- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Prophets
آیات کلیدی کتاب مقدس
آنگاه یكی از سرافین نزد من پرید و در دست خود اخگری كه با انبر از روی مذبح گرفته بود، داشت.
و آن را بر دهانم گذارده، گفت كه «اینك این لبهایت را لمس كرده است و عصیانت رفع شده و گناهت كفّاره گشته است.»
آنگاه آواز خداوند را شنیدم كه میگفت: «كه را بفرستم و كیست كه برای ما برود؟» گفتم: «لبیك مرا بفرست.»
گفت: «برو و به این قوم بگو البّته خواهید شنید، امّا نخواهید فهمید و هرآینهخواهید نگریست امّا درك نخواهید كرد.
و خداوند مرا گفت: «لوحی بزرگ به جهت خود بگیر و بر آن با قلم انسان برای مهیر شلال حاش بز بنویس.
چونكه خداوند با دست قوّی به من چنین گفت و مرا تعلیم داد كه به راه این قوم سلوك ننمایم و گفت:
وحی دربارۀ موآب: زیرا كه در شبی عار موآب خراب و هلاك شده است؛ زیرا در شبی قیر موآب خراب و هلاك شده است.
بنابراین برای مو سِبْمَه به گریهیعْزیر خواهم گریست. ای حَشْبون و اَلْعالَه شما را با اشكهای خود سیراب خواهم ساخت زیرا كه برمیوهها و انگورهایت گلبانگ افتاده است.
شادی و ابتهاج از بُستانها برداشته شد و در تاكستانها ترنّم و آواز شادمانی نخواهد بود و كسی شراب را در چرخُشتها پایمال نمیكند. صدای شادمانی را خاموش گردانیدم.
لهذا احشای من مثل بربط به جهت موآب صدا میزند و بطن من برای قیر حارَسْ.
وحی دربارۀ دمشق: اینك دمشق از میان شهرها برداشته میشود و توده خراب خواهد گردید.
در آن وقت خداوند به واسطه اشعیا ابن آموص تكلّم نموده، گفت: «برو و پلاس را از كمر خود بگشا و نعلین را از پای خود بیرون كن.» و او چنین كرده، عریان و پا برهنه راه میرفت.
و خداوند گفت: «چنانكه بنده من اشعیا سه سال عریان و پا برهنه راه رفته است تا آیتی و علامتی دربارۀ مصر و كوش باشد،
بهمان طور پادشاه آشور اسیران مصر و جلاء وطنان كوش را از جوانان وپیران عریان و پابرهنه و مكشوف سرین خواهد برد تا رسوایی مصر باشد.
كه به رائیان میگویند: رؤیت مكنید و به انبیا كه برای ما به راستی نبوّت ننمایید بلكه سخنان شیرین به ما گویید و به مكاید نبوّت كنید.
و الیاقیم ناظر خانه و شبنای كاتب و مشایخ كهنه را ملبّس به پلاس نزد اشعیا ابن آموص نبّی فرستاد،
و به وی گفتند: «حزقیا چنین میگوید كه امروز روز تنگی و تأدیب و اهانت است زیرا كه پسران بفم رحم رسیدهاند و قوّت زاییدن نیست.
كه سخنان بندگان خود رابرقرار میدارد و مشورت رسولان خویش را به انجام میرساند، كه درباره اورشلیم میگوید معمور خواهد شد و درباره شهرهای یهودا كه بنا خواهد شد و خرابیهای آن را برپا خواهم داشت.
آنگاه ایام قدیم و موسی و قوم خویش را بیاد آورد (و گفت) كجاست آنكه ایشان را با شبان گله خود از دریا برآورد و كجا است آنكه روح قدّوس خود را در میان ایشان نهاد؟
كلام ارمیا ابن حلقیا از كاهنانی كه درعناتوت در زمین بنیامین بودند،
كه كلام خداوند در ایام یوشیا ابن آمون پادشاه یهودا در سال سیزدهم از سلطنت او بر وی نازل شد،
پس كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
«قبل از آنكه تو را در شكم صورت بندم تو را شناختم و قبل از بیرون آمدنت از رحم تو را تقدیس نمودم و تو را نبی امّتها قرار دادم.»
پس گفتم: «آه ای خداوند یهوه اینك من تكلّم كردن را نمیدانم چونكه طفل هستم.»
اما خداوند مرا گفت: «مگو من طفل هستم، زیرا هر جایی كه تو را بفرستم خواهی رفت و بهر چه تو را امر فرمایم تكلّم خواهی نمود.