- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Prophets
آیات کلیدی کتاب مقدس
اگر این كسان مثل موت سایر بنیآدم بمیرند و اگر مثل وقایع جمیع بنیآدم بر ایشان واقع شود، خداوند مرا نفرستاده است.
بلعام در جواب نوكران بالاق گفت: « اگر بالاق خانه خود را پر از نقره و طلا به من بخشد، نمیتوانم از فرمان یهوه خدای خود تجاوز نموده، كم یا زیاد به عمل آورم.
بلعام به بالاق گفت: « اینك نزد تو آمدهام. آیا الا´ن هیچ قدرتی دارم كه چیزی بگویم؟ آنچه خدا به دهانم میگذارد، همان را خواهم گفت.»
خداوند سخنی به دهان بلعام گذاشته، گفت: « نزد بالاق برگشته چنین بگو.»
او در جواب گفت: « آیا نمیباید باحذر باشم تا آنچه را كه خداوند به دهانم گذارد بگویم؟»
اینك مأمور شدهام كه بركت بدهم. و او بركت داده است و آن را رد نمیتوانم نمود.
بلعام در جواب بالاق گفت: « آیا تو را نگفتم كه هر آنچه خداوند به من گوید، آن راباید بكنم؟»
و بلعام چشمان خود را بلند كرده، اسرائیل را دید كه موافق اسباط خود ساكن میبودند. و روح خدا بر او نازل شد.
پس مَثَل خود را آورده، گفت: « وحی بلعامبن بعور. وحی آن مردی كه چشمانش باز شد.
وحی آن كسی كه سخنان خدا را شنید و رؤیای قادر مطلق را مشاهده نمود. آنكه بیفتاد و چشمان او گشاده گردید.
پس مَثَل خود را آورده، گفت: « وحی بلعامبن بعور. وحی آن مردی كه چشمانش باز شد.
وحی آن كسی كه سخنان خدا را شنید و معرفت حضرت اعلی را دانست و رؤیای قادر مطلق را مشاهده نمود. آنكه بیفتاد و چشمان او گشوده گردید.
به آن طرف اُرْدُن در زمین موآب، موسی به بیان كردنِ این شریعت شروع كرده، گفت:
یهُوَه خدای ما، ما را در حوریب خطاب كرده، گفت: «توقف شما در این كوه بس شده است.
خداوند در كوه از میان آتش با شما روبرو متكلم شد.
(من در آن وقت میان خداوند و شما ایستاده بودم، تا كلام خداوند را برای شما بیان كنم، زیرا كه شما به سبب آتش میترسیدید و به فراز كوه برنیامدید) و گفت:
« من هستم یهُوَه، خدای تو، كه تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آوردم.
و اما تو در اینجا پیش من بایست، تا جمیع اوامر و فرایض و احكامی را كه میباید به ایشان تعلیم دهی به تو بگویم، و آنها را در زمینی كه من به ایشان میدهم تا در آن تصرّف نمایند، بجا آورند.»
یهُوَه، خدایت، نبیای را از میان تو از برادرانت، مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید، او را بشنوید.
نبیای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم كرد، و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت.
و اما نبیای كه جسارت نموده، به اسم من سخن گوید كه به گفتنش امر نفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته كشته شود.»
و موسی آمده، تمامی سخنان این سرود را به سمع قوم رسانید، او و یوشع بننون.
و یوشع بننون از روح حكمت مملو بود، چونكه موسی دستهای خود را بر او نهاده بود. و بنیاسرائیل او را اطاعت نمودند، و برحسب آنچه خداوند به موسی امر فرموده بود، عمل كردند.
و نبـیای مثـل موسی تا بحـال در اسرائیلبرنخاسته است كه خداوند او را روبرو شناخته باشد،
در جمیع آیات و معجزاتی كه خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر به فرعون وجمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید،