- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Prophets: Frequently spoke in parables and riddles
آیات دربارهٔ Frequently spoke in parables and riddles
و خداوند ناتان را نزد داود فرستاد و نزد وی آمده، او را گفت كه «در شهری دو مرد بودند، یكی دولتمند و دیگری فقیر.
و دولتمند را گوسفند و گاو، بینهایت بسیار بود.
و فقیر را جز یك ماده برۀ كوچك نبود كه آن را خریده، و پرورش داده، همراه وی و پسرانش بزرگ میشد؛ از خوراك وی میخورد و از كاسۀ او مینوشید و در آغوشش میخوابید و برایش مثل دختر میبود.
و مسافری نزد آن مرد دولتمند آمد و او را حیف آمد كه از گوسفندان و گاوان خود بگیرد تا به جهت مسافری كه نزد وی آمده بود مهیا سازد؛ و برۀ آن مرد فقیر را گرفته، برای آن مرد كه نزد وی آمده بود، مهیا ساخت.»
آنگاه خشم داود بر آن شخص افروخته شده، بهناتان گفت: «به حیات خداوند قسم، كسی كه این كار را كرده است، مستوجب قتل است.
و چونكه این كار را كرده است و هیچ ترحم ننموده، بره را چهار چندان باید رد كند.»
سرود محبوب خود را دربارۀ تاكستانش برای محبوب خود بسرایم. محبوب من تاكستانی در تلّی بسیار بارور داشت،
و آن را كنده از سنگها پاك كرده و مو بهترین در آن غرس نمود و برجی در میانش بنا كرد و چرخشتی نیز در آن كَند. پس منتظر میبود تا انگور بیاورد؛ امّا انگور بد آورد.
پس الا´ن ای ساكنان اورشلیم و مردان یهودا، در میان من و تاكستان من حكم كنید.
برای تاكستان من دیگر چه توان كرد كه در آن نكردم؟ پس چون منتظر بودم كه انگور بیاورد، چرا انگور بد آورد؟
لهذا الا´ن شما را اعلام مینمایم كه من به تاكستان خود چه خواهم كرد. حصارش را برمیدارم و چراگاه خواهد شد؛ و دیوارش را منهدم میسازم و پایمال خواهد گردید.
و آن را خراب میكنم كه نه پازش و نه كنده خواهد شد و خار و خس در آن خواهد رویید، و ابرها را امر میفرمایم كه بر آن باران نباراند.
زیرا كه تاكستان یهوه صبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او میباشند. و برای انصاف انتظار كشید و اینك تعدّی و برای عدالت و اینك فریاد شد.
«ای پسر انسان، معمّایی بیاور و مَثَلی دربارۀ خاندان اسرائیل بزن.
و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید: عقاب بزرگ كه بالهای سِتُرگ و نَیهای دراز پر از پرهای رنگارنگ دارد به لبنان آمد و سر سرو آزاد را گرفت.
و سر شاخههایش را كنَدِه، آن را به زمین تجارت آورده، در شهر سوداگران گذاشت.
و از تخم آن زمین گرفته، آن را در زمین باروری نهاد و نزد آبهای بسیار گذاشته، آن را مثل درخت بید، غرس نمود.
و آن نمّو كرده، مَوِ وسیعِ كوتاه قدّ گردید كه شاخههایش بسوی او مایل شد و ریشههایش در زیر وی میبود. پس موی شده شاخهها رویانید و نهالها آورد.
و عقاب بزرگ دیگری با بالهای سترگ و پرهای بسیار آمد و اینك این مو ریشههای خود را بسوی او برگردانید و شاخههای خویش را از كَرْتههای بستان خود بطرف او بیرون كرد تا او وی را سیراب نماید.
در زمین نیكو نزد آبهای بسیار كاشته شد تا شاخهها رویانیده، میوه بیاورد و مَو قشنگ گردد.
بگو كه خداوند یهوه چنین میفرماید: پس آیا كامیاب خواهد شد؟ آیا او ریشههایش را نخواهد كند و میوهاش را نخواهد چید تا خشك شود؟ تمامی برگهای تازهاش خشك خواهد شد و بدون قوّتعظیم و خلق بسیاری از ریشهها كنده خواهد شد.
اینك غرس شده است امّا كامیاب نخواهد شد. بلكه چون باد شرقی بر آن بوزد، بالّكل خشك خواهد شد و در بوستانی كه در آن رویید پژمرده خواهد گردید.»