- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Israel
همچنین شناختهشده به: Jacob
آیاتی که از Israel نام میبرند
« نزد من آمده، مرا اعانت كنید، تا جَبَعُون را بزنیم زیرا كه با یوشع و بنیاسرائیل صلح كردهاند.»
و چون از پیش اسرائیل فرار می كردند و ایشان در سرازیری بیت حورون میبودند، آنگاه خداوند تا عَزِیقَه بر ایشان از آسمان سنگهای بزرگ بارانید و مردند. و آنانی كه از سنگهای تگرگ مردند، بیشتر بودند از كسانی كه بنیاسرائیل به شمشیر كشتند.
آنگاه یوشع در روزی كه خداوند اَموریان را پیش بنیاسرائیل تسلیم كرد، به خداوند در حضور بنیاسرائیل تكلم كرده، گفت: «ای آفتاب بر جَبَعُون بایست و تو ای ماه بر وادی اَیلُون.»
و چون یوشع و بنیاسرائیل از كشتن ایشان به كشتار بسیار عظیمی تا نابود شدن ایشان فارغ شدند، و بقیهای كه از ایشان نجات یافتند، به شهرهای حصاردار درآمدند.
آنگاه تمامی قوم نزد یوشع به اردو در مَقِّیدَه به سلامتی برگشتند، و كسی زبان خود را بر احدی از بنیاسرائیل تیز نساخت.
و بنیاسرائیل تمامی غنیمت آن شهرها و بهایم آنها را برای خود به غارت بردند، اما همۀ مردم را به دم شمشیر كشتند، به حدی كه ایشان را هلاك كرده، هیچ ذیحیات را باقی نگذاشتند.
و شهری نبود كه با بنیاسرائیل صلح كرده باشد، جز حِوّیانی كه در جَبَعُون ساكن بودند و همۀ دیگران را در جنگ گرفتند.
كسی از عناقیان در زمین بنیاسرائیل باقی نماند، لیكن در غزا و جَتْ و اَشْدُود بعضی باقی ماندند.
و اینانند ملوك آن زمین كه بنیاسرائیل كشتند، و زمین ایشان را به آن طرف اُرْدُن به سوی مطلع آفتاب از وادی اَرْنُون تا كوه حَرْمون، و تمامی عربه شرقی را متصرف شدند.
اینها را موسی بندۀ خداوند و بنیاسرائیل زدند، و موسی بندۀ خداوند آن را به رؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَسَّی به ملكّیت داد.
و اینانند ملوك آن زمین كه یوشع و بنیاسرائیل ایشان را در آن طرف اُرْدُن به سمت مغرب كشت، از بعل جاد در وادی لبنان، تا كوه حالَق كه به سَعیر بالا میرود، و یوشع آن را به اسباط اسرائیل برحسب فرقههای ایشان به ملكّیت داد.
تمامی ساكنان كوهستان از لبنان تا مِصْرَفُوت مایمْ كه جمیع صِیدُونیان باشند، من ایشان را از پیش بنیاسرائیل بیرون خواهم كرد. لیكن تو آنها را به بنیاسرائیل به ملكّیت به قرعه تقسیم نما چنانكه تو را امر فرمودهام.
اما بنیاسرائیل جَشُوریان و مَعَكیـان را بیرون نكردند؛ پس جَشُور و مَعَكی تا امروز در میـان اسرائیل ساكنند.
و بَلْعام بنبَعُورفالگیر را بنیاسرائیل در میان كشتگان به شمشیر كشتند.
و اینهاست ملكهایی كه بنیاسرائیل در زمین كنعان گرفتند، كه العازار كاهن و یوشع بننون و رؤسای آبای اسباط بنیاسرائیل برای ایشان تقسیم كردند.
چنانكه خداوند موسی را امر فرموده بود، همچنان بنیاسرائیل عمل نموده، زمین را تسلیم كردند.
و واقع شد كه چون بنیاسرائیل قوت یافتند، از كنعانیان جزیه گرفتند، لیكن ایشان را بالكل بیرون نكردند.
و تمامی جماعت بنیاسرائیل در شیلوه جمع شده، خیمۀ اجتماع را در آنجا برپا داشتند، و زمین پیش روی ایشان مغلوب بود.
و از بنیاسرائیل هفت سبط باقی ماندند، كه هنوز ملك خود را تقسیم نكرده بودند.
و یوشع به بنیاسرائیل گفت: «شما تا به كی كاهلی میورزید و داخل نمیشوید تا در آن زمینی كه یهُوَه خدای پدران شما، به شما داده است، تصرف نمایید؟
و یوشع به حضور خداوند در شیلوه برای ایشان قرعه انداخت، و در آنجا یوشع زمین را برای بنیاسرائیل برحسب فرقههای ایشان تقسیم نمود.
و چون از تقسیم كردن زمین برحسب حدودش فارغ شدند، بنیاسرائیل ملكی را در میان خود به یوشع بننون دادند.
این است ملكهایی كه العازار كاهن با یوشع بننون و رؤسای آبای اسباط بنیاسرائیل در شیلوه به حضور خداوند نزد در خیمۀ اجتماع به قرعه تقسیم كردند. پس از تقسیم نمودن زمین فارغ شدند.
« بنیاسرائیل را خطاب كرده، بگو: شهرهای ملجایی را كه دربارۀ آنها به واسطه موسی به شما سخن گفتم، برای خود معین سازید
اینهاست شهرهایی كه برای تمامی بنیاسرائیل و برای غریبی كه در میان ایشان مأوا گزیند معین شده بود، تا هر كه كسی را سهواً كشته باشد به آنجا فرار كند، و به دست ولی مقتول كشته نشود تا وقتی كه به حضور جماعت حاضر شود.