- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Prophets
آیات کلیدی کتاب مقدس
و ایشان را بگو: یهوه صبایوت چنین میگوید: به نوعی كه كسی كوزه كوزهگر را میشكند و آن را دیگر اصلاح نتوان كرد همچنان این قوم و این شهر را خواهم شكست و ایشان را در توفت دفن خواهند كرد تا جایی برای دفن كردن باقی نماند.»
پس گفتم كه او را ذكر نخواهم نمود و بار دیگر به اسم او سخن نخواهم گفت، آنگاه در دل من مثل آتش افروخته شد و در استخوانهایم بسته گردید و از خودداری خسته شده، باز نتوانستم ایستاد.
به سبب انبیا دل من در اندرونم شكسته و همه استخوانهایم مسترخی شده است، مثل شخص مست و مانند مرد مغلوب شراب از جهت خداوند و از جهت كلام مقدّس او گردیدهام.
و كلام خداوند به من نازل شده، گفت:
«از سال سیزدهم یوشیا ابن آمون پادشاه یهودا تا امروز كه بیست و سه سال باشد، كلام خداوند بر من نازل میشد و من به شما سخن میگفتم و صبح زود برخاسته، تَكَلّم مینمودم امّاشما گوش نمیدادید.
و خداوند جمیع بندگان خود انبیا را نزد شما فرستاد و صبح زود برخاسته، ایشان را ارسال نمود اما نشنیدید و گوش خود را فرا نگرفتید تا استماع نمایید.
و گفتند: هر یك از شما از راه بد خود و اعمال شریر خویش بازگشت نمایید و در زمینی كه خداوند به شما و به پدران شما از ازل تا به ابد بخشیده است ساكن باشید.
در ابتدای سلطنت یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا این كلام از جانب خداوند نازل شده، گفت:
«خداوند چنین میگوید: در صحن خانه خداوند بایست و به ضدّ تمامی شهرهای یهودا كه به خانه خداوند برای عبادت میآیند همه سخنانی را كه تو را امر فرمودم كه به ایشان بگویی بگو و سخنی كم مكن.
پس ارمیا جمیع سروران و تمامی قوم را مخاطب ساخته، گفت: « خداوند مرا فرستاده است تا همه سخنانی را كه شنیدید به ضدّ این خانه و به ضدّ این شهر نبوّت نمایم.
در ابتدای سلطنت یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا این كلام از جانب خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
خداوند به من چنین گفت: «بندها و یوغها برای خود بساز و آنها را بر گردن خود بگذار.
و آنها را نزد پادشاه اَدوم و پادشاه موآب و پادشاه بنیعَمّون و پادشاه صور و پادشاه صِیدون به دست رسولانی كه به اورشلیم نزد صِدِقیا پادشاه یهودا خواهند آمد بفرست.
پس كلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
و در آن وقت لشكر پادشاه بابل اورشلیم را محاصره كرده بودند و ارمیا نبی در صحن زندانی كه در خانه پادشاه یهودا بود محبوس بود.
و هنگامی كه ارمیا در صحن زندان محبوس بود كلام خداوند بار دیگر بر او نازل شده، گفت:
كلامی كه از جانب خداوند در حینی كه نبوكدنصّر پادشاه بابل و تمامی لشكرش و جمیع ممالك جهان كه زیر حكم او بودند و جمیع قومها با اورشلیم و تمامی شهرهایش جنگ مینمودند بر ارمیا نازل شده، گفت:
و بندگان خود انبیا را نزد شما فرستادم و صبح زود برخاسته، ایشان را ارسال نموده، گفتم هر كدام از راه بد خود بازگشت نمایید و اعمال خود را اصلاح كنید و خدایان غیر را پیروی منمایید و آنها را عبادت مكنید تا در زمینی كه به شما و به پدران شما دادهام ساكن شوید. اما شما گوش نگرفتید و مرا اطاعت ننمودید.
«طوماری برای خود گرفته، تمامی سخنانی را كه من درباره اسرائیل و یهودا و همه امّتها به تو گفتم از روزی كه به تو تكلّم نمودم یعنی از ایام یوشیا تا امروز در آن بنویس.
و سروران بر ارمیا خشم نموده، او را زدند و او را در خانهیوناتان كاتب به زندان انداختند زیرا آن را زندان ساخته بودند.
و چون ارمیا در سیاهچال به یكی از حجرهها داخل شده بود و ارمیا روزهای بسیار در آنجا مانده بود،
پس ارمیای نبی به ایشان گفت: «شنیدم. اینك من برحسب آنچه به من گفتهاید، نزد یهوه خدای شما مسألت خواهم نمود و هر چه خداوند در جواب شما بگوید به شما اطلاع خواهم داد و چیزی از شما باز نخواهم داشت.»
و بعد از ده روز واقع شد كه كلام خداوند بر ارمیا نازل شد.
«سنگهای بزرگ به دست خود بگیر و آنها را در نظر مردان یهودا در سِعَهای كه نزد دروازه خانه فرعون در تحفنحیس است با گچ بپوشان.
و چون از خواندن این طومار فارغ شدی، سنگی به آن ببند و آن را به میان فرات بینداز.