسوی آنها عبور میكنی، چنین خواهد كرد.
۲۲
از ایشان مترسید زیرا كه یهُوَه خدای شماست كه برای شما جنگ میكند.»
آخرین درخواست و جانشینی موسی
۲۳
و در آنوقت نزد خداوند استغاثه كرده، گفتم:
۲۴
« ای خداوند یهُوَه تو به نشان دادن عظمت و دست قوی خود به بندهات شروع كردهای، زیرا كدام خداست در آسمان یا در زمین كه مثل اعمال و جبروت تو میتواند عمل نماید.
۲۵
تمنّا اینكه عبور نمایم و زمین نیكو را كه به آنطرف اُرْدُن است و این كوه نیكو و لُبْنان را ببینم.»
۲۶
لیكن خداوند بخاطر شما با من غضبناك شده، مرا اجابت ننمود و خداوند مرا گفت: «تو را كافی است. بار دیگر درباره این امر با من سخن مگو.
۲۷
به قله فِسْجه برآی و چشمان خود را به طرف مغرب و شمال و جنوب و مشرق بلند كرده، به چشمان خود ببین، زیرا كه از این اُرْدُن نخواهیگذشت.
۲۸
اما یوشع را امر فرموده، او را دلیر و قوی گردان، زیرا كه او پیش این قوم عبور نموده، زمینی را كه تو خواهی دید، برای ایشان تقسیم خواهد نمود.»
۲۹
پس در درّه، در برابر بیتفَغُور توقف نمودیم.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note