- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Water
آیات کلیدی کتاب مقدس
و هنگامی كه یكی از ایشان تیر را میبرید، آهن تبر در آب افتاد و او فریاد كرده، گفت: «آه ای آقایم، زیرا كه عاریه بود.»
پس مرد خدا گفت: «كجا افتاد؟» و چون جا را به وی نشان داد، او چوبی بریده، در آنجا انداخت و آهن را روی آب آورد.
و بقیۀ وقایع حِزْقیا و تمامی تهوّر او و حكایت حوض و قناتی كه ساخت و آب را به شهر آورد، آیا در كتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مكتوب نیست؟
آنگاه با سرداران و شجاعان خود مشورت كرد كه آب چشمههای بیرون شهر را مسدود نماید. پس اورا اعانت كردند.
و از دروازه چشمه، نزد بَرَكه پادشاه گذشتم و برای عبور چهارپایی كه زیر من بود، راهی نبود.
آیا نی، بیخَلاب میروید، یا قَصَب، بیآب نمّو میكند؟
لیكن از بوی آب، رمونه میكند و مثل نهال نو، شاخهها میآورد.
آب سنگها را میساید، و سیلهایش خاك زمین را میبرد. همچنین امید انسان را تلف میكنی؛
به تشنگان آب ننوشانیدی، و از گرسنگان نان دریغ داشتی؟
آنها بر روی آبها سبكاند و نصیب ایشان بر زمین ملعون است، و به راه تاكستان مراجعت نمیكنند.
آبها را در ابرهای خود میبندد، پس ابر، زیر آنها چاك نمیشود.
روی تخت خود را محجوب میسازد و ابرهای خویش را پیش آن میگستراند.
از رَحِم كیست كه یخ بیرون آمد؟ و ژاله آسمان را كیست كه تولید نمود؟
مثل آب ریخته شدهام و همهٔٔ استخوانهایم از هم گسیخته؛ دلم مثل موم گردیده، در میان احشایم گداخته شده است.
در مرتعهای سبز مرا میخواباند. نزد آبهای راحت مرا رهبری میکند.
گداخته شده، مثل آب بگذرند. چون او تیرهای خود را میاندازد، در ساعت منقطع خواهند شد.
مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی و به آتش و آب در آمدیم. پس ما را به جای خرم بیرون آوردی.
{برای سالار مغنیان بر سوسنها. مزمور داود.} خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به جان من درآمده است.
پس سیلها را از صخره بیرون آورد و آب را مثل نهرها جاری ساخت.
مثل آب دور مرا گرفته است تمامیِ روز و مرا از هر سو احاطه نموده.
به فراز کوهها برمیآیند، و به همواریها فرود میآیند، به مکانی که برای آنهامهیّا ساختهای.
و لعنت را مثل ردای خود در بر گرفت و مثل آب به شکمش درآمد و مثل روغن در استخوانهای وی.
آنگاه آبها ما را غرق میکرد و نهرها بر جان ما میگذشت.
آنگاه آبهای پر زور، از جان ما میگذشت.
که برف را مثل پشم میباراند، و ژاله را مثل خاکستر میپاشد.