- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Zion
آیات کلیدی کتاب مقدس
و پادشاه با مردانش به اورشلیم به مقابلۀ یبوسیان كه ساكنان زمین بودند، رفت. و ایشان به داود متكلّم شده، گفتند: به اینجا داخل نخواهی شد جز اینكه كوران و لنگان را بیرون كنی. زیرا گمان بردند كه داود به اینجا داخل نخواهد شد.
و داود قلعۀ صهیون را گرفت كه همان شهر داود است.
و در آن روز داود گفت: هر كه یبوسیان را بزند و به قنات رسیده، لنگان و كوران را كه مبغوض جان داود هستند (بزند). بنابرین میگویند كور و لنگ، به خانه داخل نخواهند شد.
و داود در قلعه ساكن شد و آن را شهر داود نامید، و داود به اطراف مِلُّو و اندرونش عمارت ساخت.
و داود پادشاه را خبر داده، گفتند كه خداوند خانۀ عوبید اَدوم و جمیع مایملك او را به سبب تابوت خدا بركت داده است پس داود رفت و تابوت خدا را از خانۀ عوبید ادوم به شهر داود به شادمانی آورد.
و چون تابوت خداوند داخل شهر داود میشد، میكال دختر شاؤل از پنجره نگریسته، داود پادشاه را دید كه به حضور خداوند جستوخیز و رقص میكند؛ پس او را در دل خود حقیر شمرد.
آنگاه سلیمان، مشایخ اسرائیل و جمیع رؤسای اسباط و سروران خانههای آبایبنیاسرائیل را نزد سلیمان پادشاه در اورشلیم جمع كرد تا تابوت عهد خداوند را از شهر داود كه صهیون باشد، برآورند.
كلامی كه خداوند دربارهاش گفته، این است: آن باكره، دختر صهیون، تو را حقیر شمرده، استهزا نموده است و دختر اورشلیم سر خود را به تو جنبانیده است.
زیرا كه بقیهای از اورشلیم و رستگاران از كوه صهیون بیرون خواهند آمد. غیرت یهُوَه این را بجا خواهد آورد.
و اهل یبُوس به داود گفتند: به اینجا داخل نخواهی شد. اما داود قلعۀ صَهْیون را كه شهر داود باشد بگرفت.
و داود گفت: هر كه یبُوسیان را اول مغلوب سازد، رئیس و سردار خواهد شد. پس یوآب بن صَرُویه اول بر آمد و رئیس شد.
و داود در آن قلعه ساكن شد، از آن جهت آن را شهر داود نامیدند.
و داود در شهر خود خانهها بنا كرد و مكانی برای تابوت خدا مهیا ساخته، خیمهای به جهت آن برپا نمود.
و چون تابوت عهد خداوند وارد شهر داود میشد، میكال دختر شاؤل از پنجره نگریست و داود پادشاه را دید كه رقص و وجد مینماید، او را در دل خود خوار شمرد.
و سلیمان شروع كرد به بنا نمودن خانۀ خداوند در اورشلیم بر كوه موریا، جایی كه ( خداوند ) بر پدرش داود ظاهر شده بود، جایی كه داود در خرمنگاه ارنون یبوسی تعیین كرده بود.
آنگاه سلیمان مشایخ اسرائیل و جمیع رؤسای اسباط و سروران آبای بنیاسرائیل را در اورشلیم جمع كرد تا تابوت عهد خداوند را از شهر داود كه صهیون باشد، برآورند.
خداوند را که بر صهیون نشسته است بسرایید؛ کارهای او را در میان قومها اعلان نمایید،
جمیل در بلندیاش و شادی تمامی جهان است کوه صهیون، در جوانب شمال، قریهٔ پادشاه عظیم.
کوه صهیون شادی میکند و دختران یهودا به وجد میآیند، بهسبب داوریهای تو.
صهیون را طواف کنید و گرداگرد او بخرامید و برجهای وی را بشمارید.
جماعت خود را که از قدیم خریدهای، به یاد آور و آن را که فدیه دادهای تا سبط میراث تو شود و این کوه صهیون را که در آن ساکن بودهای.
.2 خداوند دروازههای صهیون را دوست میدارد، بیشتر از جمیع مسکنهای یعقوب.
سخنهای مجید دربارهٔٔ تو گفته میشود، ای شهر خدا! سِلاه.
و دربارهٔٔ صهیون گفته خواهد شد که این و آن در آن متولد شدهاند. و خود حضرت اعلی آن را استوارخواهد نمود.
زیرا که خداوند صهیون را برگزیده است و آن را برای مسکن خویش مرغوب فرموده.